هنر و ادبیات تطبیقی

هنر و ادبیات تطبیقی

مطالعه تطبیقی فیلم سنتوری و رمان عقاید یک دلقک از منظر نظریه اقتباس لیندا هاچن

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 گروه ادبیات نمایشی دانشکده هنر دانشگاه تربیت مدرس تهران
2 گروه ادبیات نمایشی دانشکده هنر دانشگاه تربیت مدرس
چکیده
در تاریخ سینما اقتباس همواره از مهمترین محرک‌ها بوده است و بخش اعظمی از آثار فاخر سینمایی در زمره آثار اقتباسی قرار می‌گیرند. رمان عقاید یک دلقک اثر شاخص هانریش بل در سالهای اخیر یکی از پر مخاط‌ب‌ترین کتب در ایران بوده است و احتمالا همین محبوبیت و اشتیاق در کنار قابلیت‌های نمایشی بالای آن داریوش مهرجویی را مجاب نمود تا اقتباسی آزاد از آن داشته باشد و اساس فیلم سنتوری (1385) را بر پایه آن قرار دهد. مهرجویی ضمن وفاداری به بخش عمده‌ای از مضمون این رمان، با ساخت پیرنگ جدید و پرورش شخصیت‌پردازی توانست فیلمی ماندگار از خود بر جای بگذارد. هر دو اثر به خوبی نگاه انتقادی خود را به برخی مسائل چون اعتقادات، خانواده، و جامعه ثبت کرده‌اند و آن را در بستر داستانی ارائه نموده‌اند. از آنجایی که فیلم سنتوری یک اثر اقتباسی آزاد است، مهرجویی با تغییر برخی رویدادهای اصلی در داستان و برخی عناصر اصلی در روند قصه و روایت‌پردازی توانسته است تا اثری مستقل و با امضای شخصی خود خلق کند. در این مطالعه تطبیقی، که با روش توصیفی-تحلیلی از منظر نظریه اقتباس لیندا هاچن صورت پذیرفته است، به تحلیل و بررسی روند اقتباس از رمان به فیلم می‌پردازیم و تفاوت‌ها و شباهت‌های میان رمان و فیلم را مورد کند و کاو قرار می‌دهیم تا پلی میان این دو اثر ماندگار برای درک بهتر ساختار و معناهایشان داشته باشیم.
کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله English

A Comparative Study of the Film Santouri and the Novel The Clown in Light of Linda

نویسندگان English

Ali Zare 1
Esmaeil Najar 2
1 Department of Drama College of Arts Tarbiat Modares University
2 Department of Drama College of Arts Tarbiat Modares University
چکیده English

In the history of cinema, adaptation has always been one of the most important impetuses, and most of the sumptuous cinematic works are among the adapted works. In recent years, the novel The Clown by Heinrich Böll has been one of the most popular books in Iran, and probably this popularity and interest, along with its high dramatic potentials, persuaded Dariush Mehrjuie to make a free adaptation of it to form the basis of Santouri (2007). Mehrjui, while remaining faithful to the major part of the story theme in the novel, was able to leave an everlasting film by creating a new plot and developing characterization. In fact, both works have well recorded their critical view on some issues such as religion, family, and society and presented it in the context of stories. Since the film Santouri is a free adaptation, Mehrjui has been able to create an independent work from his personal point of view by changing some main events in the story and some main elements in the narration process. In this comparative study, that was carried out with the descriptive-analytical method based on the Linda Hutcheon's adaptation theory, we will analyze and examine the process of adaptation from novel to film and explore the differences and similarities between the novel and the film in order to build a bridge between these two abiding works to better understand their structures and meanings.

کلیدواژه‌ها English

Comparative Study
The Clown
Santouri
Heinrich Böll
Dariush Mehrjuie

مقدمه:

اقتباس در مفهوم ابتدایی خود به معنی اتخاذ کردن است؛ بدین صورت که اثری از یک رسانه به رسانه‌ای دیگر تغییر یابد. در آثار ادبی و سینمایی به‌وفور می‌توان آثاری اقتباسی را یافت که اکثراً موفقیت‌های چشمگیری به دست آورده‌اند و به کمک اقتباس‌کنند‌گان توانسته‌اند موضوع و پیام مربوط به متن مبدا را در رسانۀ بصری به‌خوبی پیاده کنند. در حقیقت اقتباس‌کنندۀ کار بلد همانند میکل آنژ می‌ماند که وقتی از او پرسیدند که چگونه می‌تواند چنین فرشته‌های زیبایی را از سنگ بتراشد، پاسخ داد: «فرشته در دل سنگ اسیر است. من فقط چیزهایی را می‌تراشم که فرشته نیستند." (سیگر، 1380، 16). اقتباس کنندۀ نمایشی نیز چیزهایی را می‌آفریند که درام نیستند. اقتباس از آثار ادبی برای ساخت اثر سینمایی با تولد سینما شکل گرفته است. از زمان شکل‌گیری سینما تاکنون بسیاری از سینماگران در سراسر دنیا به این مهم برای خلق آثاری به‌یاد‌ماندنی روی آورده‌اند. به‌خاطر قابلیت انعطاف‌پذیری رسانه سینما برای داستان‌گویی، اقتباس از سایر آثار ادبی به‌خوبی در این رسانه قابلیت اجرایی شدن پیدا کرده است. ویژگی روایی بودن مهم‌ترین وجه اشتراک سینما و متون ادبی (ادبیات) است که توانسته رابطه‌ای منطقی را میان این دو رسانه برقرار کند. شاید روایی بودن مهم‌ترین عنصر در هنگام اقتباس یک اثر باشد و اقتباس‌گر/فیلم‌ساز در وهلۀ اول باید این مهم را در نظر بگیرد که آیا اساساً متن مورد نظر قابیلت روایت در رسانۀ دیگری را دارد یا خیر. با طرح این پرسش نخستین گام برای خلق اثر برداشته می‌شود.

