Document Type : Original Article
عثمانیها ضمن پیشرفتهای که بعد از فتح شام، مصر و عربستان (923 هـ/ 1517 م.) به دست آوردند در حرمین خطبه به نام سلطان سلیم خان اول (918 هـ/ 1512 م. – 926 هـ/ 1519 م.) خواندند و از این تاریخ بود که سلاطین عثمانی عنوان خلافت یافتند. پسر سلطان سلیم، یعنی سلطان سلیمان اول (926 هـ/ 1519 م. – 974 هـ/ 1566 م.) حدود امپراتوری را از مرزهای ایران تا کنارههای دانوب و از سواحل دریای سرخ تا تنگۀ جبلالطارق گسترش داد.
ثروت سرشاری که سلاطین عثمانی از این فتوحات بهدست آوردند و تسلط آنان بر بخشهای بسیار پهناوری از کشورهای اسلامی، باعث شد که دربار آنها مرکز اجتماع گروه بزرگی از دانشمندان و ادیبان مناطق مختلف گردید. گروه بزرگی از عالمان و ادیبان از آغاز عهد صفوی به دلایل گوناگون از ایران مهاجرت کرده، در دورههای محدود یا نامحدود در خاک عثمانی باقی مانده و به فعالیتهای هنری پرداختند (افضلی، 1396: 250-251). این افراد کتابهایی را به زبانهای عربی، فارسی و ترکی در خاک عثمانی تألیف نمودند. در این دوره بر اثر توجه خاصی که سلاطین عثمانی و بزرگان دولت ایشان به زبان و ادبیات ایران زمین داشتند، پایتخت آنان محل تجمع شاعران و ادیبان عصر گردید. نسخههای فراوان از کتابهایی که عالمان و ادیبان ایرانی به زبان فارسی و غیر فارسی تألیف کردهاند در کتابخانههای سلاطین و بزرگان عثمانی گرد آمد که هنوز هم بسیاری از آنها باقی است (افضلی، 1396: 265-267).
در نتیجۀ فعالیتهای گستردهای که در زمینۀ ترویج فرهنگ و هنر صورت گرفت، بسیاری از رشتههای هنری در سرزمین عثمانی توسعه یافت. همزمان با توسعۀ تعداد کثیری از حوزههای هنری، هنر کتابآرایی نیز در این منطقه توسعه یافته و آثار هنری قابلتوجهی تهیه و آماده گردید. از اواخر سدۀ نهم تا اوایل سدۀ یازدهم هجری، دربار سلاطین عثمانی محل تجمع هنرمندان در این حوزه شده بود. براساس دفاتر «اهل حِرف» که در موزۀ کاخ توپقاپی نگهداری میشود این هنرمندان دارای تشکیلات خاصی برای خود بودند .(Kütükoğlu, 1975: 6)
این پژوهش بر پایۀ روش توصیفی-تحلیلی انجام یافته و اطلاعات لازم با استفاده از منابع کتابخانهای و با بهره جستن از نسخههای خطی آثار به جا مانده از سید لقمان ارومی جمعآوری شده است. در این پژوهش پانزده نسخۀ خطی موجود در ترکیه بهطور مستقیم و سایر نسخهها با بررسی نسخههای عکسی یا فایل تصاویر آنها و در مجموع بیستوپنج نسخه مورد شناسایی و تحلیل قرار گرفتهاند.
