نوع مقاله : مقاله پژوهشی
موضوعات
عنوان مقاله English
نویسندگان English
The present research intends to examine a part of the translation of The Fall, a French novel of the twentieth century, written by Albert Camus. Albert Camus is one of the writers who has been seriously noted in the school of absurdism and this work has been translated into Persian several times by different translators. Translation enables intercultural interaction among different nations. So translators, as pioneers of this communication, need to be familiar with theories of translation to address the problems they face in the translation process using these tools. In this research, by utilizing Berman's theory of deforming tendencies, the applicability of its components in the translation process of The Fall by Anahita Tadayyon will be critiqued and analyzed using a descriptive-analytical method. In the comparative analysis based on Antoine Berman, who is a source-oriented theorist, the original text and the translated text will first be examined, and then the linguistic structures in the target text will be analyzed according to the convergences and divergences in meaning compared to the original text. The findings of the research indicate that Berman's method reveals certain inconsistencies between the translation and the source text in the text distortion system, and as a result, the damages inflicted on the context of the translated text become apparent. Overall, the translator of this work has adopted a source-oriented approach and has been successful in accurately conveying the authors' concepts and messages.
کلیدواژهها English
یکی از موضوعات مهم در مسائل بینافرهنگی، ترجمه است که همواره ارزیابی آن با نظریههای نوین ترجمهشناسی ضرورت دارد. نظریۀ آنتوان برمن[1] از جمله نظریههایی است میتوان در نقد ترجمه از آن بهره جست چراکه یکی از اصلیترین و پرکابردترین نظریههای مورد استفاده در ترجمهشناسی است. بنابراین برای شناخت هر چه بهتر مسائل بینافرهنگی، ترجمۀ آثار بیگانه و نقد آن در مطالعات ترجمهشناسی مهم شمرده میشود. آنچه در تحلیل ترجمه اهمیت دارد بررسی شیوههایی است که مترجم با توجه به بافت متن برای ارائۀ ترجمهای قابل قبول از آنها بهره میجوید.
در این مقاله، ترجمۀ رمان سقوط[2] که از آثار نویسندۀ مشهور آلبرکامو[3] است و آناهیتا تدین یکی از مترجمانی است که آن را به فارسی برگردانده است، مورد واکاوی قرار میگیرد. با تکیه بر نظریۀ آنتوان برمن و نگاهی بر سیستم تحریف متن از دیدگاه او، این سیستم در ترجمۀ سقوط بررسی شده است. اهمیت مطالعۀ تطبیقی این رمان از آن جهت حائز اهمیت است که سبک نگارش، اجزای رمان و دیگر موارد تا چه اندازه در ترجمۀ فارسی اثر متبلور شدهاند و مترجم تا چه اندازه به متن مبدأ وفادار بوده است. کتابها و مقالاتی که به نظریۀ آنتوان برمن پرداختهاند و توضیحاتی دربارۀ آن ارائه دادهاند، منابع مورد استفاده در این پژوهش هستند. بررسی مقابلهای متن فرانسه و ترجمۀ فارسی، کاربست نظریۀ گرایشهای ریختشکنانۀ برمن را نشان میدهد. در این پژوهش سعی بر آن است تا با تکیه بر این نظریه، به نقد و واکاوی ترجمۀ سقوط اثر آلبر کامو پرداخته و نشان داده شود که چگونه کاربست آن در ترجمۀ آناهیتا تدین مبنای نقد و تحلیل ادبی قرار میگیرد.
مهمترین پرسشهای این پژوهش به شرح زیر است:
در این پژوهش پس از توضیح مختصری دربارۀ اثر سقوط، نظریۀ تحریف متن آنتوان برمن مورد مطالعه قرار خواهد گرفت و کاربست آن در بخش منتخبی از ترجمۀ این اثر نشان داده خواهد شد.
برخی از پژوهشهایی که در آنها با تکیه بر نظریة آنتوان برمن به نقد ترجمه پرداخته شده است، به شرح زیر است:
در مقالۀ «بررسی مقایسهای دو ترجمه از نمایشنامۀ دستهای آلوده براساس نظریۀ گرایشهای ریختشکنانۀ آنتوان برمن»، کاربستپذیری نظریۀ گرایشهای ریختشکنانه در نقد ترجمۀ فارسی نمایشنامۀ دستهای آلوده و میزان اجراپذیری آن در صحنه نمایش مورد واکاوی قرار گرفته است. (خسروی و حاجی آقابابایی، 1401)
در پژوهشی با عنوان «بررسی آخرین ترجمۀ رمان بیگانه بر اساس سیستم تحریف متن آنتوان برمن» ترجمۀ کتاب بیگانه آلبر کامو توسط مهران زندهبودی بر اساس هفت مورد از موارد سیستم تحریف از متن برمن مورد بررسی قرار گرفته است. (فارسیان و اسماعیلی، 1396)
در مقالۀ دیگری تحت عنوان «بررسی ترجمۀ رمان آن تابستان اثر ورونیک اولمی[4] بر اساس گرایشهای آنتوان برمن» با تکیه بر نظریۀ ترجمهشناختی آنتوان برمن تفاوتهای دو زبان مورد مطالعه قرار گرفته است. (ماکویی و شفیع، 1395).
در مقالهای دیگر با عنوان «آنتوان برمن و نظریۀ گرایشهای ریختشکنانه؛ معرفی و بررسی قابلیت کاربرد آن در نقد ترجمه» کاربستپذیری و همچنین موانع احتمالی کاربرد این نظریه در نقد ترجمه در ایران مورد واکاوی قرار گرفته است. (احمدی، 1392)
در مقالهای تحت عنوان «نقش وفاداری به یک نویسنده در ترجمه (بررسی مقابله ای ترجمه های قاسم روبین از آثار مارگریت دوراس)» ترجمه های قاسم روبین از آثار مارگریت دوراس بر اساس روش ترجمهشناختی آنتوان برمن انجام گرفته است و هفت گرایش نخست مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است. (کریمیان و اصلانی، 1390)
در حوزه نقد ترجمۀ رمانها و آثار مختلف بر اساس نظریه آنتوان برمن پژوهشهایی صورت گرفته است اما تاکنون پژوهشی به زبانهای فارسی و فرانسه در زمینۀ معرفی و نقد ترجمۀ سقوط اثر آلبر کامو با تکیه بر نظریۀ برمن صورت نگرفته است.