در سینمای ایران داریوش مهرجویی یکی از پرکارترین فیلم‌سازانی است که از آثار شاخص و مطرح ادبی به‌منظور اقتباس و ساخت فیلم به نحو شایسته‌ای بهره برده است. تقریباً اکثر فیلم‌های وی از آثاری از نویسندگان بزرگ اتخاذ شده‌اند: فیلم سارا از نمایشنامۀ خانۀ عروسک از ایبسن، فیلم پری از از رمان فرانی و زویی و داستان ‌کوتاهِ یک روزِ خوش برای موزماهی نوشتۀ جروم دیوید سالینجر. فیلم سنتوری نیز اقتباسی آزاد از رمان عقاید یک دلقک از هانریش بل است که در این مطالعۀ توصیفی–تحلیلی سعی می‌کنیم آن‌ها را مورد کند‌و‌کاو قرار دهیم و به نحوۀ اقتباس آن توسط مهرجویی پی ببریم.

بیان مسئله و سؤالات تحقیق:

بخش قابل‌توجهی از آثار سینمایی در سراسر جهان برگرفته از آثار ادبی هستند که توسط نویسندگان بزرگی نگارش شده‌اند. در بحث تطبیق، اقتباس و برگردان آثار ادبی به فیلم باید عنوان نمود که اکثر آثار اقتباس‌شده جزو شاهکارهای تاریخ سینما محسوب می‌شوند و این خود اهمیت بحث اقتباس را به‌خوبی منتقل می‌نماید. در سینمای ایران نیز کارگردانان بزرگی همچون ناصر تقوایی، بهرام بیضایی، امیر نادری، کیانوش عیاری، داریوش مهرجویی و اصغر فرهادی تلاش‌های درخور توجهی را در این زمینه به انجام رسانده‌اند. اما در سال‌های اخیر این مهم کمتر به‌صورت یک جریان مورد توجه فیلم‌سازان قرار گرفته است. از آنجایی که بسیاری از منتقدان و کارشناسان بر این باورند که سینمای ایران از ضعف فیلم‌نامه بسیار رنج می‌برد، به نظر ضروری می‌رسد که بحث اقتباس از آثار ادبی را بیش از پیش مورد مداقه قرار دهیم. در این پژوهش سعی بر آن است تا به پرسش‌های ذیل پاسخ داده شود: 1- آیا فیلم سنتوری مهرجویی توانسته است اقتباسی قابل‌قبول بر طبق اصول اقتباس لیندا هاچن از کتاب عقاید یک دلقک داشته باشد؟

2- اساساً این اقتباس به چه شیوه‌ای انجام گرفته است و تا چه حد به متن وفادار بوده است؟

در این پژوهش تطبیقی توصیفی-تحلیلی سعی بر آن است تا به پرسش‌های مدنظر پاسخی جامع و شامل داده شود تا بلکه قدمی کوچک برای ارتقای تکنیک اقتباس در سینما برداشته شود.

اهداف و ضرورت تحقیق:

مسئلۀ‌ اقتباس در آثار داریوش مهرجویی به‌عنوان کارگردانی صاحب‌سبک بسیار حائز اهمیت است چراکه بخش عمده‌ای از کارنامۀ هنری وی را آثار اقتباسی تشکیل می‌دهد. در سینما‌ی ایران دچار ضعف‌هایی در حوزۀ فیلم‌نامه بوده‌ایم و یکی از راه‌های بهبود این مهم اتخاذ کردن و اقتباس از شاهکارهای مهم ادبی و داستانی توسط فیلم‌سازان است. در حقیقت با پرداختن به مسئلۀ اقتباس و مهم‌تر از همه، چگونگی اقتباس کردن از آثار ادبی در سینما، می‌توان زوایای جدیدی را در این مسیر مشخص نمود تا هنرمندان و علاقه‌مندان بتوانند این مبحث را برای ارتقای جایگاه سینمای ایران در مسیری درست مد‌نظر قرار دهند. این جستار سعی دارد به مسئلۀ کشف جلوه‌های پنهان در اثر اقتباسی مهرجویی از رمان معروف هانریش بل به نام عقاید یک دلقک بپردازد و همچنین نحوۀ آداپتاسیون آن را مورد کند‌و‌کاو قرار دهد. فیلم سنتوری که اقتباسی آزاد از کتاب بل است، یکی از فیلم‌های پر‌حاشیه و پر‌طرفدار سینمای ایران محسوب می‌شود و ضرورت دارد که دلایل متنی و ساختاری آن را بررسی نماییم.

پیشینۀ تحقیق:

به‌طور اخص دربارۀ فرایند اقتباس فیلم سنتوری از کتاب عقاید یک دلقک، تاکنون پژوهشی به طبع نرسیده و بر اساس تحقیقات نگارنده هیچ مطلبی مبنی بر بررسی تطبیقی فیلم سنتوری بر اساس موضوع مد نظر نیز یافت نشده است، گرچه در ‌باب اقتباس دیگر آثار سینمایی مهرجویی مطالبی را می‌توان یافت؛ به‌عنوان مثال «بررسی اقتباس شخصیت در فیلم سارا و نمایشنامۀ خانه عروسک» به قلم نرگس صالحی به بررسی جایگاه شخصیت اصلی در نمایش‌نامۀ خانۀ عروسک از ایبسن و فیلم سارا از مهرجویی می‌پردازد و نحوۀ اقتباس و تغییر و تحول شخصیت اصلی را در فرایند اقتباس مورد کاوش قرار می دهد. سیدعلی موسوی نیز مقاله‌ای تحت عنوان «بررسی تطبیقی شخصیت زن در فیلم سگ‌کشی بیضایی و فیلم سارای مهرجویی» به رشتۀ تحریر درآورده است و توانسته مقایسه‌ای میان جایگاه زن در آثار این دو فیلم‌ساز مطرح به عمل آورد. به‌طور کلی به‌جز مطالبی کوتاه به‌عنوان نقد و بررسی فیلم سنتوری، پژوهشی یافت نشد که بتواند مقایسه‌ای تطبیقی میان فیلم سنتوری و کتاب عقاید یک دلقک را بر اساس یک چهارچوب به انجام برساند، لذا به نظر ضروری می‌رسد که در این جستار توصیفی–تحلیلی به‌طور کامل به این مبحث پرداخته شود تا بلکه گامی کوچک جهت کمک به مباحث تئوری سینمای ایران برداشته شود.

اقتباس نمایشی

چگونگی برگردانی یک اثر ادبی به فیلم، از موارد بسیار مهمی است که در حیطۀ اقتباس مورد توجه قرار می‌گیرد تا آنجا که به‌عنوان خلاقیت هنرمند در باز‌آفرینی یک اثر نیز یاد می‌شود. در گذشته نظریه‌های متفاوتی در باب اقتباس وجود داشت و کسانی چون کریستین متز و کراکوئر نظریاتی ارائه دادند و تمرکز خود را بیشتر بر اقتباس وفادارنه گذاشته بودند. اما نظریه‌های جدید اقتباس سینمایی، به‌طور کلی با اقتباس وفادارانه مخالفند. در نظریات جدید، فرایند اقتباس به سه شاخۀ کلی تقسیم می‌شود:

 الف) انتقال (Transposition): که در آن یک قصه بدون کمترین تغییر آشکار یا دخالت فیلم‌ساز بر پرده می‌رود.

ب) تفسیر (Commentary): که از خلال آن در داستان اصلی تغییراتی داده می‌شود.
ج) قیاس (Analogy): که نمایانگر تخطی آشکاری از منبع اصلی است و گویی به‌واسطۀ آن فیلم‌ساز اثر هنری تازه‌ای خلق می‌کند (ن.ک.ب. قهرمانی و همکاران، 1390، 7).

بر این اساس باید ادعا کرد که امروزه در بسیاری از آثار سینمایی اقتباس به‌گونۀ کاملاً وفادارانه کمرنگ شده است و فیلمسازان دست خود را باز‌تر دیده‌اند تا اثری به‌غایت جانب‌دارانه خلق کنند. از اهمیت اقتباس در سینماس ایران باید گفت که در سال‌های اخیر اقتباس وفادارنه به‌مراتب کمتر بوده است هر چند که بسیاری از سینماگران همچون ناصر تقوایی، محمدعلی طالبی، امیر نادری و داریوش مهرجویی آثاری اقتباسی و تا حدودی کاملاً وفادارنه خلق کرده‌اند. شاید دلیل اقتباس در آثار این فیلم‌سازان همان دارا بودن عناصر لازم برای خلق روایت در داستان و رمان است که به‌خوبی مواردی چون خلق شخصیت، بحران، کشمکش، نقاط عطف و پایان را در‌بر‌می‌گیرد. البته شایان به ذکر است که دراماتورژ و سینماگر باید به‌خوبی امکانات بیان سینمایی را بشناسد و از تفاوت‌های آن با ادبیات آگاه باشد، در غیر این صورت اثر خلق شده فاقد ارزش زیبایی‌شناسانه است. فیلم‌های اقتباسی، همراه با پیش‌زمینه‌سازی واضح‌تر از صدای خالق اثر اولیه، فرصت‌های غنی‌تر و کانال‌های ارتباطی بیشتری را فراهم می‌آورد تا نه تنها داستان را منتقل کند، بلکه برخی المان‌ها را از دیدگاه روایت‌کنندۀ‌ قصه در خلال روایت کردن منتقل کند ( Dancyger & Rush, 2007, 363).

از گفتن تا نشان‌دادن: 

در اینجا ضروری به نظر می‌رسد که به مبحث مهم اقتباس و مراحل آن بپردازیم. بدون تردید زمانی که ما از اقتباس صحبت می‌کنیم در مسیر گفتن به نمایش‌دادن قرار می‌گیریم. در اینجا توصیفات، افکار و دیگر عناصر گفتاری باید به عناصر تصویری چون وقایع، تصاویر، مکالمه و صداها مبدل گردند. زمانی که ما در حال اقتباس یک اثر هستیم، در واقع در حال خلق و استفاده از تمام ابزارهایی که مؤلف همیشه از آن‌ها بهره می‌برد هستیم: ما ایده‌ها را هویت می‌بخشیم و آن‌ها را می‌سازیم و همچنین قیاس و انتقادها را برای نشان‌دادن احتراممان عرضه می‌کنیم (Hutcheon, 2004, 4). در هنگام اقتباس از یک اثر منثور به یک رسانۀ دیداری- شنیداری (فیلم) ممکن است تغییراتی رخ دهد که به‌ناچار باید پذیرفته شود و حتی بعضاً باعث تغییر در انتظارات مخاطب بشود. این نکته در فیلم مورد نظر ما (سنتوری) به‌خوبی عیان و آشکار است. بدین گونه که مهرجویی داستان را با یک اقتباس آزاد به نفع خود مصادره نموده است و به‌طور مشخص امضای خودش را در اثر به‌گونه‌ای مستقل، می‌توان مشاهده نمود. به گفتۀ هاچن، اقتباس را می‌توان در سه مرحلۀ مجزا در نظر گرفت: 1) به‌عنوان یک واحد یا محصول رسمی، 2) به‌عنوان فرایند ایجاد و 3) به‌عنوان فرایند پذیرش (Vallittu, 2018,5). در فیلم سنتوری هدف مهرجویی اقتباس سینمایی با عنوان فرایند ایجاد بوده است و تا حدودی زیادی از اثر فاصله می‌گیرد. اقتباس آزادی که در این فیلم مد نظر است توانسته است در یک بستر مناسب خود را هویت ببخشد و توجه را به خود جلب نماید. در حقیقت، اقتباس‌ها در چهارچوب بافت جدید، تغییراتی را در آثار قبلی ایجاد می‌کنند. ویژگی‌های بومی به زمینه‌ای جدید پیوند می‌خورند و چیزی جدید و ترکیبی از آن ناشی می‌شود. داستان‌ها هنگام رفتن به فرهنگی دیگر، از رسانه‌ای، زمانی و مکانی به رسانه، زمان و مکان دیگر اقتباس می‌شوند. همچنین باعث کنار هم قرار گرفتن چیزهایی می شوند که فرایند بازنمایی و نهادینه‌سازی متفاوت نامیده می‌شود (ن.ک.ب. هاچن، 1400، 218).