پیشینۀ پژوهش
تحقیقات معدودی بهصورت مقطعی و دورهای در مورد موضوع این مقاله انجام شده است. یکی از اولین پژوهشهای انجام شده در این حوزه، مربوط به تحقیق دینپرست (1390) است که با بررسی منابع تهیه شده در عثمانی به بررسی مهاجرت هنرمندان از ایران به این سرزمین و تأثیر آنها بر توسعه نقاشی و ایجاد مکتب هنری استانبول پرداخته است. خانم الهه بختآور در پایان نامة کارشناسیارشد خود (دانشگاه شاهد، تهران، ١٣٨٦) با عنوان «بررسی متقابل نگارگری مکتب تبریز صفوی و عثمانی»، یعقوب آژند (1389) در مقالة خود با عنوان «تأثیر هنرمندان مکتب تبریز در شکلگیری و گسترش مکتب استامبول»، نیز چاغمن و تانیندی (Caghman, Tanindi, 1996)در مقالة خود با عنوان «روابط فرهنگی صفویان و عثمانیان در نسخههای کاخ توپقاپی»، خانم مهناز شایستهفر (1384) در مقالة خود با عنوان «موضوعات مذهبی در نگارگری دوران صفوی و عثمانی» و فرخفر، خزایی و حاتم (1391) در تحقیق خود به این نتیجه رسیدهاند که نگارگری عثمانی در نیمۀ نخست سدۀ دهم هجری، برای کسب اعتبار فرهنگی و هنری خود، تأثیرات قابل ملاحظهای را از نگارگری ایران اخذ نموده است که آمیزهای از مکاتب نگارگری هرات، شیراز، ترکمان و تبریز عهد صفوی است. محمدزاده (1394) در پایان نامة کارشناسیارشد خود با عنوان «تأثیرپذیری نگارگری عثمانی از نگارگری ایران با محوریت شاهنامة طهماسبی» نگارههای شاهنامۀ طهماسبی را با نگارههای چهار نسخۀ دیگر از شاهنامۀ فردوسی که در مکتب عثمانی تهیه شده است مورد تطبیق کمی و کیفی قرارداده است. نتایج حاصله از این پژوهش نشان میدهد که بیشترین تأثیرات در حوزۀ عناصر تجسمی و موضوعات نگارهها بر جای مانده است. صادقینیا و حصاری (1396) نیز در پژوهش خود تلاش نمودهاند تا به بررسی وجوه تشابه و افتراق نگارههای موجود در شاهنامۀ شاه طهماسب و سلیماننامه بپردازند. در این تحقیق مشخص شده است که تأثیرات قابلملاحظهای از دستاوردهای هنر ایران بر نگارگری عثمانی برجای مانده و هنرمندان این مکتب توانستهاند با اقتباس از هنر ایرانی و تلفیق آن با هنر بومی خود به شیوۀ ارزندهای از سبک ملی دست یابند.
جنبۀ نوآوری پژوهش
مقالات و پژوهشهای ذکر شده تا حدودی به موضوع مورد بحث در این مقاله نزدیک شدهاند اما تاکنون پژوهش دقیق و کاملی از تأثیر نویسندگان و شاعران ایرانی بر مکتب کتابآرایی عثمانی صورت نگرفته است و در پژوهشهای انجامشده نیز به تأثیر متن دقت نشده است؛ به نحوی که در منابع ایرانی حتی به آثار فارسی بعضی از نویسندگان ایرانی ساکن در عثمانی اشاره هم نشده است.
سید لقمان ارومی، یکی از نویسندگان و شاعران ایرانی است که به دربار عثمانی مهاجرت نمود و آثار بسیار گرانسنگی را در آن دیار تدوین نموده است. اهمیت وی به حدی است که باعث شده در مورد او و آثارش پژوهشهای فراوانی صورت گیرد اما پژوهشهای انجام شده در ایران بسیار نادر و ناچیز است. بنابراین در این مقاله سعی شده است با استفاده از منابع منتشرشده در خارج از ایران، بهویژه در محدودۀ فرهنگی عثمانی، به شناسایی این شاعر ایرانی پرداخته و تأثیرات آثار وی بر هنر کتابآرایی عثمانی مورد بررسی قرار گیرد.
شاهنامۀ فردوسی نقش بسیار مهمی در آفرینش تاریخ منظوم در جهان اسلام دارد. این اثر تا به امروز مورد توجه حماسهسرایانی قرار گرفته که با تقلید از آن به آفرینش آثاری ارزنده در زمینههای تاریخی و دینی اقدام نمودهاند. این اثر نهتنها در حوزۀ ادبیات، بلکه در حوزههای مختلف هنر کتابآرایی نیز تأثیرگذار بوده است. یکی از نسخههای مهم در این مورد، شاهنامۀ معروف به «نسخۀ شاه طهماسب» است. این نسخه بین سالهای ٩٣٠ هـ/ 1523 م. تا ٩٤٤ هـ/ 1537 م. در کارگاههای هنری سلطنتی صفویان در تبریز استنساخ شده است. این اثر در سال ٩٧٤ هـ/ 1566 م. به مناسبت جلوس سلطان سلیم