آلبر کامو فیلسوف و نویسندۀ فرانسوی - الجزایری در ۷ نوامبر ۱۹۱۳ در الجزایر متولد شد. نام آلبر کامو در دنیای ادبیات با مفاهیم عمیق فلسفی و پوچگرایی گره خورده است. گرچه کامو هرگز این موضوع را قبول نکرد. کامو نویسندهای جوان بود و در عمر کوتاه خود کتابهایی نوشت که تا امروز بین مردم خواندنی و جذاب هستند. کامو همچنین در سال ۱۹۵۷ برندۀ جایزۀ نوبل ادبیات شد و سه سال بعد از آن، او با ناشر خود میشل گالیمار در تصادف رانندگی کشته شد. آلبر کامو در زندگی کوتاهش رمان، داستان، نمایشنامه و مقالههای فلسفی بسیاری نوشت و حتی نمایشنامههای او همواره روی صحنۀ تئاتر برده شد. شهرت و آوازۀ کامو با رمان «بیگانه» شروع شد که امروزه از این اثر بهعنوان مهمترین اثر کامو یاد میشود.
اثر سقوط در سال 1356 منتشر شد و تا امروز به بیش از 10 زبان دنیا ترجمه شده است. بعد از شاهکارهایی همچون طاعون[5] و بیگانه[6] رمان سقوط را میتوان به عنوان سومین شاهکار این نویسنده محسوب کرد. کامو در این کتاب توانسته داستانی کوتاه و مختصر را به عمیقترین شکل ممکن روایت کند، داستانی که با درونمایۀ فلسفی خود موضوعات مهمی همچون قضاوت و شقاوت انسان را به باد نقد میگیرد و برداشت دیگران و تاثیر نگاهها و برخوردهای اجتماعی روی انسان را شرح میدهد. آلبر کامو برای نامگذاری این کتاب کلمۀ سقوط را انتخاب کرد تا با استفاده از معنای استعاری آن در هبوط انسان از تعالی و ارزشهای والای انسانی و سرگشتگی او در این دنیا تعبیر کند. او انسان را همیشه در معرض قضاوت شدن میبیند؛ مسئلهای که باعث سقوط بعضی افراد میشود. وجود نظریات فلسفی و انسانی در لایههای زیرین داستان، سوالهای بسیاری را تا انتهای کتاب برای مخاطب ایجاد میکند. از جذابیتهای این رمان میتوان به این موضوع اشاره کرد که خواننده با فضا و محیطی که باعث سقوط قهرمان داستان شده است، کمتر آشنا میشود تا تمرکزش بیشتر روی بعد فلسفی کتاب باشد نه بعد داستانی آن. ژان پل سارتر[7] نویسنده و فیلسوف فرانسوی که ارتباطی چالشبرانگیز با نویسندۀ کتاب داشت، رمان سقوط را زیباترین اثر کامو میداند؛ نوشتهای که کمتر از حد و اندازهاش درک و پذیرفته شد. این کتاب با ترجمههای مختلف در ایران منتشر شده است. کامو در ایران نویسندهای شناخته شده و پرمخاطب است. تقریبا تمام آثار او و مقالههایش به زبان فارسی ترجمه شدهاند. مترجمان مطرح و نامآشنایی مثل خشایار دیهیمی، منوچهر بدیعی، رضا سیدحسینی، محمدعلی سپانلو و ابوالحسن نجفی آثار کامو را ترجمه کردهاند. کتاب سقوط در ایران با ترجمههای شورانگیز فرخ از نشر نیلوفر، ترجمۀ آناهیتا تدین از نشر روزگار، برگردان فارسی سوفیا جهان از نشر شیر محمدی، ترجمۀ امیر لاهوتی از نشر جامی و پرویز شهدی در نشر بهسخن منتشر شده است.
ترجمۀ آناهیتا تدین به عنوان پیکرۀ این پژوهش انتخاب شده است زیرا او توانسته است با زبانی شیوا قلم کامو را تا حد امکان بدون کاستی و برش و بدون تغییرات زیاد و چشمگیر به فارسی برگرداند. همچنین فضای اصلی داستان در ترجمه تداعی شده است و به گونهای ساختارمند نسبت به دیگر ترجمههای این اثر لحن کامو را انتقال داده است. میتوان گفت آنچه باعث جذابیت این ترجمه بوده است، انتقال لایههای فلسفی این اثر است که در فضا و نوع روایت آن وجود دارد. در نهایت عمق فلسفی این اثر به دلیل مضامین جهانی بشری آن نزد خوانندگان ایرانی توانسته است طنینانداز شود.
داستان سقوط از میخانهای در شهر آمستردام شروع میشود. راوی داستان مردی به نام ژان باتیست کلامانس[8] است که در چند شب، با فردی که نام و نشان او مشخص نیست، صحبت میکند. در واقع صحبتهای او به شکل تکگویی و مونولوگ است و از فرد مقابل پاسخی دریافت نمیشود. کلامانس مردی خوشبخت و دانا است که دچار بحران پوچی در زندگی شده و به دنبال پیدا کردن معنای زندگی خود است. او در گذشته وکیل مشهوری از طبقۀ بالارتبه در پاریس بوده است. کلامانس به دلایلی کشورش را ترک میکند و عازم آمستردام میشود. یک شب درحالیکه پیادهروی میکند، فریاد زنی را میشنود که میخواهد خود را در رودخانه غرق کند اما کلامانس بی اعتنا از این موضوع عبور میکند. بعد از این اتفاق، سقوط کلامانس مرحله به مرحله پیش میرود و همین موضوع باعث میشود تا او سقوطها و خصوصیات رذل خودش را به یاد آورد. او در کنار شرح خاطرات و نقلقولهایی که شنیده است، به ویژگیهایی اعتراف میکند که باعث سقوطش شدهاند. آلبر کامو این حقیقت را از زبان ژان باتیست بیان میکند که به نوعی مبیّن مجاز جزء به کل از انسانهایی است که «سقوط» کردهاند.