تلخیص کردن

یکی از مهم‌ترین و اصلی‌ترین مباحث در روند اقتباس، تلخیص (کوتاه‌کردن رمان برای فیلم) است. در مبحث واژه‌شناسی، تلخیص یعنی خلاصه‌کردن و منظور از تلخیص یک رمان یا نمایش‌نامه بیان مطالب اصلی و رویدادهای مهم آن در مناسب‌ترین شکل و زمان خود است. به عبارتی دیگر، تلخیص تهیه و تنظیم داستانی است که از طریق پیراستن نکات و قسمت‌های غیر‌ضروری رمان یا نمایش‌نامۀ اصلی حاصل می‌‌شود. به‌گونه‌ای که به اصل مطلب و پیام‌های اصلی و اساسی آن خدشه‌ای وارد نشود (خیری، 1368؛ 71). اساساً می‌توان گفت که تلخیص نقشی تعیین‌کننده در ساخت اثر نهایی دارد. در اینجا اقتباس‌کننده باید دست به انتخاب بزند و رویدادهای مهم داستان را همانند شخصیت‌های آن جدا کند و تأثیر‌گذارترین آن‌ها را برگزیند. هنر تلخیص در حقیقت میزان وفاداری به متن اصلی را نیز مشخص می‌کند. عموماً در اقتباس‌ها، مخصوصاً هنگامی که از یک رمان بلند هستند، اقتباس‌کننده باید حجم آن‌ها را کاهش دهد یا اثر را تلخیص کند. این عمل را «هنر جراحی» می‌نامند (ن.ک.ب. هاچن، 1400، 39). تلخیص داستان یا نمایش‌نامه به دو صورت یا به دو نوع مشخص صورت می‌گیرد: الف) تلخیص وفادار به متن و ب) تلخیص آزاد.

در تلخیص وفادار به متن، داستان‌ها همان‌طور بیان می‌شوند که مؤلف نوشته است و دخل و تصرف و اظهار نظر و تغییر قسمت‌های اصلی داستان در آن هرگز جایز نیست. در اینجا لازم است که تلخیص‌کننده به کل داستان اشراف داشته باشد، مقصود و منظور نویسنده را به‌خوبی درک کند تا بتواند پیام نویسنده را در متن خلاصه‌شدۀ خود آشکار سازد. در تلخیص آزاد، تهیۀ خلاصۀ رمان یا نمایشنامه بدون در نظر گرفتن تقدم و تأخر رویدادها و بدون توجه به انسجام و وحدت مطالب در نوشتۀ اصلی صورت می‌گیرد و دیدگاه‌های فکری شخص تلخیص‌کننده را از اثر نشان می‌دهد (خیری، 1368، 74). آنچه که در اثر مورد بحث ما هویداست این است که مهرجویی در فیلم سنتوری به‌طور کامل قصد یک اقتباس آزاد را داشته و این هدف نیز محقق شده است. در فیلم سنتوری بسیاری از وقایع و رویدادهای اصلی رمان دچار تغییراتی محسوسی شده‌اند و عملاً ما با یک اثر تقریباً مستقل رو‌به‌رو هستیم. اگر چه تم و مضمون داستان شامل رگه‌های مشترکی هستند اما نوع روایت و روایت‌پردازی کاملاً آزاد است. شاید یکی از دلایل این قضیه بهره‌برداری از دو متن برای خلق فیلم مذکور است؛ یعنی رمان عقاید یک دلقک و یادداشت‌های بهار سیاه.

در ادامۀ پژوهش حاضر به بررسی اشتراکات و افتراقات دو اثر رمان عقاید یک دلقک و فیلم سنتوری می‌پردازیم. اما پیش از هر نکته‌ای لازم است برای خوانشگران گرامی که احیاناً با داستان رمان و فیلم مورد بررسی آشنا نیستند خلاصه‌ای بسیار کوتاه ارائه دهیم.