دوم از طرف شاه طهماسب صفوی به دربار عثمانی اهداء گردید و یکی از هدایای باارزش فرهنگی است که از طرف دربارهای ایران به دربار عثمانی ارسال شده است. این اثر بیش از سه سده در دسترس هنرمندان عثمانی بود. سلاطین عثمانی نیز دستور داده بودند تا آثاری در رابطه با تاریخ، فرهنگ و هنر عصرشان با الگوبرداری از اثر جاودانۀ فردوسی تهیه شود که در نتیجۀ این تمایلات، در ابتدا آثاری به زبانهای فارسی و ترکی توسط شاعران ایرانیالاصل و در مراحل بعدی توسط اهالی بومی تهیه شد و نگارش یافت. بهدلیل تأثیر انکارناپذیری که این افراد از شاهنامۀ فردوسی گرفته بودند به آثار آنها لقب شاهنامه و به خود آنها نیز عنوان «شاهنامهنویس» داده شده بود .(Çağman, 1973: 411)
القاص میرزا فرزند کوچک شاه اسماعیل صفوی، یکی از شاهزادگان هنردوست صفوی است که از سال 944 هـ/ 1537 م. حکومت شیروان را بر عهده داشت. وی همانند سایر اعضای خاندان صفوی و به تقلید از پدر و برادران خویش به هنر و ادبیات علاقۀ وافری داشت و تعداد زیادی از شعرا، ادبا و هنرمندان را در دربار خویش گردآورده بود. او در سال 951 هـ/ 1544 م. بر برادر خویش، شاه طهماسب شورید و اگر چه برادر او را بخشید اما مجدداً در 953 هـ/ 1546 م. طغیان نمود و به دربار عثمانی پناهنده شد. او به هنگام فرار به عثمانی به همراه خود شیخ فتحالله چلبی (ف. 969 هـ/ 1561 م.) و افلاطون شیروانی (ف. 977 هـ/ 1569 م.) دو تن از شاعران معروف دربار خویش را به استانبول برد .(Tanındı, 1996: 25)
شیخ فتحالله عارف چلبی نوۀ دختری شیخ ابراهیم، بهعنوان اولین فردی است که با تخلص عارفی در دربار سلطان سلیمان قانونی بهعنوان شاعر، شاهنامهنویسی را آغاز نمود. او با سرودن کتاب «سلیماننامه» به زبان فارسی بهعنوان پایهگذار نگارش اینگونه آثار در تاریخ ادبیات عثمانی محسوب میگردید .(Atasoy, 1970: 167)
بعد از مرگ عارفی، کار وی را افلاطون شیروانی ادامه داد. افلاطون با شاهقلی تبریزی که یکی از نقاشان معروف دربار شاه طهماسب صفوی بود و از دربار این سلاطین در تبریز به استانبول آمده بود کار میکرد. افلاطون علاوه بر اینکه شاعری زبردست بود در زمینۀ نستعلیق، تذهیب و نقاشی نیز ماهر بود. متأسفانه اثری که بهوسیلۀ وی تمام شده باشد در دست نیست. چند کتابی هم که وی شروع کرده بود با مرگ او ناتمام ماند و شاعر بعدی که سید لقمان ارومی نام داشت آنها را تکمیل کرد.
هنگامی که در سال 977 هـ/ 1569 م. افلاطون وفات یافت، سلیم دوم (974 هـ/ 1566 م. – 982 هـ/ 1574 م.) سید لقمان را بهجای وی شاهنامهنویس دربار خود گردانید. سید لقمان در آثارش خود را «سید لقمان بن حسین عاشوری اروموی» معرفی میکند که نشان از آن دارد که وی متولد شهر ارومیه در آذربایجان بوده است. سید لقمان بهطور یقین متولد و ساکن آذربایجان بوده است زیرا هنگام لشگرلشکی سلطان سلیمان قانونی به آذربایجان، وی به همراه تعداد زیادی از علماء، دانشمندان و هنرمندان دیگر به استانبول آمده بود .(Renda, 1969: 12)بهرغم اینکه وی در دورۀ سلطنت سلیم دوم و مراد سوم یکی از بزرگترین ادیبان و نویسندگان عثمانی بود ولی اطلاعات بسیار کمی در مورد زندگی وی وجود دارد.
در مورد تاریخ تعیین وی به سِمَت شاهنامه نویس دربار، تاریخ درستی در دست نیست. در یکی از آثارش آن را پنجم شوال سال 976 هـ.(23 مارس 1569 م.) و در اثری دیگر محرم سال 977 هـ (جولای 1569 م.) ذکر کرده است (Kütükoğlu, 2003: 208). وی تا سال 1005 هـ/ 1596 م. بهعنوان شاهنامهنویس در دربار عثمانی انجام وظیفه نمود. در مورد تاریخ مرگ وی نیز اطلاع دقیقی در دست نیست (بروسه لی، 1333: 3/135). نجیب عاصم، ادعا میکند تا سال 1010 هـ/ 1601 م. زنده بوده است. بر همین اساس قاراتای اعتقاد دارد وی در این تاریخ وفات نموده است (Karatay, 1961: 135).