در ترجمۀ ادبی همانند سایر انواع ترجمه، برای حل مسئله مترجم ابتدا با تکیه بر یک نظریه ابزار تشخیص معنا را در اختیار میگیرد. کمال مطلوب آن است که عمل ترجمه و نظریۀ ترجمه در کنار یکدیگر قرار گیرند و از یکدیگر بهره جویند (ساسانی و همکاران، 1402: 581). در حوزۀ ترجمهشناسی، نظریهپردازان الگوهای مختلفی را ارائه کردهاند که براساس این الگوها سطح کیفی متن ترجمه مورد ارزیابی قرار میگیرد. آنتوان برمن، نظریهپرداز فرانسوی، 13 گرایش تحریفی برای نقد متون مبدأگرا مطرح کرده است که مترجم با اِعمال آنها موجب تحریف متن اصلی میشود. هدف برمن آن است که نشان دهد یک مترجم به چه اندازه میتواند از متن مبدأ فاصله بگیرد. بنابراین در نظر او وفاداری به متن مبدأ و برگرداندن آن با رعایت امانت به زبان مقصد وظیفۀ مترجم تلقی میشود. دیدگاه ترجمهشناختی برمن یک دیدگاه اخلاقی است و از نظر برمن، مترجم محور کار نقد ترجمه است. برمن نیز با طرح نظریۀ خود ابزارهایی را در اختیار مترجم قرار میدهد که او بتواند ترجمۀ خود را تحلیل و بررسی کند و از رویههای خود آگاهی یابد.
نویسندگان این پژوهش معتقدند که بررسی مؤلفههای نظریۀ «گرایشهای ریختشکنانه» آنتوان برمن در شفافسازی نحوۀ انتقال ساختارهای زبانی از متن مبدأ و ایجاد تمایز در سطح پیام در زبان مقصد، میتواند کارگشا باشد. بسامد کارکرد مؤلفههای تحریف متن برمن در تجزیه و تحلیل این پژوهش این امکان را میدهد که نقاط ضعف ترجمه آشکار شود و نقاط قوت همارز با متن اصلی و اثربخشی انتقال یا عدم انتقال معانی مشخص گردد. از این رو با توجه به نقد ترجمههای انتخابشده با تکیه بر این رویکرد نظری مشاهده میشود که پربسامدترین مؤلفهها که منطقیسازی، شفافسازی، اطناب، آراستهسازی و تخریب اصطلاحات هستند در دو سطح کلی در متن ترجمه برجسته میشوند: تنوع سازههای گفتمانی و غنای واژگانی. پس میتوان فرض کرد که این گرایشها حاکی از محدودیت و مشکلاتی است که مترجم در فرآیند ترجمه با آن مواجه شده است. مسیر تحلیلی پیشنهادی در این پژوهش شناسایی پیوندها و شکافهای معنایی احتمالی بین دو متن است تا دریابیم به چه میزان در نسخۀ ترجمه، عناصر اصلی متن فرانسه بازیابی شده است.
در این بررسی مقابلهای از روش چهارگانۀ آنتوان برمن بهره گرفته شده است که به شرح زیر است:
برمن موارد ناهمگونی میان ترجمه و متن مبدأ را به سیستم تحریف متن، تعبیر نموده و آن را بر اساس نظریه «گرایشهای ریختشکنانه» پیریزی نموده است. وی در جایگاه مترجم و نظریهپرداز، توجه ویژهای به متن مبدأ دارد و معتقد است مترجم باید از جهت شکل و محتوا مقید به متن مبدأ و وفادار به آن باشد. به عقیدۀ او «ترجمۀ بد ترجمهای است که معمولاً به بهانۀ انتقالپذیری، به انکار نظاممند غرابت اثر بیگانه میپردازد» (احمدی، 1392: 2). بنابراین «برمن دیدگاههای معطوف به زبان مقصد در ترجمه را مورد انتقاد قرار میدهد. به عبارت دیگر؛ در ترجمۀ هر متن بیگانه باید رنگ و بوی ترجمه را در زبان مقصد حفظ کرد و نباید در ترجمه تغییراتی به نفع زبان مقصد انجام داد، چراکه معنا از طریق صورت انتقال مییابد» (خسروی و حاجی آقابابایی، 1401: 163). گرایشهای ریختشکنانه برمن عبارتند از :
|
Rationalisation |
منطقیسازی |
|
Clarification |
شفافسازی |
|
Allongement |
اطناب کلام |
|
Ennoblissement |
آراستهسازی |
|
Appauvrissement qualificatif |
غنازدایی کیفی |
|
Appauvrissement quantitatif |
غنازدایی کمی |
|
Homogénéisation |
همگونسازی |
|
Destruction des rythmes |
تخریب ضربآهنگهای متن |
|
Destruction des réseaux signifiants sous-jacents |
تخریب شبکههای معنایی مستتر در متن |
|
Destruction des systèmatismes |
تخریب سیستمبندی متن |
|
Destruction ou l’exotisation des réseaux langagiers vernaculaires |
تخریب شبکههای زبانی بومی |
|
Destruction des locutions |
تخریب عبارات و اصطلاحات خاص زبان |
|
Effacement des superpositions de langues |
امحاء برهمنهادگی زبانها |
نظریۀ گرایشهای ریختشکنانه برمن از ساختار درونی منسجم و مستحکمی برخوردار است. به اعتقاد برمن این نظریه جهانشمول است و در همۀ زبانها کاربرد دارد. از این رو، کاربست نظریه برمن در نقد ترجمۀ فارسی به دلایل متعدد امکانپذیر و فایدهمند است (احمدی، 1395: 74-73). البته «سیستم انحرافی برمن بسیار کمالگرایانه است و او اصولی را مطرح میکند که اگر مترجم خود را ملزم به اعمال آن بداند، ترجمهای لفظ به لفظ و گاهاً ناملموس ارائه میدهد اما منتقدین میتوانند با بهرهگیری از این گرایشهای انحرافی میزان تفاوت متن مبدأ و مقصد را بیان کنند» (فارسیان و اسماعیلی، 1396: 167). در این پژوهش مثالهایی از فصل اول کتاب سقوط ترجمۀ آناهیتا تدین براساس گرایشهای ریختشکنانه برمن تحلیل و بررسی شده است.
|
نمونه 1 |
|
|
Puis-je, monsieur, vous proposer mes services, sans risquer d’être importun ? (La Chute, p. 5) |
|
|
ببخشید آقا، میتوانم کمکتان کنم؟ البته اگر مزاحم نباشم. (سقوط، ص.2) |
|
|
آقا میتوانم بیآنکه مزاحم باشم برایتان خدمتی انجام دهم؟ |
ترجمۀ پیشنهادی |
نقد و تحلیل :
در متن فرانسه معادلى براى «ببخشید» یافت نمىشود اما این عبارت به ترجمه افزوده شده است. طبق اصل اطناب (allongement) در نظریۀ 13گانۀ برمن، افزودن این عبارت تنها حجم خام متن را افزایش میدهد، بی آنکه بر بار معنایی و گفتاری متن بیفزاید.