خلاصه‌ای از رمان عقاید یک دلقک:

این رمان دربارۀ یک دلقک به نام هانس شنیر است که در طول اجرا برای یک خیریۀ مذهبی زانویش آسیب می‌بیند و از کار برکنار و به فقر دچار می‌شود. هانس در این داستان که در طول چند ساعت روایت می‌شود بخش از زندگی‌اش را روایت می‌کند که در آن نامزدش ماری او را رها کرده و با یک فرد کاتولیک به نام تسوپفنر ازدواج می‌کند. در داستان هانس از عقاید و بیماری‌اش یعنی مالیخولیا و سردرد شدیدش صحبت می‌کند و معتقد است که بهترین راه تسکین آن نوشیدن مشروب است. در کل داستان که با ارجاع به گذشته به‌طور مکرر بیان می‌شود، حال روز یک دلقک را نمایش می‌دهد که در بستر مسائل مذهبی- سیاسی و حتی شخصی به زوال می‌رسد و در انتهای داستان ساز خود را بر می‌دارد و به ایستگاه راه‌آهن برای گدایی پناه می‌برد. در خلال این مدت راوی به‌طور نامنظم و البته غیر‌خطی خاطراتی را تعریف می‌کند که برای خواننده روشن کند که چطور وضعیت او به اینجا کشیده شده است. این کتاب در سال 1972 جایزۀ نوبل ادبی را برای هانریش بل به ارمغان آورد.

 

 

خلاصه‌ای از فیلم سنتوری:

فیلم سنتوری یک درام اجتماعی است که اقتباسی آزاد از رمان عقاید یک دلقک اثر هانریش بل و همچنین خاطرات رامین اسکندری نویسندۀ‌ گمنام است که در یادداشت‌هایی تحت عنوان بهار سیاه نوشته شده است. این فیلم در سال 1385 ساخته شد و حواشی زیادی را برای مدت‌ها به دنبال داشت. این فیلم که برای مدت‌ها توقیف بود، رویکردی انتقادی با تم تضاد سنت و مدرنیته در جامعۀ در حال گذار ایران داشت و موضوع سقوط یک هنرمند خودویرانگر به نمایش گذاشت. اما خلاصۀ داستان بدین گونه است: علی از یک خانوادۀ مذهبی و بازاری است و به سنتور علاقۀ زیادی دارد، وقتی شیفتگی او فاش می‌شود، ناچار بین خانواده و سنتور، دومی را انتخاب کرده و از خانواده رانده می‌شود. علی در موسیقی چنان تبحری پیدا می‌کند که شهرۀ عام و خاص می‌شود و کنسرت‌هایش با استقبال غیرمنتظره‌ای روبه‌رو می‌شود. علی در اوج موفقیت، عاشق هانیه می‌شود و با او ازدواج می‌کند، اما در غفلت و بی‌توجهی رفته‌رفته به دام اعتیاد گرفتار شده و سپس بدبیاری‌هایش آغاز می‌شود، کنسرت‌هایش مجوز نمی‌گیرد و ناگزیر برای ادامۀ زندگی از طریق خواندن و نواختن در عروسی‌ها زندگی را می‌گذراند. اما یک روز در یک درگیری سازش می‌شکند و از آن پس او، که همسرش نیز رهایش کرده‌ است، آواره شده و به کارتن‌خواب‌ها می‌پیوندد اما سرانجام خانواده به یاریش شتافته و او را به آسایشگاه ترک اعتیاد می‌برند.

تحلیل و بررسی

رمان عقاید یک دلقک بیانگر زندگی مردمان پس از جنگ و جریان نازیسم در آلمان است که به‌طور آشکاری به دین و به‌طور اخص مذهب کاتولیک می‌تازد. این رمان سرشار از انتقادهای تند علیه عقاید مذهبی، تأثیرات جنگ و مذهب و روابط میان آدم‌هاست. در اینجا به‌طور آشکاری تأثیر مذهب کاتولیک که باعث نابودی زندگی هانس شنیر دلقک شده آشکار است و توانسته است این مهم را در شخصیت‌پردازی و قصه‌گویی پیاده کند. از سویی دیگر به مبحث تأثیر ثروت بر روابط میان انسان‌ها می‌پردازد و تعارضات موجود میانشان را به بحث می‌گذارد و باد انتقاد می‌گیرد. در رابطه با انتقال این مفاهیم به فیلم سنتوری باید عنوان کرد که در هر گونه اقتباس چه وفادارانه و چه آزاد، باید مضمون به جزو لاینفک پروسه تبدیل شود و اگر بتوان در تمامی زوایای روایت دست برد، باید تا حد ممکن به مضمون و تم آن وفادرار بمانیم، چراکه تم عملاً بیشترین تأثیر را در مرحلۀ اقتباس در‌بر‌دارد و در واقع تمام حرف مؤلف و فیلم‌ساز از این راه قابل بیان است. اگر چه دربسیاری موارد با توجه به شریط موجود اجتماعی و اعتقادی در جوامع مختلف، تم تا حدی ملموس تغییر یافته است البته بخش مهمی از این تغییرات بستگی به نحوۀ نگاه و اقتباس بخش‌های مهم روایت توسط فیلم‌ساز دارد. تم و مضمون هم بر روایت و هم بر تفسیر داستان تأثیرگذار است. اگر یک اثر به‌وسیلۀ رسانه‌ای متفاوت تحلیل شود یا در طول پروسۀ اقتباس چیزهایی تغییر پیدا کند، مضمون و محتوا دچار تحول می‌شود ( Vallittu, 2018, 4).

