هنر و ادبیات تطبیقی

هنر و ادبیات تطبیقی

بررسی الگوی سفر قهرمان قصه‌های «ادبیات بچه‌خوانی» برای اقتباس در ادبیات کودک و نوجوان

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده
دانشکده ادبیات و علوم انسانی. دانشگاه شهید باهنر . تهران. ایران
چکیده
داستان‌پردازی و قصه‌گویی در ایران قدمتی دیرینه دارد. با ورود صنعت چاپ به ایران و رواج آن در دوره قاجار، شماری از داستان‌های عامه برای مخاطب کودک و نوجوان تلخیص، مصور و با عنوان «ادبیات بچه‌خوانی» چاپ شد. از سوی دیگر شباهت ساختار اسطوره و قصه به پیدایی نظریه‌‌های منجر شده است که بر مبنای آن‌ها می‌توان عناصر تکرارشونده میان اساطیر و قصه‌ها را کشف و تحلیل کرد. این پژوهش ضمن معرفی «ادبیات بچه‌خوانی»، سعی می‌کند بر اساس چارچوب نظری تحلیل روان‌شناختی ـ کهن‌الگویی کارول. اس. پیرسون و هیو.کی‌مار در نظریة «بیداری قهرمان درون» و در بستر نظریة «سفر قهرمان» جوزف کمپبل، روند رشد قهرمان را در قصه‌های «ادبیات بچه‌خوانی» واکاود و الگوی تکوین و تفرد قهرمانان قصه‌های ادبیات بچه‌خوانی را در مراحل سفر ارائه دهد. به این ترتیب با بررسی روند سفر قهرمان درون و چگونگی تجلی کهن‌الگوها، الگویی برای اقتباس و بازآفرینی قصه‌های عامیانه ارائه می‌دهد تا قهرمانان قصه‏های عامه با تجسم این کهن‌الگوها در ادبیات کودک و نوجوان بازآفریده شوند . ‌از تحلیل ساختار اسطوره‌ای ادبیات بچه‌خوانی چنین بر‏می‏آید که این قصه‌ها با بهره از سه مرحلۀ «عزیمت»، «تشرف» و «بازگشت»، زمینه را برای ظهور کهن‌الگوها فراهم می‌سازند و هرچندبارزترین کهن‌الگوهای ادبیات بچه‌خوانی «عاشق»، «جست‌وجوگر»، «جنگجو» و «نابودگر» است قهرمان در روند سفر بنا بر موقعیت‏های داستانی، با دگردیسی کهن‌الگوها مواجه می‏شود. همچنین این تحقیق با تأکید بر اهمیت قصه‌های ادبیات بچه‌خوانی، ضرورت بازخوانی و اقتباس از مجموعه ادبیات بچه‌خوانی را در فرایند تولید محتوا، داستان، بازی‌های رایانه‌ای، برنامه فلسفه برای کودکان، آثار سینمایی- نمایشی یادآور می‌شود.
کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله English

Examining the pattern of the hero's journey in the stories of "children's literature" for adaptation in children's and adolescent literature

نویسنده English

negin sadrizadeh
Faculty of Literature and Humanities. Shahid Bahonar University. Tehran. Iran
چکیده English

Storytelling in Iran has a long history. With the arrival of the printing industry in Iran and its popularity in the Qajar period, a number of popular stories for children and teenagers have been printed, illustrated and titled "Children's Reading Literature". On the other hand, the similarity of the structure of myth and story has led to the discovery of theories based on which it is possible to discover and analyze the recurring elements between myths and stories. This research, while introducing "children's reading literature", tries based on the theoretical framework of Carroll's psychological-archetypal analysis. S. Pearson and Hugh Kemar in the theory of "Awakening of the Inner Hero" and in the context of Joseph Campbell's "Hero's Journey" theory, analyzed the growth process of the hero in the stories of "Children's Literature" and presented the pattern of development and individuality of the heroes of children's literature stories in the stages of the journey. In this way, by examining the inner hero's journey and how archetypes are manifested, it provides a model for adapting and recreating folk tales so that the heroes of folk tales can be recreated by embodying these archetypes in children's and adolescent literature. using the three stages of "departure", "praise" and "return",. Also, this research emphasizes the importance of children's reading literature stories, the necessity of rereading and adapting the children's reading literature collection in the process of creating content, stories, computer games, philosophy programs for children, cinema-drama works.

کلیدواژه‌ها English

Children's literature
mythological structure
adaptation
inner hero's journey
single myth
  • مقدمه:

شناخت و بررسی ادبیات و فرهنگ مردم گذشته، تنها از گذرگاه مطالعۀ دقیق نمونه‌های مکتوب و به‌جامانده از مردم آن سرزمین ممکن است. بنابراین منابع ادبی هر دوره‌ای از اهمیت ویژه برخوردار است. اگر به این اهمیت، فصل دیگری از نوع مخاطب و کارکرد ویژه هم بیفزاییم، اهمیت و جایگاه ادبیات بچه‌خوانی در شناخت فرهنگ، روان و ادب این سرزمین بیش از پیش دریافت می‌شود.

 قصه‌ها می‌توانند راوی روند و چگونگی رشد و تعالی انسان باشند و همچنین بیانگر مبانی و اسلوب فکری و زندگی بشرند. انسان برای التیام رنج‌ها، سرخوردگی‌ها، آرزوها، فقدان و درد خویش و برای درک ابهامات و پیچیدگی‌های زندگی، به قصه پناه می‌برد. ارتباط انسان و قصه ارتباطی دو سویه و جریانی دَوَرانی است چراکه الگوهای فکری و فرهنگی انسان نیز بر اساس قصه‌ها شکل گرفته ‌است. به عبارتی دیگر قصه‌ها نیروهای حیات‌بخش روان بشر بوده‌اند.

قصه‌ها، ناخودآگاه را به‌صورت منطقی با حوزه‌های عمل و رفتار آدمی مرتبط می‌کنند، به‌گونه‌ای به مخاطب اجازه می‌دهد به‌عنوان انسانی بالغ، جهان واقعیات را به‌صورت جدی و عملی براساس جهان قصه درک کند و از این گذرگاه، به قلمرو آرزوها و ترس‌های روان بازگردد.

بنابراین شناخت و تحلیل قصه‌های هر جامعه به درک تفکر و روان آن جامعه منجر می‌شود. با بررسی‌ قصه‌ها در هر دوران، می‌توان به نحوۀ اندیشه‌ورزی و فرهنگ در گذر دوره‌های تاریخی پی‌برد. به عبارتی قصه‌‌ها، هم بازگوکنندۀ روان و خرد جمعی انسان هستند و هم معرف مخاطبی هستند که در میان لایه‌های آن قصه، پنهان است.

قصه‏های ادبیات بچه‌خوانی نیز مانند سایر قصه‌ها، فرازمانی و فرامکانی‌اند، خاستگاه‌شان با ضمیر و روان قصه‏پردازان عجین شده ‏ و از سرزمین و زمان معین فراتر رفته‏ است. کهن‌الگوها نیز ثمرۀ تجربه‌های مکرر بشر در زندگی هستند. ادبیات بچه‌خوانی به مواد خواندنی کودکان در دوره‌ای از تاریخ این سرزمین اطلاق می‌شود. اصطلاح ادبیات بچه‌خوانی در این پژوهش نیازمند تعرف دقیق و مشخص است که به آن پرداخته می‌شود. به‌صورت اجمالی می‌‌توان گفت قصه‌های نقلی و روایی ادبیات عامه و ادبیات مکتب‌خانه‌ای که کودکان و نوجوانان از زمان ابتدای نشر کتاب در تهران – احتمالاً 1239قمری- 1202 شمسی و دهه‌های پس از این تاریخ، از آن برخوردار می‌شدند، در زمرۀ کتاب‌های بچه‌خوانی می‌گنجند.

 در دوران قاجار ارتباط دربار با کشورهای اروپایی زمینه‌ساز تبادل تجارب و صنعت تمدن اروپایی از جمله صنعت چاپ شد. پس از پیدایش چاپ سنگی در ایران، تعدادی از قصه‌های عامه با عنوان کتاب‌های «بچه‌خوانی»، منتشر شد و بیش از پیش در دسترس کودکان و نوجوانان قرار گرفت. بسیاری از آن‌ها در مکتب‌خانه‌ها نیز تدریس می‌شده است. در حقیقت قصه‌هایی که پیشینۀ دیرینه‌ای دارند، سینه‌به‌سینه برای کودکان و نوجوانان نقل شده‌اند و در نهایت ساخته و پرداختۀ خرد جمعی گویندگان نامشخص هستند، در این دوران با ورود صنعت چاپ، منتشر شده‌اند. از این رو بخش زیادی از فهرست ادبیات بچه‌خوانی با فهرست ادبیات مکتب‌خانه‌ای مشترک است.