همچنین ساختار نحوی و علائم سجاوندی متن اصلی تغییر داده شده است و جمله متن اصلی در دو جمله ترجمه شده است. طبق اصل منطقیسازی (rationalisation) در نظریۀ 13گانۀ برمن، مترجم به نوعی منطقیسازی دست زده است تا جملۀ متن مبدأ در زبان فارسی مقبول باشد.
|
نمونه 2 |
|
|
De là cet air de gravité ombrageuse, comme s’il avait le soupçon, au moins, que quelque chose ne tourne pas rond entre les hommes. (La Chute, p. 7) |
|
|
کمترین سوءظنش این است که حتماً کاسهای زیر نیم کاسه است. (سقوط، ص.3) |
|
|
این سوءظن برخاسته از آن است که او حس میکند برای مردم چیزی روال عادی خود را از دست داده است. |
ترجمۀ پیشنهادی |
نقد و تحلیل:
برای ترجمۀ اصطلاح فرانسوی «quelque chose ne tourne pas rond»، اصطلاحی که در فارسی به این مفهوم نزدیک است به عنوان معادل برگزیده شده است و بومیسازی صورت گرفته است. طبق اصل تخریب عبارات و اصطلاحات (destruction des locutions) در نظریۀ 13گانۀ برمن، صنایع لفظی، عبارات، ضربالمثلها و... که در واقع منتج از زبان بومی هستند، در زبانهای دیگر نیز عناصر متناظر خود را مییابند. از نظر برمن این معادلسازی به گویایی اثر ضربه میزند و معادلهای یک اصطلاح یا ضربالمثل جایگزین آنها نیستند.
|
نمونه 3 |
|
|
Son métier consiste à recevoir des marins de toutes les nationalités dans ce bar d’Amsterdam qu’il a appelé d’ailleurs, on ne sait pourquoi, MexicoCity. (La Chute, p. 6) |
|
|
حرفهاش پذیرایی از ملوانانی است با ملیتهای مختلف که هرکدام از یک گوشۀ دنیا، به این میکده در آمستردام آمدهاند. میکدهای که معلوم نیست چرا نامش را مکزیکوسیتی گذاشتهاند. (سقوط، ص.2) |
|
|
حرفهاش پذیرایی از ملوانانی است که با ملیتهای مختلف به این میکده در آمستردام آمدهاند که معلوم نیست چرا نامش را مکزیکوسیتی گذاشتهاند. |
ترجمۀ پیشنهادی |
نقد و تحلیل:
در متن فرانسه براى «که هرکدام از یک گوشۀ دنیا آمدهاند» معادلی یافت نمیشود. طبق نظر برمن در اصل اطناب باید از به کار بردن افزودههایی که بر بار معنایی و گفتاری متن چیزی اضافه نمیکنند پرهیز کرد.
همچنین جملۀ متن اصلی در دو جمله ترجمه شده است و ساختار نحوی جمله و علائم سجاوندی متن مبدأ تغییر کرده است. طبق اصل منطقیسازی، مترجم برای مقبولیت ترجمۀ خود در زبان مقصد این کار را کرده است، در حالی که برمن بر این عقیده است که هیچ تغییری به نفع زبان مقصد نباید صورت بگیرد و هرگونه تغییری را تحریف متن اصلی میداند. به بیان دیگر، او معتقد است که «در ترجمۀ هر متن بیگانه باید حالت غریبگی آن در زبان مقصد حفظ شود» (مهدیپور، 1389: 58). این در حالی است به باور نایدا[9] مترجم باید پیام را به حالتهای ساختاری و معنایی مرتبط با زبان مقصد پیوند دهد، بهطوریکه کاملاً طبیعی به نظر برسد تا آنکه مخاطب جدید بتواند با متن مقصد همذاتپنداری کند، (ساسانی و همکاران، 1401: 104).
برای ترجمۀ واژۀ «bar» واژهای در فارسی برگزیده شده است که از لحاظ غنای معنایی در سطح زبان مبدأ نیست. در اینجا واژۀ «میکده» معادل دقیق «bar» در زبان فرانسه نیست، از این رو مترجم بومیسازی انجام داده است. طبق اصل غنازدایی کیفی (appauvrissement qualificatifs) در نظریۀ 13گانۀ برمن، نباید اصطلاحات، بیانها و عبارات را با کلماتی جایگزین کرد که از لحاظ غنای معنایی و آوایی در سطح واژۀ مبدأ نیستند.
|
نمونه 4 |
|
|
Eh bien, j’étais présent quand le maître de céans l’a reçu et quand il l’a cédé. Dans les deux cas, ce fut avec la même méfiance, après des semaines de rumination. (La Chute, p. 7) |
|
|
وقتی صاحب میکده آن تابلو را، بعد از هفتهها تفکر، با شک و تردید خرید و نیز هنگامیکه آن را بعد از هفتهها، باز با همان سوءظن، فروخت، من اینجا بودم. (سقوط، ص.3) |
|
|
وقتی صاحب میکده آن تابلو را خرید و بعد واگذار کرد، من حضور داشتم. در هر دو موقع، معامله پس از هفتهها غرور و با همان بدگمانی انجام شد. |
ترجمۀ پیشنهادی |
نقد و تحلیل:
در این نمونه براى واژۀ «méfiance» از دو واژۀ مترادف شک و تردید استفاده شده است. حال آنکه استفاده از دو کلمۀ مترادف در برابر یک واحد ترجمه در صورتی پذیرفتنی است که به زیبایی جملۀ فارسی بینجامد. (کمالی، 1397: 120) بنابراین طبق اصل آراستهسازى (ennoblissement) در نظریۀ 13گانۀ برمن، مترجم با آوردن دو کلمۀ مترادف سعی در زیباتر کردن متن ترجمه داشته است.