حال باید به بررسی تم و محتوا در فیلم سنتوری از مهرجویی بپردازیم. در این فیلم تم تا حدودی وفادارانه عمل کرده است و نقدی به نقش برخی مسائل جاری در روابط میان آدم‌ها دارد. در این جا همانند رمان نقش بی‌بدیل خانواده و مذهب در سرگذشت شخصیت حائز اهمیت است و نباید از آن چشم‌پوشی کرد. داستان مهرجویی در تهران می‌گذرد و از دیالوگ‌ها و مونولوگ‌های ابتدایی فیلم متوجه می‌شویم که با یک اثری انتقادی و اجتماعی روبه‌رو هستیم. به‌عنوان مثال طرد شدن علی سنتوری توسط پدر و مادرش به دلیل اعتقادات خشک مذهبی مبنی بر این که ساز و آلات موسیقی حرام است، شاید جسورترین تم انتقادی مهرجویی باشد. همچنین حضور پدر علی به‌عنوان یک شخص حامی حکومت با کارهای ریاکارانه را که در رابطه با خانواده‌اش بیشترین ضعف را دارد، می‌توان نقدی دیگر بر این جامعه و افکار سنتی آن دانست که مهرجویی به آن می‌پردازد. در یکی از تلخ‌ترین صحنه‌ها ما شاهد هستیم که علی پدرش را مجاب می‌کند که به او مواد تزریق کند و این سکانس بنای تم اصلی داستان را بنا می‌کند. یکی دیگر از صحنه‌های ماندگار فیلم ویران‌کردن خانۀ علی است که اشاره‌ای تلویحی به خود ویرانگری شخص اول داستان دارد و مهرجویی به‌خوبی از پس انتقال این مفهوم بر‌آمده است.

شخصیت‌ها و شخصیت‌پردازی

یکی از رکن‌های اصلی در روند اقتباس ادبی برای رسانۀ سینما شخصیت و شخصیت‌پردازی است که تا حد بسیار زیادی توانایی و قدرت روایتی مؤلف (نویسنده و فیلم‌ساز) را هویدا می‌کند. می‌توان ادعا نمود که شخصیت‌های متون روایی خیالی هستند. این شخصیت‌ها در ادبیات جزئی از داستان ساخته‌شده از زبان هستند، در حالی که شخصیت در سینما به واقع برای ما مجسم می‌شوند. با این حال جزئی از قالب سینمایی پیچیده‌ای هستند که تمهیدات و ویژگی‌های زیبایی‌شناختی خاص خود را دارد. هم در ادبیات و هم در سینما، ترسیم شخصیت‌ها بیشتر بر قرارداهای و قواعد مبتنی است تا بر ارجاعات روشن تاریخی به افراد واقعی (ن.ک.ب. لوته، 1388، 100 ). بنا بر تعاریف بالا به نظر می‌رسد که تمایز میان شخصیت و شخصیت‌پردازی در سطح داستان و فیلم مطلق نیست و دراماتورژ می‌تواند دست خود را در هنگام خلق شخصیت باز ببیند اما این لزوماً به معنای عدم وفاداری به متن اقتباس شده نیست و شخصیت مد نظر داستان منثور به گونه‌ای تقریباً مشخص باید در فیلم مستتر باشد و هویت یابد.

در رمان هانریش بل و فیلم مهرجویی شخصیت و شخصیت‌پردازی جایگاه ویژه‌ای دارند و هر دو به‌خوبی از پس این قضیه بر‌آمده‌اند. شخصیت اصلی در رمان هانس شنیر دلقک است که نویسنده او را در قالب یک شخصیت چند بعدی برای مخاطب تصویر می‌کند. در فیلم سنتوری علی شخصیت اصلی ماجراست که نوازنده و خواننده‌ای معروف است اما اندک‌اندک سقوط می‌کند. شخصیت اصلی دیگر نامزد قهرمان داستان (ماری در رمان و هانیه در فیلم) است و از این نظر یکسان هستند. اما در روند شخصیت‌های فرعی، مهرجویی یک سری تغییرات ایجاد کرده است. تعدای از شخصیت‌های فیلم حذف می‌شوند و تعدادی دیگر نقش‌های دیگری بر عهده می‌گیرند. نمودار زیر شخصیت‌ها را در فیلم و رمان کنار هم قرار می‌دهد:

شخصیت‌های رمان عقاید یک دلقک

شخصیت‌های فیلم سنتوری

 

هانس (شخصیت اصلی رمان)


علی (شخصیت اصلی فیلم)

 

ماری (نامزد هانس)


هانیه (زن علی)

 

تسوپفنر (شوهر ماری)

 

جاوید (شوهر دوم هانیه)

 

لئو (برادر هانس)

 

حامد (برادر علی)

 

آقای شنیر (پدر هانس)

 

بلورچی (پدر علی)

 

کاسترت (مدیر برنامۀ هانس)

 

تمایل (مدیر برنامۀ علی)

 

از آنجایی که فیلم سنتوری یک اقتباس آزاد از رمان بل است و همچنین یک اثر شخصیت‌محور (همانند دیگر آثارش پری، سارا و...) است، مهرجویی تغییرات محسوسی را در شخصیت و شخصیت‌پردازی‌ها شکل داده و به‌گونه‌ای این کار را انجام داده که فیلم، خود به یک اثر مستقل تبدیل شده است. نوع شخصیت‌پردازی فیلم برای مخاطب قابل‌درک است و به‌خوبی با آن ارتباط برقرار می‌کند. این مهم نه تنها در این فیلم بلکه در دیگر آثار اقتباسی مهرجویی دیده می‌شود. از آنجا که در رمان شخصیت‌ها خلق شده‌اند، بیشتر مقدمات اقتباس را انتخاب و حذف و تلفیق شخصیت‌ها می‌گیرد. وقتی این انتخاب‌ها صورت گرفت، نویسنده باید همان مهارت‌های لازم برای خلق شخصیت را به خدمت بگیرد. بعضی شخصیت‌ها باید دوباره خلق و تعریف شوند. در بعضی داستان‌ها شخصیت‌های جدیدی باید اضافه کرد تا درام روشن شود (سیگر، 1389، 153). داریوش مهرجویی نیز در تعداد شخصیت‌ها و نقش‌هایشان تغییرات محسوسی حاصل نموده است به‌گونه‌ای که در بسیاری موارد نقش عده‌ای چون مادر هانس را بسیار تقلیل داده است. در فیلم مورد بحث مثال دیگر جایگزینی نقش مادر ماری به جای پدرش در فیلم است که شاید به خاطر ملاحظات حاکم در جامعه صورت پذیرفته است. علاوه بر این ما در فیلم سنتوری با یک شخصیت کاملا جدید از برادر علی رو‌به‌رو هستیم و از آنجایی که برادر هانس (لئو) به‌خوبی در رمان شخصیت‌پردازی شده است و نقش تأثیرگذاری دارد، در فیلم اینگونه نیست و نقش کاراکتر (برادر علی) تا حدی کاسته شده که اگر حذف شود تأثیری در فیلم نخواهد گذاشت. به‌طور کلی می‌توان تغییرات زیادی در کاراکتر‌های فیلم دید که قطعاً به اقتضای شرایط اقتباس صورت گرفته و خللی در داستان مدنظر فیلم‌ساز پدید نیاورده است.

