نوع مقاله : مقاله پژوهشی
موضوعات
عنوان مقاله English
نویسندگان English
این مطالعه مفهوم بداههبافی در قالیهای قشقایی را بهعنوان شکلی تجسمیافته، شناختی و تکاملی از روایت بررسی میکند و شباهت آن را با هنر عامیانه و هنر مردمی برجسته میسازد. برخلاف تفاسیر سنتی که به دنبال معانی نمادین مستتر در نقشها هستند، این پژوهش نشان میدهد که روایت از طریق خود فرآیند بافت شکل میگیرد. هر نقش، انتخاب رنگ یا تغییر الگو، بازتاب تعاملهای موقعیتی میان حافظه بافنده، شناخت بدنمند و زمینه اکولوژیکی است. بافت بداههبافی تحت تأثیر دانش فرهنگی تجمعی و ساختارهای عصبی سازگار شکل میگیرد و دنبالههای نوظهوری ایجاد میکند که با روایتهای شفاهی اپیزودیک و غیرخطی قابل مقایسهاند.
با چارچوببندی روایت بهعنوان فرآیندی پویا و در لحظه، مطالعه نشان میدهد که هم بافت قشقایی و هم روایتگری عامیانه بهعنوان عملهای سازگار و نوظهور عمل میکنند. معنا از پیش تعیینشده نیست، بلکه از تعامل مستمر میان انسانها، مواد و محیط پدید میآید و خود فرآیند خلاقانه تبدیل به روایت میشود. این دیدگاه بنیادهای شناختی، فرهنگی و تکاملی بداههبافی در صنایع دستی قبیلهای را روشن میسازد و قالیهای قشقایی را در چارچوب بحثهای گستردهتر درباره روایت، تعامل با ماده و هنر عامیانه جای میدهد.
کلیدواژهها English