همچنین متن اصلی که دو جمله است، در قالب یک جمله ترجمه شده است و ساختار نحوی جمله و علائم سجاوندی متن مبدأ تغییر کرده است. در واقع مترجم برای تطبیق ساختار جمله با دستور زبان فارسی ناچار به تغییر شیوۀ نقطهگذاری شده است که به ریتم جمله آسیب رسانده است (destruction des locutions). طبق اصل منطقیسازی هدف مترجم از این کار آن است که ترجمه در زبان مقصد پذیرفته و مورد قبول باشد.
|
نمونه 5 |
|
|
Si vous n’avez pas pratiqué les Écritures, je reconnais que vous n’en serez pas plus avancé. (La Chute, p. 11) |
|
|
باید بگویم که اگر به کتاب مقدس عمل نمیکنید، پس چیزی از این موضوع سر در نمیآورید. (سقوط، ص.9) |
|
|
اگر به کتاب مقدس عمل نکردهاید، اعتراف میکنم که دیگر در جریان این موضوع قرار نخواهید گرفت. |
ترجمۀ پیشنهادی |
نقد و تحلیل:
در این نمونه، زمان فعل در متن اصلی گذشته است «avez pratiqué» اما فعل به زمان حال «عمل نمیکنید» ترجمه شده است. این فعل بیانگر عملى است که در گذشته انجام شده و اثرات آن در زمان حال نیز باقى است، بنابراین بهتر است ماضی نقلی «عمل نکردهاید» به کار برده شود. طبق اصل منطقی سازی در ساختار نحوی متن مبدأ تغییر ایجاد شده است که برمن مخالف چنین کاری است.
|
نمونه 6 |
|
|
Voilà un adjectif que je n’ai pas entendu depuis longtemps. Depuis que j’ai quitté Paris, justement, il y a des années de cela. Mais le cœur a sa mémoire et je n’ai rien oublié de notre belle capitale, ni de ses quais. (La Chute, p. 8) |
|
|
مدتها بود که این صفت را نشنیده بودم، از زمانی که پاریس را ترک کردم تا حالا. سالها از آن موقع میگذرد. اما دل حافظهاش را دارد و من هیچ کدام از زیباییهای پایتختمان، حتی اسکلههایش را فراموش نکردهام. (سقوط، ص.5) |
|
|
آیا در آمستردام اقامت طولانی خواهید داشت؟ شهر زیبایی است! این طور نیست؟ مدتهاست چنین صفتی نشنیدهام. از زمانی که پاریس را ترک کردهام سالها میگذرد اما خاطرهاش در قلبم به جای مانده است. من هیچ جای پایتخت زیبایمان حتی اسکلههایش را از یاد نبردهام. |
ترجمۀ پیشنهادی |
نقد و تحلیل:
در متن مبدأ فعل اول به زمان گذشتۀ ساده است «n’ai pas entendu» اما در ترجمه، ماضی بعید ترجمه شده است «نشنیده بودم». این فعل بیانگر عملی است که مدت زمان زیادی است انجام نشده است و اثر آن در زمان حال هنوز باقی است بنابراین کاربرد ماضی نقلی «نشنیدهام» برای ترجمۀ آن صحیحتر است. فعل دوم به زمان گذشتۀ ساده ترجمه شده است «ترک کردم». این فعل نیز بیانگر عملی است که در گذشته انجام شده است و تاکنون ادامه دارد به همین دلیل کاربرد ماضی نقلی «ترک کردهام» صحیحتر است. در ترجمه، این جمله در ادامۀ جملۀ قبلی آمده است و باعث تغییر معنا شده است و مفهومی که در نظر نویسنده بوده است به درستی منتقل نشده است. بنابراین طبق اصل منطقیسازی در نظریه 13گانۀ برمن، مترجم ساختار جملات را تغییر داده است. فعل سوم نیز بیانگر عملی است که در زمان حال همچنان ادامه دارد، بنابراین چنانکه مترجم عمل کرده است به کار بردن ماضی نقلی «فراموش نکردهام» در ترجمه صحیح است. بنابراین ضرورتی ندارد که مترجم زمان افعال را مو به مو برگرداند و اگر در برگرداندن زمان افعال دچار تردید شود نباید به همانندی و همسانی دستوری توجه کند بلکه باید همسانی معنایی را مورد توجه قرار دهد تا در روایت داستان خللی وارد نشود (فرحزاد، 1364: 187).
|
نمونه 7 |
|
J’ai connu un cœur pur qui refusait la méfiance. (La Chute, p. 14) |
|
دل پاکی را میشناختم که بدگمانی به خود راه نمیداد. (سقوط، ص.12) |
نقد و تحلیل:
در ادبیات فارسی، معنی دو واژۀ دل و قلب بسیار به یکدیگر نزدیک است و در فرهنگ عرفان اسلامی نیز به اصل و اساس انسان اشاره دارد. در اینجا مترجم واژۀ «cœur» را «دل» ترجمه کرده است. طبق اصل آراستهسازى در نظریۀ 13گانۀ برمن، مترجم با این انتخاب به آراستگی ترجمۀ خود افزوده است و این ترجمه، ترجمۀ مناسبی به نظر میرسد.
|
نمونه 8 |
|
|
Que font-ils ? Eh bien, ces messieurs-ci vivent du travail de ces dames-là. (La Chute, p. 9) |
|
|
میپرسید از چه راهی امرار معاش میکنند؟ خوب، این آقایان از دسترنج خانمها زندگی میکنند. (سقوط، ص.6) |
|
|
آنها چه میکنند؟ خب، این آقایان از دسترنج آن خانمها امرار معاش میکنند. |
ترجمۀ پیشنهادی |
نقد و تحلیل:
طبق اصل اطناب در نظریۀ 13گانۀ برمن، عبارت متن مبدأ کوتاهتر است و مترجم آن را بلندتر ترجمه کرده است. از نظر برمن افزودههایی مانند واژۀ «میپرسید» در این ترجمه، تنها حجم خام متن را افزایش میدهد و بر بار معنایی متن چیزی اضافه نمیکند.