فضای داستان

فضای داستان در رمان هانریش بل در شهر بن و بوخوم آلمان می‌گذرد و تمام داستان را اول شخص در ظرف چند ساعت برای ما روایت می‌کند. بیشتر قصه در اتاق شخصیت اصلی داستان در شهر بن می‌گذرد که در حال بازگو کردن شکست‌های عاطفی و شخصی خود برای مخاطبان است. علاوه بر این با تکنیک رجعت به گذشته در طول داستان، ما به‌خوبی از حال‌و‌هوای داستان بهره می‌بریم و نویسنده کمترین خطا را در این رابطه شکل داده است. در این تکنیک بازگشت به گذشته باید اذعان کرد که هانریش بل به‌خوبی توانسته است مخاطب را نگه دارد تا با حال‌و‌هوای داستان یکی شود و از قصه پرت نشود.

در فیلم اما قصه در شهر تهران رخ می‌دهد و فضاها به‌خوبی در خدمت داستان قرار گرفته‌اند. از آنجا که فیلم سنتوری یک اثر اقتباسی محسوب می‌شود، مهرجویی به‌خوبی توانسته است این داستان را در شهر تهران (‌با بهره‌گیری از فضاهایی همچون مترو، حلبی‌آباد، مناطق پست شهر و لوکیشن‌های داخلی) پیاده‌سازی کند که مخاطب بومی و بعضاً خارجی بتواند با اثر هم‌ذات پنداری کند.

سبک و لحن

سبک شیوۀ ویژه‌ای است که فیلم مبتنی بر آن خلق می‌شود و با محتوای فیلم فرق می‌کند. سبک فیلم موضوع یا خط داستانی یا درون‌مایه یا شخصیت نیست. شیوۀ ویژه‌ای است که این عناصر ارائه می‌شوند. دو هزار سال پیش ارسطو گفته است دانش چه گفتن کافی نیست، بلکه چگونه گفتن را نیز باید آموخت. پیش از درک مسائل تبدیل سبک باید سبک را دقیقاً شناخت: هم در کتاب و هم در فیلم‌نامه (سیگر، 1380، 199). سبک که هدفش ترسیم خط و خطوط کلی داستان است در رمان به‌خوبی حال‌و‌هوای روایت را تغییر داده است. نویسنده در این رمان به‌خوبی از روایت غیر‌خطی به شکلی زیبا و کارآمد بهره برده است و توانسته است با ارجعات متعدد به گذشته روایت را در مسیر درستش هدایت کند. هانریش بل با بهره‌گیری از قلم تأثیرگذارش در پرداختن به مسائل انسانی و اخلاقی، به ثبت وقایع‌نگاری‌های مبهوت‌کننده‌ای از زندگی در آلمان بعد از جنگ می‌پردازد و به‌خوبی به موضوعات اخلاقی (دورویی، پنهان‌کاری، دروغ، خیانت و...) در طبقات پایین جامعه می‌پردازد. به‌گونه‌ای که در توضیح دلیل اهدای جایزۀ نوبل به این اثر (رمان عقاید یک دلقک) آمده است که که بل همواره «شخصیت‌های داستانیش را با مهارت و چیره‌دستی و پر از احساس و عاطفه» ترسیم کرده و مبدع سبکی مخصوص به خود است که می‌توان آن را «زیبایی‌شناسی انسان‌دوستانه» قلمداد کرد.

در رابطه با سبک کار مهرجویی در فیلم سنتوری به ناچار باید دربارۀ سبک کلی کارش صحبت کنیم. در واقع در سینمای ایران مهرجویی را به‌عنوان خالق شخصیت‌های ماندگار می‌شناسند چراکه از مهم‌ترین ویژگی‌های سبکی کار وی خلق شخصیتی بسیار خوب و چند بعدی است. در فیلم مورد بحث ما همانند دیگر آثار، مهرجویی سعی در اقتباسی کاملاً شخصی و آزاد دارد که با توجه به دیگر آثار اقتباسیش چیزی غریب نیست و در حقیقت سبک ویژۀ وی محسوب می‌شود.

 

 

تفاوت‌ها و شباهت‌های دو اثر (نموداری)

روشن است که دو اثر مزبور شباهت‌ها و تفاوت‌هایی در نحوۀ پرداخت خود دارند. در جدول زیر به‌ترتیب برخی از این شباهت‌ها و تفاوت‌ها را که در روند پروسه اقتباس پدید آمده را می‌توان مشاهده نمود.