شناخت و بررسی قصه‌هایی که کودکان و نوجوانان در این دورۀ تاریخی با آن رو‌به‌رو بودند از چند حیث دارای اهمیت فراوان است. از طرفی این قصه‌ها، روایت خرد جمعی قصه‌سرایانند و به لحاظ جامعه‌شناختی و روان‌شناختی می‌توانند لایه‌های نهفتۀ بسیاری را در حوزۀ انسان‌شناختی تبیین کنند. همچنین می‌توان بر اساس الگوها، ارتباط قصه‌ها و اسطوره‌ها را بررسی و براساس زیبایی‌شناسی و ساختار ادبی و زبانی این قصه‌ها، اطلاعات ارزشمندی را حاصل کرد و از الگوهای تببین‌شده در جریان بازآفرینی و اقتباس بهره برد.

شناخت الگوهای ادبیات بچه‌خوانی به‌مثابه ریخت‌شناسی قصه‌ها، پژوهشی مفصل است. در این پژوهش سعی بر آن است که ضمن معرفی ادبیات بچه‌خوانی، بر اساس نظریه‌های ساختار اسطوره‌ای و نقد کهن‌الگویی، قهرمان ادبیات کودک و نوجوان در نخستین سال‌هایی که بارقه‌هایی از به رسمیت شناخته‌شدن آن به دست آمده و با عنوان ادبیات بچه‌خوانی در میان سایر کتاب‌ها فهرست‌نویسی می‌شده‌است، شناسایی و تحلیل شود. گفتنی است که این قهرمان، فراتر از قهرمان قصه‌های کودکان، قهرمانی است ساخته و پرداخته روح و خرد جمعی ایرانیان در گذرگاه دوران‌ها.

جوزف کمپبل در کتاب قهرمان هزار چهره، الگوهای بی‌زمان و بی‌مکانی را شناسانده‌است که طی بررسی اسطوره‌های جهان کشف کرده بود. همچنین کارول پیرسون و هیوکی‌مار در نظریۀ خود، دوازده مرحله سفر قهرمان درون را در قالب دوازده کهن‌الگو مطرح می‌کنند که انسان‌ها در تکوین شخصیت خود به‌صورت آگاهانه یا ناخودآگاه این مراحل را طی می‌کنند. این شیوه یکی از کارآمدترین روش‌های تحلیل روان‌شناختی انسان در قالب کهن‌الگوهای اسطوره‌ای است و هدفش بازنمایی چگونگی تکوین شخصیت از رهگذر مراحل «سفر قهرمان» است.

 پژوهش پیش رو در پی شناخت و معرفی دقیق‌تر ادبیات بچه‌خوانی، پس از تعریف این اصطلاح، با بررسی نظریه‌های ساختار اسطوره‌ای به تحلیل الگوی قهرمان ادبیات بچه‌خوانی می‌پردازد و الگوی قهرمان ادبیات بچه‌خوانی را برای اقتباس در آثار کودک و نوجوان ارائه می‌دهد.

  1. اصطلاح «ادبیات بچه‌خوانی» به چه معناست و به کدام منابع خواندنی و ادبیات چه دورانی اطلاق می‌شود؟
  2. روند سفر قهرمان و سیر تکوین شخصیت در ادبیات بچه‌خوانی چگونه است و در پی القای کدام قهرمان درونی به مخاطب بوده‌اند؟
  3. آیا می‌توان با تحلیل قهرمان قصه‌های ادبیات بچه‌خوانی به الگوها و نمونه‌های مطلوب ملی برای اقتباس در حوزۀ هنر و ادبیات کودک و نوجوان رسید؟
  • مبانی نظری تحلیل قصه‌ها

در نظریه‌های نقد ادبی، برای شناخت و تحلیل از روش‌های مختلف استفاده می‌شود. در این پژوهش برای بررسی و واکاوی ادبیات بچه‌خوانی از نظریۀ سفر قهرمان درون جوزف کمپبل و بیداری کهن‌الگوها در ساختار اسطوره‌ای قصه‌ها بهره خواهیم برد.

کمپبل معتقد است همۀ قصه‌ها سفری قهرمانانه‌ را دنبال می‌کنند و همۀ نویسنده‌ها به‌صورت ناخودآگاه، مانند انتقال وراثتی ژنتیک از اجداد خود، عنصر وچکیدۀ روایت خود را از نیاکانشان آورده و الگویی ثابت و اسطوره‌ای را دنبال می‌کنند. کمپبل در این باره هیچ استثنایی چه از نظر دورۀ زمانی، چه از نظر جغرافیایی قائل نشده است.

«کمپبل دریافت که داستان‌گویی، خودآگاه باشد یا ناخودآگاه، از الگوی کهن اسطوره پیروی می‌کند و هر داستانی از خام‌ترین لطیفه‌ها تا با ارزش‌ترین آثار ادبی را می‌توان بر حسب سفر قهرمان – اسطوره واحدی که اصولش را در قهرمان هزار چهره مشخص کرده، درک کرد» (وگلر، 1385: 14).

نظریۀ کمپبل به ما کمک می‌کند تا قصه‌ها را به‌گونه‌ای جهان‌شمول و هم‌زمان درونی‌تر دریافت کنیم. قصه‌ها فراتر از قصه، روان انسان را بازگو می‌کنند. البته اندیشه‌های کمپبل دربارۀ کهن‌الگوها بی‌مانند به افکار روان‌شناس تأثیرگذار سوئیسی، کارل گوستاو یونگ نیست.

در ابتدای قرن بیستم کارل گوستاو یونگ، به تکراری‌بودن شخصیت‌ها و وقایع زندگی انسان اشاره کرد. یونگ این شخصیت‌ها و وقایع عمومی و تکرارپذیر را در قالب‌های الگوها‌، مشخص و تفکیک کرد. کارل گوستاو یونگ به ضمیر ناخودآگاه انسان توجه ویژه‌ای داشت. او روان انسان‌ها را بر اساس کهن الگوهای مردانه و زنانه بخش‌بندی کرد و زندگی بشر را یک روند تکرار‌شونده بر اساس سفر قهرمان درون نامید. پس از او بسیاری از پژوهشگران چون جوزف کمپبل، کریستوفر وگلر، رابرت جانسون، کارول پیرسون و هیوکی‌مار، رابرت بلای، کهن‌الگوها را بازبینی کرده‌اند و سفر قهرمانی را به‌عنوان الگویی برای روند رشد فردیت و چگونگی رویارویی انسان با مسائل پیش‌رو در زندگی‌اش قرار داده‌اند. «منقدان این شیوه عمیقا در جست‌وجوی صورت‌های مثالی و کهن‌الگویی در آثار ادبی هستند و به تعبیر دیگر از رابطۀ ادبیات و هنر با اعماق سرشت بشری سخن می‌گویند؛ زیرا اثر هنری را تجلی نیروهای پویا و ذاتی برخاسته از اعمال روان جمعی بشریت می‌انگارند» (امامی، 1385: 202).

گفتنی است در واکاوی ساختار اسطوره‌ای و بررسی سفر قهرمان باید به این نکته توجه کرد که قهرمانان بازماندۀ‌ اسطوره‌ها هستند. در آن‌ها «قهرمان نمایندۀ چیزی نیست، بلکه جانشین جفت و همزاد و وکیل نظام جادویی و دینی است. قهرمان تاریخ ندارد. هر بار از خود آغاز می‌شود تا غالباً سرانجام در ابدیت که خود از آن برخاسته ‌است، ناپدید گردد» (زرفا، ۱۳۸۸: ۱۲۳).

 

1-2- نظریۀ سفر قهرمان درون

یکی از معتبرترین روش‌های تحلیل ادبی در حوزۀ نقد اسطوره‌ایی داستان‌های کهن، «سفر قهرمان» است که براساس «اسطورۀ یگانه» جوزف کمپبل شکل گرفت. سفر اسطوره‌ای قهرمان، معمولاً، تکریم و تکرارِ الگویی است که در مراسم گذار به آن اشاره شده است: جدایی – تشرف – بازگشت: که می‌توان آن را هستۀ اسطورۀ یگانه[1] نامید.

«یک قهرمان از زندگی روزمره دست می‌کشد و سفری مخاطره‌آمیز به حیطۀ شگفتی‌های ماوراءالطبیعه را آغاز می‌کند: با نیروهای شگفت در آن‌جا روبه‌رو می‌شود و به پیروزی قطعی دست می‌یابد. هنگام بازگشت از این سفر پر رمز و راز، قهرمان نیروی آن را دارد که به یارانش برکت و فضل نازل کند» (کمپبل، 1384: 40).

کمپبل متأثر از یونگ نظریات خود را دربارۀ کهن‌الگوها طرح کرد. بنابر نظریۀ کمپبل «توالی اعمال قهرمان از الگوی ثابت و معینی تبعیت می‌کند که در تمامی داستان‌های جهان در دوره‌های گوناگون قابل‌پیگیری است. قهرمان افسانه‌ای معمولاً بنیانگذار چیزی است که یک عصر تازه، دین تازه، شهر تازه یا شیوۀ‌ تازه‌ای از زندگی که برای دست‌یافتن به آن باید ساحت قدیم را ترک گوید و به جست‌و‌جو بپردازد» (کمپبل، 1389: 206).