همچنین طبق اصل آراستهسازی با به کار بردن عبارات فاخر بر زیبایی ترجمه افزوده شده است. انتخاب واژۀ «امرار معاش» و «دسترنج» در ترجمه از این رو است تا از طریق ترجمۀ زیباشناختی، مترجم انتقالدهندۀ فرهنگ، زبان و ادبیات زبان مقصد باشد.
همچنین به جای «آنها چه میکنند؟» عبارت «میپرسید از چه راهی امرار معاش میکنند» به کار برده شده است. طبق اصل شفافسازی (clarification) در نظریۀ 13گانۀ برمن، مطلبی که در این جمله تعریف نشده است، در سطح معنایی ابهامزدایی شده است تا با مخاطب ارتباط بهتری گرفته شود.
|
نمونه 9 |
|
|
« Voulez-vous d’une vie propre ? Comme tout le monde ? » (La Chute, p. 10) |
|
|
. (سقوط، ص.7) آیا شما، مثل همه مردم، یک زندگی شایسته و پاک میخواهید؟ |
|
|
آیا شما مثل مردم، یک زندگی پاک میخواهید؟ |
ترجمۀ پیشنهادی |
نقد و تحلیل:
در این نمونه نیز به ازای یک کلمه در زبان مبدأ «propre» دو کلمۀ «شایسته» و «پاک» آورده شده است. به نظر میرسد برای اینکه مفهوم این کلمه به وضوح انتقال داده شود، این دو کلمه آورده شده است. بنابراین طبق اصل شفافسازی در نظریۀ 13گانۀ برمن، در سطح معنایی مفهوم واژهای با آوردن واژهای دیگر روشن شده است. علاوه بر آن، چنانچه پیشتر ذکر شد میتوان جهت زیباتر ساختن ترجمۀ، برای ترجمۀ یک واژه در زبان مبدأ دو واژۀ مترادف را به کار برد که طبق اصل آراستهسازی، برمن این کار را بر هم زدن سبک و فرم اصلی متن میداند که حاصل آن بیتوجهی به متن اصلی است و جهت فاخر کردن متن مقصد صورت میگیرد.
|
نمونه 10 |
|
|
Vous partez déjà ? Pardonnez-moi de vous avoir peut-être retenu. (La Chute, p. 13) |
|
|
میخواهید بروید؟ ببخشید اگر سرتان را درد آوردم. (سقوط، ص.10) |
|
|
به این زودی میروید؟ ببخشید که شما را معطل کردم. |
ترجمۀ پیشنهادی |
نقد و تحلیل:
طبق اصل تخریب عبارات و اصطلاحات، صنایع لفظی، عبارات، ضربالمثلها و... در زبانهای دیگر نیز عناصر متناظر خود را مییابند. اگرچه عبارت «retenir quelqu’un» در فرانسه از معنای اصطلاح «سر کسی را درد آوردن» در فارسی چندان دور نیست و تقریباً همان مفهوم را دارد، اما به اعتقاد برمن این نوع عبارات نباید به این شکل در زبان مقصد ترجمه شوند.
|
نمونه 11 |
|
|
Avec votre permission, vous ne paierez pas. (La Chute, p. 13) |
|
|
با اجازه شما، صورتحساب را من میپردازم. (سقوط، ص.11) |
|
|
با اجازه شما من حساب میکنم. |
ترجمۀ پیشنهادی |
نقد و تحلیل:
طبق اصل منطقیسازی در نظریۀ 13گانۀ برمن، در این جمله تغییر ساختار نحوی صورت گرفته است چراکه جمله در زبان مبدأ منفی بیان شده است. اما در ترجمه با موزانه کردن در سطح معنایی جمله مترادف آن به کار برده شده است؛ فاعل «vous» به معنی «شما» تغییر داده شده و فعل جمله مثبت شده است. دلیل این کار آن است که در زبان فارسی اگر بعد از «با اجازۀ شما» جمله منفی ترجمه شود معنای آن از دست میرود. از آنجا که در هر زبان یک مطلب را به صورتهای متفاوتی میتوان بیان کرد، طبیعی است که موازنههای مترادفی نیز وجود داشته باشند (اسلامی و همکاران: 1398: 29). نکتۀ دیگر آن است که در جملۀ فرانسه معادلی برای واژۀ «صورتحساب» وجود ندارد، از این رو میتوان فقط فعل «payer» به معنای «حساب کردن» را ترجمه کرد.
|
نمونه 12 |
|
|
Vous êtes chez moi à Mexico-City, j’ai été particulièrement heureux de vous y accueillir. (La Chute, p. 13) |
|
|
شما در منزل من مهمان هستید، در مکزیکوسیتی، واقعاً از اینکه، در این میکده پذیرای شما بودم، خوشوقتم. (سقوط، ص.11) |
|
|
شما در مکزیکوسیتی مهمان من هستید، مخصوصاً از اینکه در اینجا پذیرای شما بودم خوشوقتم. |
ترجمۀ پیشنهادی |
نقد و تحلیل:
طبق اصل شفافسازی در نظریۀ 13گانۀ برمن، ضمیر «y» که در متن اصلی کاربرد قید مکان دارد، «میکده» ترجمه شده است و برای آنکه این واژه به وضوح تعریف شود، شفافسازی انجام شده است تا معنا در زبان مقصد دارای ابهام نباشد زیرا کاربرد این نوع ضمایر در فارسی با چنین کارکردی نمیتواند معادل پویا ارائه دهد.
|
نمونه 13 |
|
|
Savez-vous que dans mon petit village, au cours d’une action de représailles, un officier allemand a courtoisement prié une vieille femme de bien vouloir choisir celui de ses deux fils qui serait fusillé comme otage ? (La Chute, p. 14) |
|
|
آیا میدانید در دهکده کوچک من، طی یک عملیات مقابله به مثل، یک افسر آلمانی با ادب و نزاکت از پیرزنی خواست تا خود از میان دو پسرش یکی را انتخاب کند تا به عنوان گروگان تیرباران شود؟ (سقوط، ص.12) |
|
|
آیا میدانید در دهکده کوچک من، در جریان یک عملیات مقابله به مثل، یک افسر آلمانی مودبانه از پیرزنی خواست که یکی از دو پسرش را انتخاب کند تا به عنوان گروگان تیرباران شود؟ |
ترجمۀ پیشنهادی |
نقد و تحلیل:
در این جمله واژۀ «courtoisement» قید است که در زبان فارسی به شکل صفت ترجمه شده است. این تغییر مقولۀ دستوری در ساختار نحوی جمله تغییر ایجاد میکند. این تغییر در سطح معنایی نیز اتفاق میافتد چرا که قید، فعل و کنش را توصیف میکند در حالی که صفت، شخص فاعل را توصیف میکند. طبق اصل منطقیسازی در نظریۀ برمن در واقع مترجم برای خواناتر بودن متن ترجمه از این رویه بهره جسته است. بنابراین دست به منطقیسازی زده است.