شباهت‌ها

رمان عقاید یک دلقک

فیلم سنتوری

شخصیت اصلی هانس شنیر

شخصیت اصلی علی سنتوری

ماری نامزد هانس

هانیه زن علی

مستی دائمی هانس

مستی دائمی علی

رجعت مداوم به گذشته

فلش‌بک‌های متعدد

شروع با مونولوگ دربارۀ جدایی ماری

شروع با مونولوگ دربارۀ جدایی هانیه

تسپوفیر رقیب عشقی هانس

جاوید رقیب عشقی علی

خانوادۀ مذهبی هانس

خانوادۀ مذهبی علی

لئو برادر هانس

حامد برادر علی

مخالفت خانوادۀ هانس با هنر

مخالفت خانوادۀ علی به هنر و موسیقی

کار کردن برای خیریه

اجرای کنسرت بری امور خیریه

 

تفاوت‌ها

رمان عقاید یک دلقک

فیلم سنتوری

شکستن زانوی هانس

شکستن سنتور علی

داستان در زمان جنگ و پس از آن سپری می‌شود

داستان در تهران و جامعۀ سنتی رو به مدرن می‌گذرد

هانس مالیخولیا و سردرد دارد

علی اعتیاد دارد

خواهر هانس (هنریته) در جنگ کشته می‌شود

علی خواهر ندارد

نقش ماری کمرنگ‌تر است

نقش هانیه بسیار پر‌رنگ‌تر است

خانوادۀ هانس او را حمایت نمی‌کند

خانوادۀ علی او را در پایان داستان حمایت می‌کند

پایان داستان با رفتن به ایستگاه راه‌آهن برای گدایی

پایان داستان با به آغوش خانواده برگشتن علی و ترک اعتیادش

 

نتیجه‌گیری:

در روند اقتباس بدون شک وفاداری تمام و کمال به متن سخت است و عملاً از آنجایی که رسانه رمان و سینما برای روایت‌پردازی و قصه‌گویی متفاوت است، در بعضی موارد تغییرات در هنگام اقتباس غیر‌قابل انکار است. از نظر نگارندگان، داریوش مهرجویی با تغییر در برخی المان‌های داستان عقاید یک دلقک، توانسته است اثری در خور تحسین خلق کند و بدون شک شخصیت‌پردازی فیلم از نقاط عطف کار فیلم‌ساز محسوب می‌شود. فیلم سنتوری یک اقتباس آزاد از رمان هانریش بل است و در تم و برخی موارد وفاداری خود را به متن می‌رساند و حتی همان‌طور که در بالا ذکر شد در بسیاری از موارد وجه اشتراکاتی میان دو اثر دیده می‌شود. به‌طور کلی به نظر می‌رسد که فیلم سنتوری توانسته است بر اساس شاخصه‌هایی که لیندا هاچن معرفی می‌کند به‌خوبی از پس قصه‌گویی و روایت مد نظر متن اصلی بر آید و یکی از آثار درخشان مهرجویی در کارنامۀ هنری-سینماییش به حساب آید.

  • بل، هانریش (1379). عقاید یک دلقک، ترجمۀ محمد اسماعیل‌زاده، چاپ اول، تهران: انتشارات چشمه.
  • حیاتی، زهرا (1394). «مطالعۀ تطبیقی رویدادهای داستان در روایت ادبی و سینمایی (مقایسۀ داستان آشغال‌دونی و فیلم دایرۀ مینا)». فصلنامۀ مطالعات میان رشته‌ای در علوم انسانی، دوره 8، شماره 1، از صفحه 71-98.
  • خیری، محمد (1368). اقتباس برای فیلمنامه: پژوهشی در زمینۀ اقتباس از آثار ادبی برای نگارش، چاپ اول، تهران: انتشارات سروش.
  • رضائی، احسان (1395). «بررسی از کی وست تا کنگ/ انطباق در اقتباس سینمایی (نمونۀ موردی فیلم ناخدا خورشید ناصر تقوایی از رمان داشتن و نداشتن ارنست همینگوی)». نشریۀ پژوهشنامۀ فرهنگی هرمزگان، دوره 6، شماره 11، از صفحه 40-67.
  • سیگر، لیندا (1380). فیلمنامۀ اقتباسی (تبدیل داستان و واقعیت به فیلمنامه)، ترجمۀ عباس اکبری، چاپ اول، تهران: انتشارات نقش و نگار.
  • لزگی، حبیب الله و مراد عباسی، مزدا (1389). «اقتباس سینمای ایران از ادبیات داستانی معاصر». نشریۀ متن‌شناسی ادب فارسی، دورۀ 2، شماره 1.از صفحه 85-100.
  • لوته، یاکوب (1388). مقدمه‌اای بر روایت در ادبیات و سینما، ترجمۀ امید نیک‌فرجام، چاپ دوم، تهران: انتشارات مینوی خرد.
  • قهرمانی، محمد باقر؛ ثمینی، نغمه (1379). «سینمای اقتباسی 1357-1377». نشریۀ هنرهای زیبا، دورۀ 7، شماره 0. از صفحه 115- 119.
  • هاچن، لیندا (1400). نظریه‌ای در باب اقتباس، ترجمۀ مهسا خدا کرمی، چاپ دوم، تهران: انتشارات نشر مرکز.
  • Dancyger, Ken & Rush, Jeff (2007). Alternative Scriptwriting Successfully Breaking the Rules ,USA: Focal Press, Oxford.
  • Hutcheon, Linda (2004). On the Art of Adaptation, USA: MIT Press.
  • Vallittu, Marjo (2018). Context in Film Adaptation, USA: UCL Press.

 

  • تاریخ دریافت 27 مهر 1402
  • تاریخ بازنگری 11 آذر 1402
  • تاریخ پذیرش 20 آذر 1402