مرحلۀ اول که جدایی یا عزیمت (حرکت، رحلت) نام دارد، خود شامل پنج مجموعۀ زیر است:

  1. دعوت به آغاز سفر یا آشکار شدن نشانه‌های دعوت برای انجام وظیفه‌ای خاص
  2. رد دعوت یا فرار
  3. 3. امدادهای غیبی
  4. 4. عبور از نخستین آستان
  5. 5. شکم نهنگ یا عبور از قلمرو شب.

مرحلۀ عبور از آزمون‌های تشرّف یافتگی و حصول پیروزی» در بخش دوم به شش زیرمجموعه تقسیم می‌شود:

  1. 1. جادۀ آزمون‌ها
  2. 2. ملاقات با مادرزمین یا پس‌گرفتن نشاط دوران کودکی

3 . زن به‌عنوان وسوسه‌گر

  1. 4. آشتی با پدر
  2. خداگون شدن
  3. برکت نهایی.

سومین بخش شامل شش زیرمجموعه می‌شود:

  1. امتناع از بازگشت یا انکار جهان
  2. فرار جادویی
  3. رسیدن کمک از خارج
  4. عبور از آستان بازگشت یا بازگشت به دنیای عادی
  5. ارباب دو جهان
  6. دستیابی به آزادی در زندگی یا ماهیت و عملکرد برکت نهایی (کمپبل، 1384: 45-46).

بنابراین داستان‌ها می‌توانند بر اساس اینکه از ساختار اسطوره‌ای برخوردارند یا خیر طبقه‌بندی شوند و همچنین بر این اعتبار که قصه از کدام یک از مراحل سه‌گانۀ سفر قهرمان درون برخوردار است یا بر اساس شیوۀ عزیمت، تشرف و بازگشت طبقه‌بندی شود.

2-2 نظریۀ کهن‌الگوهای قهرمان

با بررسی قصه‌ها و افسانه‌ها و تأمل دربارة آن‌ها، شخصیت‌های تکرارشونده و نمونه‌وار به‌روشنی نمایان می‌شوند. روان‌شناس سوئیسی کارل گوستاو یونگ، برای توصیف این الگوهای شخصیت‌پردازی مشترک، اصطلاح کهن‌الگوها را به کار برده‌است. همچنین یونگ مطرح کرد که به غیر از ناخودآگاه فردی، ناخودآگاه جمعی نیز وجود دارد. بنابراین می‌توان گفت قصه‌های پریان و داستان‌های اسطوره‌ای، رویاهای فرهنگ‌اند که از ناخودآگاه جمعی نشئت می‌گیرند. کهن‌الگوها در همة فرهنگ‌ها و زمان‌ها و در رویاها و افراد خاص و اسطوره‌های مختلف دنیا ثابت هستند. از این رو مفهوم کهن‌الگوها ابزاری ضروری برای شناخت هدف یا کارکرد شخصیت‌های هر داستان است و جهان‌شمولی این الگوها امکان تجربۀ مشترک را در قصه‌ها و داستان‌ها از سرزمین‌های مختلف فراهم می‌کند.

«نقد کهن‌الگویی یکی از زیرمجموعه‌های نقد روان‌شناسی نوین است و سبب ایجاد دیدگاه نوینی در بررسی آثار ادبی گشت. باور نقد کهن‌الگویی بر این است که یک متن ادبی، نتیجۀ ناخودآگاه جمعی نوع بشر ست. «اصل پایۀ نقد کهن‌الگویی این است که کهن‌الگوها – تصاویر، شخصیت‌ها، طرح‌های روایی و درون‌مایه‌های فرعی و سایر پدیده‌های نوعی ادبیات در تمام آثار ادبی حضور دارند و به این ترتیب، شالوده‌ای را برای مطالعۀ ارتباطات متقابل اثر فراهم می‌آورد» (مکاریک، 1383: 401). نقد کهن‌الگویی سبب می‌شود که از منظر علمی به دنیای قصه‌ها و روان جهان‌شمول انسان و نمود آن در قهرمان قصه‌ها بپردازیم. این چیزی شبیه نظریۀ دهکدۀ جهانی است؛ اینکه همۀ قصه‌ها در سراسر دنیا و قبایل مختلف با هر میزان تفاوتی که داشته باشند در چرخۀ کهن‌الگویی قرار می‌گیرند و شما می‌توانید رد‌پای میراث نیاکان را در قصه‌ها دنبال کنید.

کهن‌الگوها جنبه‌های مختلف ذهن بشر را بازتاب می‌دهند. به عبارتی روان و هویت ما به‌صورت این شخصیت‌ها تجسم می‌یابد. به همین دلیل طنین واحدی از حقایق روان‌شناسی دارند. این داستان‌ها دقیقاً بر الگوی کارکرد ذهن بشر و نقشه‌های واقعی روان آدمی منطبق‌اند. از نظر روانشناسی معتبر و از نظر عاطفی واقع‌گرایانه‌اند، حتی وقتی حوادث غیرواقعی و غیرممکن یا فانتزی را مجسم می‌کنند» (وگلر، 1385: 15).

جوزف کمپبل نیز در تعریف کهن‌الگوها بر تاثیر ناخودآگاه جمعی در شکل‌گیری کهن‌الگوها تأکید کرده است. او نیز تأکید دارد که کهن الگوها در ذات حقیقی‌شان در سراسر دنیا یک مسیر و یک چرخه را طی می‌کنند و آن میراث همۀ مردم جهان است که از نیاکان خویش به یادگار مانده است.

 «کهن‌الگوها اشکال و تصاویری برخاسته از ذات جمعی هستند که عملاً در تمام جهان، ‌اجزای تشکیل‌دهندة اسطوره‌ها می‌باشند و در عین حال نتایج فردی و طبیعی برخواسته ازناخودآگاه‌اند» (کمپبل، 1384: 28). کهن‌الگوهایی که شناخته و درک شده‌اند، آن‌هایی هستند که در روند تاریخ فرهنگ بشریت، بر اساس اندیشه‌، آمال و آلام بشر شکل گرفته‌اند و بیش از هر چیز، راوی روان نوع بشر هستند. کمپبل معتقد است همۀ مردم در زندگی یا رویاهای خود با اسطوره‌ها روبه‌رو می‌شوند. همۀ آن‌ها با آنچه اجدادشان برایشان به جا گذاشته روبه‌رو می‌شوند. اما میان رویا و اسطوره تفاوت است. گرچه همه به یک شکل دیده می‌شود، اما میان رویا و اسطوره تفاوت‌های زیادی است. رویا، بافتة ذهن خود فرد است، شاید هم تجلّی یک اسطوره را همراه داشته باشد. اسطوره اما چندان تغییری ندارند. از پدران و نیاکان، همراه ما شده‌اند و در همۀ مراحل از تغییر مبرا مانده‌اند.

کارول پیرسون و هیو. کی‌مار در کتاب زندگی برازندۀ من از دوازده کهن‌الگو به‌عنوان راهکارهای بیداری قهرمان درون یاد می‌کنند و به سبب آزمون‌پذیری، این طبقه‌بندی یکی از کارآمدترین روش‌های تحلیل روان‌شناختی است؛ هدف این نظریه بازنمایی چگونگی تکوین شخصیت از رهگذر کهن‌الگوی «سفر قهرمان» است. از آنجا که شخصیت‌های اسطوره‌‌ای سیال و بی‌زمان و بی‌مکان هستند، می‌توان به کمک الگوسازی به شناخت بهتر شخصیت‌ها پرداخت.

بر مبنای این نظریه، قهرمان برای رسیدن به فردیت و تجلی نیروهای درونی خود، ضمن عبور از سه مرحله، دوازده کهن‌الگو را تجربه می‌کند که سپری‌کردن هر یک از این کهن‌الگوها تأثیر بسزایی در رشد دارند. به این ترتیب قهرمان، پس از گذراندن سه مرحلۀ اصلی در نهایت به شناخت خویش می‌رسد. گفتنی است نظریۀ سفر قهرمان درون برگرفته از نظریۀ جوزف کمپبل است. ازاین رو تحلیل سفر قهرمان درون بدون در نظرگرفتن آرای کمپبل کامل نخواهد بود. این دوازده کهن‌الگو عبارتند از؛ معصوم، یتیم، جنگ‌جو، حامی، جستجوگر، عاشق، نابودگر، حاکم، آفرینش‌گر، جادوگر، فرزانه و دلقک.