همچنین همانطور که پیشتر گفته شد، هدف مترجم از به کار بردن دو واژۀ مترادف براى یک واژه در زبان مبدأ، زیباتر کردن متن است. بنابراین طبق اصل آراستهسازی قصد مترجم زیباتر ساختن متن ترجمه نیز بوده است حال آنکه برمن معتقد است که معنای زیبا زاییده فرمی زیباست. بنابراین مترجم تنها با وفادار بودن به فرم یا همان صورت اصلی متن میتواند معنا را انتقال دهد (مهدیپور، 1389: 58).
|
نمونه 14 |
|
|
Les dieux descendent sur les corps nus et les îles dérivent, démentes, coiffées d’une chevelure ébouriffée de palmiers sous le vent. (La Chute, p. 19) |
|
|
خدایان روی این تنهای برهنه فرود میآیند و جزایر، مجنون و آراسته به گیسوانی از نخلها که باد آنها را پریشان ساخته منحرف میشوند. (سقوط، ص.18) |
|
|
خدایان روی تنهای برهنه فرود میآیند و جزایر مجنون، منحرف شده از ساحل و آراسته به گیسوان پریشانی از نخلها در زیر وزش باد پدیدار میشوند. |
ترجمۀ پیشنهادی |
نقد و تحلیل:
در این جمله در علائم سجاوندی تغییر ایجاد شده است و در ترجمه میان دو واژۀ مجنون و آراسته حرف ربط «و» آورده شده است، در حالی که در متن مبدأ این دو واژه با استفاده از ویرگول از یکدیگر جدا شدهاند.
همچنین با توجه به نظم گفتمان زبان مقصد، جملات بازتولید و مرتب شده است. برمن معتقد است که با این کار ساختار شاخهشاخۀ جملات به ساختار خطی تبدیل میشود و طبق اصل منطقیسازی این فرآیند تحریفی در متن اصلی قلمداد میشود. مثلاً در این جمله، «sous le vent» «باد آنها را پریشان ساخته» ترجمه شده است و به جمله فعل اضافه شده است و برخی عناصر جمله جا به جا شده است. بنابراین تأکید برمن بر حفظ غرابت متن اصلی است (برواسی، 1399: 205).
|
نمونه 15 |
|
|
Une des rares phrases que j’aie entendues de sa bouche proclamait que c’était à prendre ou à laisser. Que fallait-il prendre ou laisser? (La Chute, p. 6) |
|
|
از معدود جملاتی که از دهانش بیرون میآید این جمله است که میخواهی بخواه، نمیخواهی نخواه. چه چیز را باید خواست یا نخواست؟. (سقوط، ص.2) |
|
|
یکی از جملات نادری که از او شنیدم این بود که آن را بردار یا بگذار بماند. چه چیزی را باید برداشت یا گذاشت؟ |
ترجمۀ پیشنهادی |
نقد و تحلیل:
در این نمونه برای ترجمۀ عبارت «c’était à prendre ou à laisser» از اصطلاح «میخواهی بخواه، نمیخواهی نخواه» استفاده شده است. اگرچه تدین معادل مناسبی را برای برگردان این عبارات برگزیده است و از لحاظ معنایی کاملاً به آن نزدیک است اما طبق نظر برمن این عمل تحریف از متن اصلی به شمار میرود.
|
نمونه 16 |
|
|
Ils n’ont pas, eux, d’arrière-pensées. Notre hôte, à vrai dire, en a quelques-unes, bien qu’il les nourrisse obscurément. (La Chute, p. 7) |
|
|
حداقل، حرف دل و زبانشان یکی بود. راستش میزبان ما، همیشه سوءظن دارد، و سوءظنش را به طرز عجیبی پر و بال میدهد. (سقوط، ص.3) |
|
|
آنان داراى افکار پنهانى نبودند. به راستی، میزبان ما دارای چندتایی از آنهاست که مخفیانه تقویتشان میکند. |
ترجمۀ پیشنهادی |
نقد و تحلیل:
در این جمله برای واژۀ «arrière-pensées» از اصطلاح «حرف دل و زبان یکی بودن» استفاده شده است که معادل دقیقی برای این واژه به حساب نمیآید. همچنین برای ترجمۀ فعل «nourir» از اصطلاح «پر و بال دادن» استفاده شده است. طبق اصل تخریب عبارات و اصطلاحات نباید این اصطلاحات به این شکل در زبان مقصد به کار برده شود چرا که سبب تحریف از متن اصلی خواهد شد.
مورد دیگری که میتوان به آن اشاره کرد، ضمیر «en» است که به «arrière-pensées» برمیگردد اما در ترجمه واژۀ «سوءظن» به کار رفته است. ضمیر برای جلوگیری از تکرار اسم میآید در حالی که واژۀ «سوءظن» دو بار در جمله به کار رفته است. طبق نظر برمن این اطناب در جمله، سیستم زبانی متن مبدأ را تخریب میکند.
|
نمونه 17 |
|
|
À force de ne pas comprendre ce qu’on dit en sa présence, il a pris un caractère défiant. (La Chute, p. 7) |
|
|
چون زبان مشتریها را نمیفهمد، به سایه خود نیز شک میکند. (سقوط، ص.4) |
|
|
در اثر عدم ادراک آنچه که در حضورش میگویند حس بدبینی در او به وجود آمده است. |
ترجمۀ پیشنهادی |
نقد و تحلیل:
در اینجا واژۀ «زبان مشتریها» به متن مقصد افزوده شده است. این توضیح جهت شفافسازی بیشتر در ترجمه آورده شده است اما طبق اصل اطناب و اصل شفافسازی، برمن مخالف چنین کاری است. به اعتقاد برمن، منطقیسازی، شفافسازی و اطناب، سیستم زبانی متن را تخریب میکند.
همچنین در ترجمه از اصطلاح «به سایه خود شک کردن» استفاده شده است که طبق اصل تخریب عبارات و اصطلاحات، عباراتی از این قبیل نباید در زبان مقصد به این شکل آورده شود چراکه «احساس بدگمانی داشتن» الزاماً معادل «به سایه خود شک کردن» نیست.
|
نمونه 18 |
|
|
Je peux lutter ainsi contre cette pente de nature qui me porte irrésistiblement à la sympathie. (La Chute, p. 14) |
|
|
بدینترتیب میتوانم با کشش درونی و شدیدی که مرا به سوی همدلی با دیگران سوق میدهد، مبارزه کنم. (سقوط، ص.12) |
|
|
بدینترتیب میتوانم با این میل طبیعی که مرا به شدت به سوی همدلی با دیگران سوق میدهد، مبارزه کنم. |
ترجمۀ پیشنهادی |
نقد و تحلیل:
در این نمونه واژۀ «irrésistiblement» که قید است و فعل را توصیف میکند در زبان مقصد به شکل صفت آورده شده است. بنابراین با تغییر مقولۀ دستوری، در ساختار نحوی جمله و نیز در سطح معنایی تغییر ایجاد شده است. طبق اصل منطقیسازی مترجم برای روانتر بودن متن ترجمه این تغییر را انجام داده است اما به باور برمن این عمل تحریف از متن اصلی است.
|
نمونه 19 |
|
|
Il m’a toujours semblé que nos concitoyens avaient deux fureurs : les idées et la fornication. (La Chute, p. 9) |
|
|
همیشه فکر میکردم همشهریهایمان تشنه دو چیزند: یکی نظریهپردازی و دیگری عشقبازی. (سقوط، ص.5) |
|
|
همیشه این طور به نظرم رسیده است که همشهریهایمان به دو جنون گرفتار هستند: عقاید و عشقبازی. |
ترجمۀ پیشنهادی |
نقد و تحلیل:
فعل«a semblé» به شکل ماضی استمراری ترجمه شده است، در حالی که معادل «passé composé» با توجه به کاربرد آن در زبان فارسی ماضی نقلی یا ماضی ساده است. این تغییر زمان فعل به جهت منطقیسازی صورت گرفته است در حالی که به کار بردن ماضی نقلی خللی در ترجمه وارد نمیکند. نادیده انگاشتن ارزش زمانی افعال طبق نظر برمن، تخریب سیستمبندی متن را به دنبال دارد.
|
نمونه 20 |
|
|
Mais je me laisse aller, je plaide ! (La Chute, p. 17) |
|
|
خیلی حرف زدم، انگار اقامه دعوا میکنم. (سقوط، ص.16) |
|
|
اما من به دفاع کردن ادامه میدهم! |
ترجمۀ پیشنهادی |
نقد و تحلیل:
در ترجمۀ این جمله علامت تعجب حذف شده و واژۀ «انگار» جایگزین آن شده است. طبق نظر برمن، عدم رعایت علائم سجاوندی باعث تخریب ریتم متن میشود. همچنین برای ترجمۀ واژۀ «plaider»، اصطلاح حقوقی «اقامه دعوا کردن» جایگزین شده است که اگرچه از معنای آن دور نیست اما طبق اصل تخریب عبارات و اصطلاحات، گفتمان متن اصلی را تخریب کرده است و باعث اطناب در متن مقصد نیز شده است.
نظریۀ آنتوان برمن توجه بسیاری به زبان متن مبدأ دارد. به عقیدۀ او زبان مبدأ دارای قداست است و هر گونه حذف، اضافه، تغییر در سبک نویسنده، تغییر ساختار زبان و حتى تغییر در نقطهگذارى و پاراگرافبندى تحریف متن اصلى قلمداد میشود. بنابراین نقد ترجمه بر پایه این نظریه، میزان وفاداری مترجم به متن مبدأ را مشخص میسازد که به باور برمن مهمترین ویژگی ترجمه است. در بررسی ترجمۀ سقوط مشاهده شد که مترجم تلاش کرده است تا علاوه بر داشتن ترجمهای روان، نسبت به متن مبدأ نیز وفادار بماند و بیشترین میزان وفاداری نیز در ترجمۀ این اثر در علائم سجاوندی دیده میشود که اغلب مترجم سعی کرده است تغییری در آن به نفع مقصد ایجاد نکند، اما گاهی نیز مترجم ملزم به تغییر شده است.
در پاسخ به پرسشهای این پژوهش، بررسی نمونههای ترجمه نشان داد که تمامی عوامل تحریف متن برمن در ترجمه قابل تطبیق است با این تفاوت که به فراخر متن برخی از این مؤلفهها از بسامد بیشتری برخوردار هستند. از این رو در بخشهای بسیاری از موردهای انتخابی از ترجمۀ این اثر چنین دریافت شد که مترجم نتوانسته است به متن زبان مبدأ کاملاً وفادار بماند و در مواردی از متن اصلی فاصله گرفته است و سیستم زبانی متن را تخریب کرده است. در این نقد ترجمه مواردی که قابلیت انطباق و همسویی بیشتری با مؤلفههای نظریه برمن داشت، گزینش شد و مورد بحث و بررسی قرار گرفت؛ در ترجمۀ این اثر طبق آرای ریختشکنانه برمن مشاهده شد که پربسامدترین مؤلفهها منطقیسازی، شفافسازی، اطناب کلام، آراستهسازی و تخریب اصطلاحات بوده و از کاربست منسجمتری برخوردار بودند. البته مترجم در ترجمۀ این اثر لفظگرایانه عمل نکرده است، چراکه ترجمۀ تحتاللفظی نمیتواند چالشهای ترجمۀ متن ادبی را برطرف سازد، بنابراین میتوان نتیجه گرفت که در فرآیند ترجمه تحریفات بسیاری در متن زبان مبدأ به چشم میخورد تا ترجمه در زبان مقصد مورد قبول واقع شود و برای خوانندۀ زبان مقصد از لحاظ روساخت و زیرساخت زبانی قابل درک باشد.
[1] Antoine Berman
[2] La Chute
[3] Albert Camus
[4] Véronique Olmi
[5] La peste
[6] L’étranger
[7] Jean-Paul Sartre
[8] Jean-Baptiste Clamence
[9] Nida