پیرسون رابطۀ سفر قهرمان و منابع درونی را کهن‌‌الگویی با رشد «من» (مرحلۀ عزیمت)، «روح» (مرحلۀ تشرف) و «خویشتن» (مرحلۀ بازگشت) به شکل سه مرحلۀ سفر قهرمان توصیف کرد.که می‌توان این سه مرحله را با مراحل سفر قهرمان در نظریۀ اسطورۀ یگانه کمپبل منطبق دانست. «پیرسون مرحلۀ اول یا مرحلۀ تدارک سفر (من) را زمانی دانست که قهرمان آمادۀ ترک‌کردن حالت وابستگی می‌شود و منابع درونی لازم را برای پیش‌رفتن در دنیا با اتکا به خودش را فراهم می‌کند. مرحلۀ دوم یا سفر (روح) را دوره‌ای دانست که قهرمان موهبت‌های تشکیل‌دهندة خویشتن حقیقی و مستقل را کشف می‌کند. مرحلۀ سوم یا بازگشت (خویشتن)، مربوط به زمانی است که قهرمان به جامعه برمی‌گردد تا این موهبت‌ها را با دیگران سهیم شود و در وضعیت وابستگی متقابل با دیگران زندگی کند» (آدسون، 1393: 5).

کهن‌الگوها در هر سفر دارای نظم هستند. یعنی ترتیب کهن‌الگوی یتیم، بعد از معصوم رخ خواهد داد و به همین ترتیب تا آخرین آن‌ها که فرزانه و دلقک هستند. در حقیقت قهرمان در طی سفر درونی خود، سه مرحله رشد را به‌ترتیب تجربه می‌کند و در گذار از این مراحل، دوازده کهن‌الگو که هر کدام ویژگی شاخصی دارند، در او بروزمی‌کنند و او به‌تدریج و هم‌زمان با رشد، این کهن‌الگوها را تجربه می‌کند و در نهایت با قدرتی که برخاسته از شناخت و کشف خویش است، بازمی‌گردد. جدول (2-1) بیانگر مراحل سفر و پیدایش این کهن‌الگوهاست.

 

مراحل

(کمپبل)

پیرسون

فرایند مرحله

عناصر

کهنالگوها

مرحلۀ یک

عزیمت

من

آمادگی برای جدایی، ساختن من

دعوت، سقوط، زخ‌ها، رویارویی با اژدها

معصوم، یتیم، حامی، جنگ‌جو

مرحلۀ دو

تشرف

روح

سفر برای یافتن استقلال فردی، کشف روح

جنگیدن با اژدهاها و یافتن گنج

جستجوگر، عاشق، نابودگر، آفرینش‌گر

مرحلۀ سه

بازگشت

خویشتن

بازگشت به جامعه، وابستگی متقابل، احساس مسئولیت

سهیم‌کردن دیگران در غنایم به‌دست‌آمده

حاکم، فرزانه، جادوگر، دلقک

در جدول (2-2) شرح کوتاه دوازده کهن‌الگوی پیرسون و هیو.کی‌مار بر اساس مراحل سه‌گانۀ سفر ارائه شد ‌است.

 

عزیمت

معصوم: مظهر اعتماد به دیگران و جهان، پاک و اعتماد‌کننده، زودباور و ساده، متعهد و وفادار، قانون‌مدار و پاک‌دامن.

یتیم: وابسته و آسیب‌دیده، رنجور، مطرود و محتاج، بخشی که با سقوط، خیانت، آزار و اذیت مواجه شده‌است.

حامی: مهرطلبی و توانا در پرورش و حمایت از خود و دیگران

جنگجو: هدفمند، خویشتن‌دار، باانضباط، قاعده‌مند، منظم، رقابت‌طلب، قابلیت مبارزه و دفاع برای خود و تعیین محدوده‌ها و هدف‌ها

 

 

تشرف

جستجوگر: کنجکاو،ماجراجو، نیازمند به جست‌وجوی چیزی متفاوت، طلب معنا، اهل سیاحت و ماهر در گردآوری اطلاعات و تجزیه و تحلیل مسائل پیچیده.

عاشق: قابلیت مراقبت‌کردن و محبت‌کردن، احترام‌گذاشتن، متعهد‌شدن، رسیدگی به دیگری، از خودگذشتگی و فداکاری، پیوند‌خوردن، متعهد‌شدن و قبول مسئولیت نسبت به دیگری، شور و اشتیاق داشتن، جذابیت و گیرایی.

نابودگر: قابلیت رها‌کردن و خلاص‌شدن فرد از چیزهایی که دیگر از ارزش‌های او حمایت نمی‌کنند، پذیرش فناپذیری، برهم‌زنندۀ نظم و قوانین برای بازسازی و شروع دوباره، خواهان دگرگونی، تحول و انقلاب.

آفرینشگر:کارآفرین، مخترع، نوآور، انعطاف‌پذیر، قابلیت گشودن قوۀ تخیل و ابداع.

 

 

 

بازگشت

حاکم: توانایی بهره‌مندی از فرصت‌ها برای سودجویی یا مصلحت عمومی، قابلیت استفاده از تمام منابع و امکانات و قبول مسئولیت در قبال خود و دیگران، ریاست‌طلب، تمایل به کنترل دیگران، اهل مجادله، مشاجره و بحث و جدل.

جادوگر: بهرمند از آگاهی و توانی فراتر از عادت، قدرت تغییر آنچه باید تغییر یابد از طریق عمل‌کردن روی بینش و بصیرت خود، انجام کارها به شیوه‌های متفاوت و عمیق، تسهیل‌کنندۀ امور از طریق جذبه، نفوذ نه مقام و ریاست.

فرزانه: پیردانا، هدایتگر و راهنما، توانایی دست‌یابی به خرد، جست‌وجوی حقیقت و پذیرش ابهام.

دلقک: قابلیت تجربه‌کردن زندگی به‌طور کامل و بیان حقیقت بدون مجازات‌شدن، دانستن راه لذت‌بردن از زندگی.

 

گفتنی است که هر شخصیت ممکن است یادآور چند کهن‌الگو باشد که در موقعیت‌های متفاوت در شمایلی منحصر‌به‌فرد بروز می‌یابد. نحوۀ بروز کهن‌الگوها نیز در افراد مختلف، متفاوت است. «زبان سفر روح، زبان اسطوره، نماد، ترانه، هنر، ادبیات و شعر و آیین‌هاست. ازآنجا که هر کدام از ما سیر مجزای خود را برای یافتن هویتمان داریم، این زبان توسط هریک از ما به نحو متفاوتی تعبیر می‌شود» (آدسون، 1393: 56). به نظر می‌رسد عوامل مختلفی بر نحوۀ بروز کهن‌الگو‌ها تأثیر می‌گذارد.

 

  • ادبیات بچه‌خوانی

اصطلاح «بچه‌خوانی» که نگارش آن در دورۀ قاجار با حذف واو معدوله به شکل «بچه‌خانی» مرسوم بوده‌، مرکب است از «بچه» و «خوانی». «بچه» در لغت‌نامۀ دهخدا به معنای طفل، کودک، ولید و «خوانی» از مشتقات خواندن است.

در دایره‌المعارف مصاحب، مدخل «بچه‌خوانی» نیست؛ اما در ذیل مدخل «بچه‌خوان» چنین ذکر شده‌است:

«هر یک از جوانانی که در تعزیه عموماً نقش فرزندان اولیا یا هواداران آن‌ها را بازی می‌کنند: مثل قاسم فرزند امام حسن (ع)، سکینه دختر امام حسین(ع) و طفلان مسلم.» که بی‌شک این معنا یعنی ایفای نقش کودکان در تعزیه، با موضوع پژوهش پیش‌رو هم‌خوان نیست.

همچنین می‌توان گفت بچه‌خوانی به فرهنگ و سنتی اطلاق می‌شده‌است که در آن قصه‌ها و روایات عامه را برای کودکان نقل می‌کردند. «بچه‌خوانی از فرهنگی منسوخ حکایت می‌کند که شکل‌گیری و بقای آن به جمع‌شدن در یک خانه یا در مکان‌های جمعی عمومی برای شنیدن قصه وابسته است و امروز دیگر کمتر اثری از آن به چشم می‌خورد» (حسینی، 1388: 89). در این تفسیر «بچه‌خوانی» به معنای فرهنگ و هنر قصه‌گویی است که به شیوه و فنون مختلف اجرا می‌شده است. هر چند این معنا بسیار قابل‌توجه است اما به مفهوم ادبیات بچه‌خوانی نزدیک و از آن متفاوت است.

این اصطلاح پس از ورود صنعت چاپ و با گسترش کتاب‌های چاپ‌شده برای کودکان رایج شده‌است. در حقیقت بخشی از داستان‌های عامه که در ایران پیشینه‌ای کهن دارد، با ورود صنعت چاپ و کاربرد آن‌ها برای کودکان به «بچه‌خوانی» شهرت یافته است. بنا بر آگهی روزنامة «دولت علیه ایران» به شمارۀ 575، مورخ 15 ربیع‌الثانی1282 قمری -6/16/1344 خورشیدی- کتابی با عنوان گنجینة نشاط معرفی شده‌است که شامل مجموعه اشعار ا‌ست از میرزا عبدالوهاب معتمد‌الدوله متخلص به «نشاط». بر طبق این آگهی، در پایان کتاب نشاط، فهرستی سه‌صفحه‌ای از کتب چاپ‌شدۀ سنگی نیمۀ دوم سدۀ سیزدهم موجود است. با مراجعه به این کتاب، فهرست حاج موسی طهرانی را می‌توان یافت که فهرستی است از کتاب‌های چاپ‌شده و حوزه‌های موضوعی مختلف، دسته‌بندی شده‌اند. در پایان کتاب،حدود 238 عنوان کتاب را که از زمان ابتدای نشر کتاب در تهران – احتمالاً 1239قمری- تا زمان تنظیم فهرست یعنی 1281 قمری، به چاپ رسیده‌است، ارائه شده ‌است. این کتاب‌ها ذیل بیست‌و‌چهار عنوان طبقه‌بندی شده‌اند. آخرین سری کتاب‌هایی که در این فهرست ذکر شده‌اند، کتب « بچه‌خانی» -بچه‌خوانی- هستند.

در این فهرست هیچ‌گونه اطلاعاتی از نویسندگان، تعداد صفحات، قیمت، سال نشر، نام ناشر و... ارئه نشده است. با بررسی مختصر این فهرست، می‌توان دریافت که پس از پیدایش چاپ سنگی در ایران، تعدادی از قصه‌های عامه با عنوان کتاب‌های «بچه‌خوانی»، منتشر شده و در دسترس کودکان و نوجوانان قرار گرفته است که بسیاری از آن‌ها در مکتب‌خانه‌ها نیز تدریس می‌شده‌ است. از این رو بخش زیادی از فهرست مذکور با فهرست ادبیات مکتب‌خانه‌ای مشترک است.

 در فهرست حاجی موسی تاجر طهرانی، این اصطلاح به معنای مواد خواندنی کودکان و کتاب‌ها و قصه‌هایی است که کودکان می‌خوانند. مارزولف نیز ضمن اذعان به ابهام در اصطلاح بچه‌خوانی، دربارۀ آن چنین توضیح داده است: «عنوان‌گذاری مؤلف برای آثار مندرج در ردیف یا دستۀ آخر (بچه‌خوانی‌ها) مقداری مبهم و اسرارآمیز است. با توجه به سطح سواد اندک ایرانیان در قرن نوزدهم به احتمال زیاد عنوان «بچه‌خوانی» نه به معنای مطالبی که کودکان آن را خواهند خواند، بلکه به مفهوم مطالبی که برای کودکان خوانده خواهد شد،‌ مطرح بوده است. به سخن دیگر، فهرست بخش «بچه‌خوانی‌ها» حاوی مطالبی است که تصور می‌شده‌ از نظر سرگرمی و آموزندگی اخلاقی برای افراد کم‌سن‌و‌سال مناسب هستند و از نظر حجم مطالب هم آن‌قدر حجیم نیستند که نتوان در یک جلسه آن‌ها را برای کودکان خواند (مارزلف، 1387: 113).

بنابراین می‌توان گفت مقصود از ادبیات بچه‌خوانی، بخشی از آثار منظوم و منثوری است که در برهة زمانی حکومت قاجار، جزء مطالب مطالعاتی، سرگرمی و آموزشی کودکان و نوجوانان بوده‌ است.

بنابراین ادبیات بچه‌خوانی عبارت است از مجموعه کتاب‌های چاپ سنگی مصور که در دوران قاجار برای کودکان چاپ شده است. تصور می‌شود که این کتاب‌ها بیشتر در قطع کوچک، جزوه‌مانند، کم‌حجم، بدون جلد و ارزان چاپ می‎شده ‌است.

کتاب‌های بچه‎خوانی بر اساس فهرست حاج‌موسی 33 عنوان است. فهرست کتاب‌های ادبیات مکتب‎خانه‎ای ایران ۷۰ عنوان است (نک‍‌ : ذوالفقاری، فهرست مطالب). برخی آثار مشهور ادبیات مکتب‌خانه‌ای مانند حکایت خسرو دیوزاد، بختیارنامه، سلیم جواهری، قصۀ موسى، خاله قورباغه، خاله سوسکه و خروس و روباه و همچنین مجموعه طنزهایی مانند لطائف و ظرائف یا حکایات ملانصرالدین در فهرست حاج‌موسی نیست. مجموعه کتاب‌های بچه‎خوانی و ادبیات مکتب‌خانه‌ای در دو فهرست، شامل ۹۰ عنوان، دسته‌بندی می‎شود.

آثاری که در ذیل عنوان بچه‌خوانی ذکر شده در دورۀ قاجار به طبع رسیده، اما در دوره‌های گوناگون نوشته شده است. از موش و گربه عبید زاکانی (قرن هشتم) تا رعنا و زیبا (دوران قاجار) و به عبارتی به لحاظ تاریخی از قرن هفتم تا سیزدهم را شامل می‌شود. این آثار به لحاظ موضوعی هم کتاب‌های متفاوتی را دربرمی‌گیرد.

در این فهرست هیچ تمایزی بین کتب چاپ‌شده به روش چاپ سنگی و آثار چاپ شده به روش چاپ سربی نیست و همچنین پاره‌ای آثار مشهور بچه‌خوانی مانند آثار زیر در این فهرست معرفی نشده‌اند:

حکایت «خسرو دیوزاد» (چاپ 1264 و 1270ق)، «بختیارنامه» (فهرست: ستون 543؛ چاپ 1263 و 1279)، «سلیم جواهری» (چاپ اول 1271ق)، یا «قصۀ سلیمان» و به دنبال آن «قصۀ موسی»؛ چاپ مشترک 1266 و 1273ق). عدم وجود آثاری ازاین قبیل مایۀ شگفتی است چراکه پاره‌ای آثار ادبیات عامه احتمالاً در زمان تدوین فهرست حاج‌موسی به‌صورت چاپ‌های متقدم‌تر نیز وجود داشته‌اند. از میان این آثار می‌توان از آثاری مانند «کلیله و دمنه» ابوالمعالی نصرالله منشی (چاپ اول 1282 ق)، «شنگول و منگول» (چاپ اول حدوداً 1300ق)، «خاله سوسکه» (چاپ اول 1299 ق)، «خروس و روباه» (چاپ اول 1299ق) نام برد و همچنین مجموعه طنزهایی مانند «لطائف و ظرائف» (چاپ اول 1295 و 1298ق) یا «حکایات ملانصرالدین» (چاپ اول 1299ق)» (مارزلف، 1378، 110).

گفتنی است کتاب «هزار مسئله» که از مصنفات فقهی کسی به نام ابونصر سعد بن العطان است، جزء فهرست «بچه‌خوانی‌ها» قرار گرفته‌، در صورتی که زیرمجموعۀ «کتب احادیث» محسوب می‌شود. منابع آثار بچه‌خوانی هم برگرفته از آثار کهن فارسی و هم اقتباس از آثار و رویدادهای دورة صفوی و قاجار است. به لحاظ شکل ارائۀ مطالب نیز به‌گونه‌ای هستند که هم در قالب نثر بیان شده‌اند و هم در قالب نظم. همان طور که گفته آمد به این آثار – به استثنای کتاب مذهبی معراجنامه- تمامی حاوی مطالب سرگرم‌کننده و آموزشی (مانند قصه‌های عشقی، حماسی-عشقی، جادوئی و عیاری و طراری) است.

در پایان این بحث گفتنی است که عدم ذکر برخی از کتاب‌های شناخته‌شده کودکان و نوجوانان که در ادبیات مکتب‌خانه‌ای معرفی شده‌اند، از اهمیت و ارزش ویژۀ‌ فهرست حاج‌موسی طهرانی نمی‌کاهد و به نظر نگارنده می‌توان به آن استناد کرد. بنابراین مبنای بررسی آثار بچه‌خوانی در پژوهش پیش رو، فهرست حاج‌موسی تاجر طهرانی خواهد بود. برخی از عناوین ادبیات بچه خوانی مطابق فهرست حاج‌موسی طهرانی عبارت است از: حسین‌کرد شبستری، نوش‌آفرین نامه، بهرام و گلندام، موش و گربه، احمد جولا، گلستان ارم، چهل طوطی، لیلی و مجنون، فرهاد و شیرین، خزان و بهار، ناز و نیاز، رعنا و زیبا، یوسف و زلیخا، دله مختار، دزد و قاضی، رند و زاهد، کلثوم‌ننه، توبه نصوح، شیرویه، قهرمان، هرمز، چهار درویش و...

.

(سومین صفحه از فهرست حاج‌موسی طهرانی؛ فهرست کتب بچه‌خوانی)

 

 

  • الگوی سفر قهرمان در قصه‌های ادبیات بچه‌خوانی

با بررسی فرایند رشد قهرمانان و چگونگی بیداری کهن‌الگوهای ادبیات بچه‌خوانی، می‌توان به آینه خرد جمعی نگاهی داشت و به ترسیم روان جامعه و دورانی پرداخت که این قصه‌ها را خلق کرده‌اند و با آن انتقال سینه‌به‌سینۀ آن، باعث شکل‌گیری و تکامل فرایند رشد روان و فرهنگ خود شده‌اند.

تعداد کمی از کتاب‌های مجموعۀ ادبیات بچه‌خوانی، فاقد روایت داستان هستند و در اساس قصه نیستند مانند نصاب ترکی، هزار مسئله، گلشن عطارد و... اما با اطمینان می‌توان گفت قریب به اتفاق همۀ متون روایی ادبیات بچه‌خوانی از ساختار اسطوره‌ای برخوردار هستند. پردازش و انتخاب ناخودآگاه این آثار برای مخاطب کودک و نوجوان، بیانگر ترس‌ها و آرزوهای جامعه در آن برهۀ تاریخی است.

هرچند اغلب قهرمانان قصه‌های ادبیات بچه‌خوانی، در فراز و فرود سفر خود، بیداری تمام کهن‌الگوهای درون را تجربه می‌کنند، اما میزان دفعات بیداری هر کهن‌الگو در کنش‌ قهرمانان، تفاوت‌های معناداری را ایجاد می‌کند به‌گونه‌ای که می‌توان با توجه به بسامد کهن‌الگوها، به کشف کهن‌الگوی غالب بر روان جامعه نائل شد. تمام قهرمانان ادبیات بچه‌خوانی سفر خود را از مرحلۀ یتیمی آغاز می‌کنند.

بهرام، قهرمان قصۀ بهرام و گلندام، در پی شکار آهو از گروه خدم و حشم خود جدا می‌شود و در بیابان گم می‌شود و به این ترتیب وارد مرحلۀ یتیمی می‌شود. رعنا، شاهزادۀ‌ قصه رعنا و زیبا، نابالغ است که پدرش می‌میرد. کهن‌الگوی معصومی است که با مرگ پدر دوران یتیمی تجربه می‌کند. رابعه دختر فرمانروای بلخ، قهرمانی است که در ابتدای قصۀ گلستان ارم، با مرگ پدر یتیم می‌شود (نک:صدری‌زاده، 1401). هرچند تجربه آسیب، درد و فقدان در روان جامعه قصه‌پرداز، تجربه‌ای ناگوار است، اما روان چنین جامعه‌ای به نیکی می‌داند که درد، عزیز و رشددهنده است. چنین ذهینیتی بر این اصل استوار است: شکوفایی از نقطه تاریکِ شکست، طلوع می‌کند (پایان شب سیه، سپید است). با این حال وقتی تعداد کسانی که به درد آغشته‌اند، زیاد می‌شود وگروه قربانیان را شکل می‌دهد، قربانی‌بودن امری فراگیر و عادی به نظر می‌رسد، افراد دچار تلة تماشاگری و انفعال می‌شوند و مسئولیت عبور از شکست، تقسیم می‌شود. در این صورت قهرمان ترجیح می‌دهد در گوۀ امن نقش قربانی متوقف شود و وارد فراز و فرودهای سفر بیداری قهرمان نشود. ادبیات بچه‌خوانی روایت زندگی قهرمانانی است که از مرحلۀ یتیمی فراتر رفته‌اند، از میان قربانیان برخاسته‌اند و در تکوین شخصیت خود، بیداری سایر کهن‌الگوها را تجربه کرده‌اند. در حقیقت ادبیات بچه‌خوانی، مخاطب خود را به شهامت رویارویی با خویشتن و جهان ناشناخته‌ها فرامی‌خواند و به سوی بیداری کهن‌الگوی جنگجو می‌رود.

با بررسی کهن‌الگوهای قهرمان قصه‌های بچه‌خوانی چنین دریافت می‌شود که پربسامدترین کهن‌الگوی قهرمان در این قصه‌ها، جست‌وجوگر، عاشق، جنگ‌جو و نابودگر است. بهرام گمشده در بیابان، با دیدن تصویر گلندام، به جست‌وجوی او می‌رود و با لشکر دیوان و رقیبان می‌جنگد. حسین‌کرد به هندوستان می‌رود و مالیات هفت‌سالۀ ایران را پس می‌گیرد، رعنا در طلب عشق زیبا با نگهبانان درگاه صنوبر و خیل خواستگاران چین و ماچین روبه‌رو می‌شود(نک: همان). در حقیقت قهرمان پس از پشت‌سرنهادن مرحلۀ معصوم و یتیم، آزمون‌های مرحلۀ تشرف را با تجربۀ مکرر کهن‌‌الگوی جست‌وجوگر، نابودگر، عاشق و جنگ‌جو پیش می‌برد. گویی انتظار جامعه از قهرمان، روحیۀ وارستگی، عاشقی، پهلوانی و جنگاوری است. قهرمانی که بتواند فراتر از عادت‌ها و وابستگی‌ها سفر را آغاز کند و با تیرگی‌ها بجنگد و پیروزی‌های بی‌نهایتی را برای جامعه به ارمغان بیاورد. البته این نکته را می‌توان به گونۀ دیگر تفسیر کرد؛ از آنجا که کهن‌الگوی نابودگر، جنگجو و عاشق، همگی کهن‌الگوهای مرحلۀ عزیمت و تشرف هستند، می‌توان گفت جامعه‌ای که کهن‌الگوی مسلط بر روان آن، نابودگر، جنگجو و عاشق است، در مرحلۀ عزیمت و تشرف متوقف شده و از پختگی کهن‌الگوهای مرحله بازگشت فاصله دارد. این جامعه می‌تواند در بعد منفی، داشته‌هایش را نادیده بگیرد و در رویکردی افراطی و ناآگاهانه نسبت به عشق دیگری، به نادیده‌گرفتن وتخریب خود بنشیند، همچنین می‌تواند بدون معنا و دستاوردی حقیقی برای برد و باخت‌های کوچک بر سر اثبات حقانیت و توانمندی‌های خود، بجنگد.

همچنین به نظر می‌رسد که از میان چهار کهن‌الگوی مرحلۀ بازگشت - جادوگر، فرزانه، حاکم و دلقک- بیشترین تجلی را جادوگر و حاکم دارند. گویی زمانی که میزان عشق، سعی و کوشش قهرمان برای تداوم مسیر راه به جایی نمی‌برد، با متوسل به معجزه و دریافت‌های شهودی به گشایش‌های خارق‌العاده‌ می‌رسد. حسین‌کرد در حمام شهر بیهوش می‌شود و مأموران، حمام را بر سر او خراب می‌کنند. اما حسین به‌طرز معجزه‌آسایی آسیبی نمی‌بیند. زیارت، دعا، نیایش، توکل و درنهایت جان‌سالم‌به‌در‌بردن از مهلکه، تمثیلی است از اینکه در روان حسین‌کرد، کهن‌الگوی جادوگر بیدار شده و با برخورداری از کهن‌الگوی جادوگر، قوانین معمول جهان را متحول می‌کند. در قصۀ نوش‌آفرین‌نامه، جهانگیرشاه که از سرنوشت دختر خویش پریشان است، عابد فیاض را فرامی‌خواند و او بشارت می‌دهد که هر یک از شاهزادگان که بتواند درج را ازگردن طوطی بردارد و با او سخن بگوید، قادر است شاهزاده خانم را نجات دهد. آزمون برگزار می‌شود و شاهزاده ابراهیم می‌تواند با بروز کهن‌الگوی جادوگر چنین کند (نک: همان). همچنین کهن‌الگوی حاکم با برخورداری از روحیۀ سلطه‌طلبی و رهبری، مسئولیت خود و دیگران را به عهده‌ می‌گیرد و تمایل به کنترل همۀ افراد و امور دارد. «حاکم کهن‌الگوی حامی و جنگجو را با هم ترکیب می‌کند. وقتی این وجوه شخصیت ما با هم ترکیب شوند، ما را قادر می‌سازند تا از محدودة من شخصی بگریزیم و نحوة درست ارتباط با دیگران را انتخاب کنیم. حاکم انتخاب می‌کند که به‌طور کلی با «چه»، «کی» و «چه‌طور» ارتباط برقرار کند» (آدسون،1393: 124). بنابراین می‌توان گفت تصور قالبی روان جامعه ایران از قهرمان فردی است که می‌تواند همۀ مسائل را حل‌و‌فصل کند و چنین فردی شایستگی زمامداری و کنترل همۀ امور را دارد. به همین دلیلی قهرمانی که نتواند به‌واسطۀ اکسیر جادویی و بُعد غیرمعمول خود، مسائل را برطرف کند و انتظارات جامعه را برآورده کند، یکباره فاقد شکوه قهرمانی و طرد می‌شود.

زمانی که قهرمان برای دستاوردی فراتر از خواسته‌های خود، تلاش می‌کند، تجلی کهن‌الگوی حامی است. حامی که عنصر ایجاد اتحاد در روان قهرمان است بارها در قصه‌های ادبیات بچه‌خوانی، به‌ویژه در مرحلۀ تشرف، متجلی می‌شود تا قهرمان با فرد یا جامعه‌ای، برای عبور از مصائب متحد شود. زمانی که تمام دلاوران سپاه از رویارویی با فولادخان می‌گریزند، شاهزاده هرمز که در شروع قصه به تمامی تداعی‌کنندۀ کهن‌الگوی معصوم و خام است، با بیداری کهن‌الگوی حامی در مقابل فولادخان می‌ایستد. رویارویی قهرمان با فرد یا گروهی از ستم‌دیدگان، لحظۀ بیداری کهن‌الگوی حامی است. حامی «پس ازمشاهدة وضعیت بد گروهی از ستم‌دیدگان دست به کار شده و به نیازهای آن‌ها رسیدگی می‌کنند» (پیرسون و کی‌مار، 1390: 61). اما قهرمانان قصه‌های عامیانه اغلب پس از مواجهه با گروه ستم‌دیدگان، به جای آنکه به آن‌ها راه و رسم چگونگی رویارویی با مشکلات زندگی را بیاموزد با تجسم روحیۀ مهرطلبی و حامی ناپخته، تمام مسئولیت حمایت و نجات فرد یا گروه را به عهده می‌گیرد و گاه از سفر قهرمانی خود منحرف می‌شود؛ بهرام در راه رسیدن به گلندام، از دریا می‌گذرد. برای نجات مسافران کشتی، به تنهایی با نهنگ می‌جنگد. جسم نیمه‌جان او را آب به ساحل می‌آورد. در قصۀ دیگر، حسین‌کرد در حمایت از یوسف، به خزانۀ شاه عباس دستبرد می‌زند. به این ترتیب قصه‌ها بارها به شرح وقایعی می‌پردازد که قهرمان در حمایت از گروهی دیگر پشت سر می‌نهد و در نگرشی افراطی، در روان قصه‌پردازان و مخاطبان، این مهرطلبی و حامی ناپخته، معرفت و خصلت والای پهلوانی تعبیر می‌شود.

کهن‌الگوی آفرینشگر قدرت خلاقه‌ای است که می‌تواند از فرصت‌ها برای رشد خود و جامعه بهره ببرد و مولد معنای زندگی و کاشف مسیرهای تازه برای حل مسائل باشد. این کهن‌الگو در روان قهرمان ادبیات بچه‌خوانی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، در هر کدام از قصه‌های ادبیات بچه‌خوانی که قهرمان توانسته تجسم کهن‌الگوی آفرینشگر باشد، به بازآفرینی معنای زندگی و پیروزی نهایی دست یافته است. با وجود این، کهن‌الگوی آفرینشگر از بسامد بالایی برخوردار نیست و تمام قهرمانان نتوانسته‌اند بیداری این کهن‌الگو را تجربه کنند و سعی کرده‌اند با جایگزینی و بهره‌مندی از نیروی کهن‌الگو‌های جادوگر، فرزانه و حاکم، بر جهان خود سیطره یابند.

تنها در یکی از قصه‌های ادبیات بچه‌خوانی-چهار درویش- نشانه‌ای از بروز کهن‌الگوی دلقک یافت می‌شود. با وجودی که اغلب قهرمانان ادبیات بچه‌خوانی، تمامی مراحل سفر را طی می‌کنند اما به مرحلۀ بیداری کهن‌الگوی دلقک نمی‌رسند. زیرا دلقک مرحله‌ای فراتر از سفر است. زمانی که قهرمان بتواند از هیاهوی سفر فاصله بگیرد و با نگاهی خردمندانه، کل‌نگر و لذت‌جویانه تمام مسائل و سختی‌های سفر را بنگرد، آنگاه با تجربه درمی‌یابد که هیچ چیز پایدار نیست و می‌تواند حقیقت را همان طور که هست بگوید. چنین قهرمانی درمی‌یابد که ارزش حقیقی زندگی، دستاوردها نیستند بلکه درک ناپایداری همۀ آن چیزی است که روزی دستاورد محسوب می‌شده‌ است. می‌توان گفت روان جامعه قصه‌پرداز این ادبیات، هنوز به مرحله‌ای نرسیده ‌است که قهرمانان آن، نقش کهن‌الگوی دلقک را ایفا کنند، حقیقت سرنوشت خود را بازگو کنند و قواعد جدی دنیا را به سخره‌ بگیرند.

قهرمان ادبیات بچه‌خوانی اغلب، قهرمان مایل و گروه‌محور است. قهرمانی که فعال، پیشرو و خودانگیخته است و در نهایت به جامعه و گروه خود می‌پیوندد. این نتیجه هم‌خوان با درک کهن‌الگوهای پربسامد- جنگجو و نابودگر- منجر به درک نگاه جامع‌تری به کهن‌الگوی روان جامعه می‌شود. بنابراین هنگامی که دعوت‌نامه می‌رسد، قهرمان بر حفظ داشته‌هایش اصرار نمی‌ورزد، با اشتیاق سفر را آغاز می‌کند و غالباً زمانی که با انتخاب بین بازگشت به دنیای عادی یا ماندن در دنیای خاص مواجه می‌شود، بازگشت به دنیای عادی را برمی‌گزیند.

نگهبان آستان که نمایندۀ انرژی ایگو، خودآگاه روان و مادرانگی است در ادبیات بچه‌خوانی، بارها متجلی شده است. کارکرد این کهن‌الگوی بنیادین، ممانعت از سفر و بازدارندگی است. در حقیقت خودآگاه قهرمان، برای محافظت از او در مقابل آسیب‌های احتمالی سفر، سعی می‌کند راه قهرمان را سد کند. هر چند در برخی از قصه‌های این مجموعه نگهبان آستانه به پشتیبان و حامی ارزشمند بدل می‌شود اما اغلب، موجودی قوی و بازدارنده است که سعی می‌کند قهرمان را در محدوده‌های تعیین‌شده نگه دارد و مانع ورود او به دنیای ناشناخته‌ها شود. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت، سنت در روان قصه‌پردازان ادبیات بچه‌خوانی، جایگاهی رفیع و ممتنع داشته است، به‌گونه‌ای که هر تغییری با بازخوردهای سخت‌گیرانه از سوی خودآگاه جامعه مواجه می‌شده و‌ اغلب از تغییر و دگرگونی حمایت نمی‌شده است. با این حال قصه‌پردازان در تعارضی ناخودآگاه، دریافته‌اند که قهرمان کسی است که ناشناخته‌ها را کشف می‌کند و رشد، توأم با دگرگونی است. بنابراین جهانی افسانه‌ای را خلق کرده‌اند و مخاطبان را به ایستادگی در مقابل نگهبان آستان و گذر از آستانه تشویق می‌کنند.

سایه در قصه‌های ادبیات بچه خوانی وجه انسانی دارد. گاهی سایه‌ها در شمایل حیوانات وحشی و دیوها ظاهر شده‌اند اما اغلب به‌صورت انسانی که نمایندۀ وجۀ تاریک و ناشناختۀ قهرمان است، متجلی شده و در نهایت آشتی و پذیرش آن، موجب تعادل و رستگاری قهرمان شده‌است. تفسیر شمایل انسانی سایه در آینۀ قصه‌های ادبیات بچه‌خوانی، می‌تواند بازتابی از پیچیدگی‌ روابط در جامعۀ ایرانی باشد. برادر و مرد جوان، معشوق و دشمنان از بارزترین و پربسامدترین تجلی‌های سایه برای قهرمان قصه‌های بچه‌خوانی است. مرشد و راهنمایان قهرمان در ادبیات بچه‌خوانی، اغلب چندوجهی هستند. به این ترتیب قهرمان را چند مرشد تعلیم می‌دهند، هریک مهارتی خاص را به وی می‌آموزند که در مراحل مختلف سفر، به کار می‌آیند. مرشد شمن‌‌گونه و گمراه پس از مرشد چندوجهی، بیشترین بسامد را دارد. مرشد شمن‌گونه رابطه‌ای محکم با جادو درمانگر، شفابخش و حکیم فرهنگ آئینی دارد. شمن در رؤیا یا مکاشفه، آگاهی و بصیرتی را در اختیار قهرمان می‌نهد. مرشد گمراه، قهرمانی ناکام است که در سفر قهرمانی ناتمام هست. تأویل انواع مرشد در ادبیات بچه‌خوانی راه به درک روشن و فهم بهتر راهنما در روان قصه‌پردازان می‌برد. ظهور پربسامد مرشد چندوجهی، نشان می‌دهد که در خرد جمعی قصه‌پردازان، حکمت و تجربه ارزش والایی داشته است و امری نیست که به یک‌باره عرضه گردد و تنها مرشدان شمن‌گونه که پیوند دیرینه و درهم‌تنیده‌ای با باور دین، جادو و فره ایزدی دارند، می‌توانند از آن بهره‌مند باشند. همچنین مرشد گمراه تداعی‌کنندۀ جهان ذهنی پدران است که راه نرفته و زندگی نزیستۀ خود را بر فرزندان فرافکنی می‌کنند و در حالی که در مرحلۀ تجربة بحران و سرنوشت خویش، به سر می‌برند یا از مسیر قهرمانی منحرف شده‌اند، آرزوها و تجارب خود را به قهرمان جوان می‌سپارند.

عاشقان، پادشاهان و شاهزادگان، پهلوانان، زنان، اولیا و انبیا به‌ترتیب پربسامدترین شخصیت‌های قصه‌های ادبیات بچه‌خوانی هستند. پس از آن‌ها، پیشه‌وران و حیوانات تکرار شده‌اند. با وجود اینکه کودکان و نوجوانان مخاطبان این قصه‌ها بودند اما کودکان نقشی در قصه‌ها ندارند و تنها گاهی در شرح سرگذشت قهرمان و فرایند رشد او به مرحلۀ کودکی او اشاره شده‌ است که همیشه نیز تجسم مرحلۀ معصومی و یتیمی قهرمان است.

اغلب قصه‌های ادبیات بچه‌خوانی در قالب افسانه هستند و به هر دو شیوۀ خطی و داستان در داستان روایت شده‌اند. مضمون و درون‌مایۀ آن‌ها به‌ترتیب عاشقانه، رزمی-پهلوانی و اخلاقی-اندرزی است که نشان‌دهندۀ چیرگی و استیلای عنصر سرگرم‌کنندگی نیز هست. همچنین تکرار مضمون عشق در قصه‌های ادبیات بچه‌خوانی، بیانگر سیطرۀ کهن‌الگوی عاشق بر روان قصه‌پردازان است، همان طور که در قصه‌ها نیز، کهن‌الگوی عاشق، نمود بارزی دارد. همچنین پایان قصه‌های ادبیات بچه‌خوانی، اغلب شادی و عبرت است.

  • نتیجه

داستان‌های عامه در ایران پیشینه‌ای مفصل دارد. با ورود صنعت چاپ به ایران و رواج آن در دورۀ قاجاریه، بخشی از داستان‌های عامه، به سبب ارتباط با مخاطب کودک و نوجوان با عنوان «بچه‌خوانی» مصور و به طبع رسیده ‌است. فهرست حاج‌موسی از معتبرترین و جامع‌ترین فهرست‌های کتاب‌های چاپ سنگی است که در سال‌های ‌1281 و 1282 هجری قمری در انتهای کتاب گنجینۀ نشاط آورده شده‌ است و به ذکر کتاب‌های چاپ سنگی نیمۀ دوم قرن سیزدهم هجری به تفکیک موضوع، پرداخته‌است.

ساختار داستانی پرماجرای برخی قصه‌های ادبیات بچه‌خوانی، روایت داستان در داستان آن‌ها، جنبۀ حماسی و رمزی و نیز طرح الفاظ و مباحث نامناسب برای کودکان مانع از آن می‌شود که امروز بسیاری از عنوان‌های این فهرست را در شمار آثار ادبیات کودک و نوجوان بدانیم. اما با استناد و تعهد به فهرست حاج‌موسی و شواهد دیگر در فهرست ادبیات مکتب‌خانه‌ای و منابع پژوهشی دیگرکه پیشتر ذکر شد این قصه در شمار ادبیات کودکان گنجانده ‌شده‌ است. ناگزیر، هرچند برخی از این قصه‌ها فاقد مؤلفه‌های ادبیات کودک و نوجوان است اما به استناد ارتباط با مخاطب کودک و نوجوان دیروز و خاستگاه بومی و فرهنگی آن و ذهنیت و خرد ایرانی، می‌توان از الگوی سفر قهرمان این قصه‌ها در آفرینش و خلق قهرمان آثار کودک و نوجوان بهره برد.

گفتنی است ادبیات بچه‌خوانی بخشی از ادبیات عامه است که به تشخیص خرد جمعی جامعه، کودکان و نوجوانان می‌توانستند در مکتب‌خانه یا محافل قصه‌خوانی و قصه‌گویی، در جهان روایی آن‌ها سهیم شوند و مخاطب آن‌ها باشند. از سوی دیگر، ادبیات کودکان و نوجوان ادبیاتی مخاطب‌محور است و تنها آثاری می‌توانند در زمرۀ ادبیات کودک و نوجوان گنجانده شوند که مخاطب کودک و نوجوان با آن‌ها ارتباط بگیرد. بنابراین ارتباط این متون و کودکان و نوجوانان آن دوران، ارتباطی تحمیلی و ناگزیر نبوده‌است و این قصه‌ها با تمام ظرفیت‌های نهفته‌شان، در جهان درونی مخاطبان پذیرفته شده و از اقبال برخوردار بودند. رموز پیوند ارتباط این ادبیات ویژه و مخاطبش را می‌توان بارها به لحاظ جامعه‌شناسی، جستارهای زبانی، فرهنگ‌شناسی، زیبایی‌شناسی و... کاوید و بررسی کرد. در این پژوهش سعی شد تا با معرفی مجموعه ادبیات بچه‌خوانی، فهرست حاج‌موسی طهرانی و پرداختن به اهمیت آن، به مروری از ادبیات بچه‌خوانی دست یافت و با واکاوی قصه‌ها از منظر نقد اسطوره‌ای، ساختار قصه‌ها بررسی و الگوی روان‌شناختی قصه‌ها را نمایان کرد. به این ترتیب روح جمعی راویان و شنوندگان این قصه‌ها که به درازای عمر فرهنگ و خرد مردمان این سرزمین است، در فراز و فرود «سفر قهرمان» بارها بازتعریف و از میان هزارتوی تاریک تاریخ، سایه‌روشنی از روان جامعه چه به‌عنوان روایان قصه‌ها و چه مخاطبان آن‌ها ارائه شود.

ادبیات بچه‌خوانی عرصۀ تجلی‌ روان ناخودآگاه قصه‌پردازان در گذر تاریخی بی‌زمان و بی‌مکان است و می‌توان بارها این مجموعۀ ارزشمند را با انواع رویکردهای علمی و پژوهشی انسان‌شناختی بررسی کرد. این مجموعه منبعی ارزشمند برای شناخت فرهنگ عامه و عقاید و شیوۀ زندگی تودۀ مردم است و می‌توان از مجموعه آثار ادبیات بچه‌خوانی در فرایند بازآفرینی و اقتباس در جهت تولید محتوا، داستان، بازی‌های رایانه‌ای، برنامۀ فلسفه برای کودکان و آثار سینمایی- نمایشی برای مخاطب کودکان و نوجوانان بهره برد.

 

[1] کلمۀ (monomyth) واژه‌ای است برگرفته از جیمز جویس در کتاب بیداری فینگان: James Joyce, Finnegans Wake (New York: Viking Press, Inc., 1939), P. 581.

  • آدسون، پترشیا (1393). بیداری قهرمان درون. تهران: بنیاد فرهنگ زندگی.
  • امامی، نصرالله (1385). مبانی و روش‌های نقد ادبی. تهران: جامی.
  • بلای، رابرت (1399). مردِ مرد. ترجمة فریدون معتمدی، تهران: مروارید.
  • پیرسون، کارول اس. و هیو کی مار(1392). زندگی برازندۀ من. ترجمۀ کاوه نیری. تهران: بنیاد فرهنگ زندگی.
  • حسینی، عباس. 1388. بچه‌خوانی. نخستین کتاب‌های مصور کودک و فرهنگ عامه در ایران. گلستان هنر، بهار 1388، شماره 15: صص 87 -96.
  • خان‌بابا مشار. فهرست کتاب‌های چاپی فارسی. تهران: 1355 –
  • زرفا، الیاده، کریستوا (1388). جهان اسطوره‌شناسی. ترجمۀ جلال ستاری. تهران: نشر مرکز.
  • ذوالفقاری، حسن؛ حیدری، محبوبه (1391). ادبیات مکتبخانه‌ای ایران. تهران: چشمه.
  • صدری‌زاده، نگین؛ مدبری، محمود؛ صرفی، محمدرضا (1401). رسالة معرفی و تحلیل ادبیات بچه‌خوانی، کرمان: دانشگاه شهید باهنر.
  • کمپبل، جوزف (1384). قهرمان هزار چهره. ترجمۀ شادی خسروپناه، چاپ چهارم، مشهد: انتشارات گل آفتاب.
  • کمپبل، جوزف (1389). قدرت اسطوره. ترجمۀ عباس مخبر. تهران: نشر مرکز.
  • مارزلف، اولریش. (1387). ادبیات عامه فارسی در دورۀ قاجار. ترجمة عباس امام. فصلنامۀ فرهنگ مردم، سال هفتم، شمارۀ 27-28: صص 93- 117.
  • مکاریک، ایرنا ریما (1383). دانش‌نامۀ نظریه‌های ادبی معاصر. ترجمۀ محمد نبوی و مهران مهاجر. تهران: نشر آگه.
  • وگلر، کریستوفر (1385). ساختار اسطوره‌ای در داستان و فیلم­نامه. ترجمۀ عباس اکبری. تهران: نیلوفر.
دوره 1، شماره 2 - شماره پیاپی 2
تابستان 1402
صفحه 109-113

  • تاریخ دریافت 10 تیر 1402
  • تاریخ پذیرش 17 شهریور 1402