در دربار عثمانی از دورۀ سلطان سلیمان تا سلطان محمد سوم ،در یک دورۀ کوتاه پنجاه ساله، پنج شاعر مسئولیت شاهنامهنویسی را در دربار عثمانی برعهده داشتند:
از سال 977 هـ/ 1569 م. تا 15 محرم 1004 هـ/ 20 سپتامبر 1595 م. که سید لقمان شاهنامهنویس دربار عثمانی بود آثار متعددی را تألیف نموده است که نسخههای موجود از آنها عبارتند از:
فتوحات جمیله (موزه توپقاپی شماره H.1592) که به زبان فارسی برای سوکولو محمد پاشا نگارش یافته است بهعنوان پیشنویس سلیماننامۀ عارفی محسوب میگردد .(Sohrweide, 1971: 287)سلیماننامه اثری است که تاریخ دوران سلطان سلیمان قانونی تا سال 965 هـ/ 1557 م. را دربردارد. جلدهای باقیمانده از این اثر بالغ بر سیهزار بیت شعر را شامل میشود. این اثر حوادث مربوط به دوران سلطان سلیمان را دربرمیگیرد. سید لقمان آن را از جایی ادامه میدهد که عارفی ناتمام گذاشته است و در سال 987 هـ/ 1570 م. آن را به اتمام رسانده است .(Karatay, 1968: 61)
نمونۀ بسیار عالی از این اثر، نسخهای است که در موزۀ توپقاپی بخش خزانه (شماره H.1517) نگهداری میشود و دومین اثر مصوری است که در زمینۀ تاریخ عثمانی تهیه شده است.[1] نسخهای ناقص از این اثر در کتابخانۀ ملی انگلیس (نسخۀ شرقی شماره: Or.7043) و نسخۀ دیگری که برای کتابخانۀ سلطان مراد سوم در 987 هـ/ 1579م. استنساخ شده است و اکنون در کتابخانۀ چستربیتی دوبلین (DCB. T.413) محفوظ است .(Kütükoğlu 1991: 43)
از روی نسخۀ اصلی آن نسخههای متعددی تهیه شده است که اولین نسخۀ کاملشدۀ آن به سلطان مراد سوم تقدیم شده است (موزۀ آثار اسلامی و ترک، استانبول: شماره 1973). این نسخه حوادث را تا رمضان سال 991 هـ/ ژانویه 1583 م. شامل میشود .(Renda, 1977: 66)نسخهای که برای صدراعظم سیاوش (کتابخانه توپقاپی شماره H.1321)، محمد آقا رئیس دارالسعاده (کتابخانه چستربیتی در دوبلین شماره T.414) Minoresky, 1958: no.414 :21-25))[5] خواجه سعدالدین افندی (موزه بریتانیا شماره Or. 1135) تهیه شده است .(Kütükoğlu, 1991: 46)
نسخههای مصور دیگری نیز از این اثر وجود دارد که عبارتند از: نسخۀ موزۀ توپقاپی (شماره H. 1624) که سرگذشت پیامبران و سلاطین را از حضرت آدم (ع) تا سلطان محمد سوم (ف. 1003 هـ/ 1594 م.) دربرمیگیرد، نسخۀ دیگر در همان موزه (شماره A. 3110) که تا دورۀ سلطان مصطفی دوم (حک: 1106 هـ/ 1694 م. – 1115 هـ/ 1703 م.) را دربرمیگیرد که آخرین نسخه از این کتاب است و بعد از سید لقمان تکمیل شده است .(Karatay, 1968: 241-242)
نسخۀ دوم، در موزۀ توپقاپی (شماره R.1534) از روی نسخۀ اول استنساخ شده و نسخهای ناقص است که صفحههای آن بهصورت پراکنده صحافی شده و بدون نگاره است. براساس پژوهشی که چاغمان انجام داده است صفحههای ناقصی در این نسخه وجود دارد که با در نظر گرفتن بعضی نشانهها، وی معتقد است که صفحههای مصور این نسخه از آن جدا شده است و صفحههای باقیمانده بدون توجه به ترتیب آنها مجدداً صحافی شدهاند .(Çağman, 1973: 412)
تصویر شمارۀ 1: نگارهای از مجلس هماهنگی بین گروه هنرمندان و عالمان از چپ به راست: شمسالدین احمد قاراباغی، سید لقمان ارومی، نقاش عثمان[8] و کاتبان نسخهها (شاهنامۀ سلطان سلیم، نسخۀ شمارۀ :A.3595 برگ 9/الف)[9]
در سال 1001 هـ/ 1593 م. لقمان ارومی بخش دوم و تکمیلی شاهنشاهنامه را که حوادث بین سالهای 990 هـ/ 1582 م. تا 996 هـ/ 1588 م. را دربرمیگیرد، تهیه نمود (Atasoy, 1973: 362). این جلد (توپقاپی شماره B.200) آخرین شاهنامهای است که به زبان فارسی در امپراتوری عثمانی نگارش یافته است (Mahir, 2002: 715). اثر دارای نودوپنج نگاره است (Karatay, 1968: 274-275, no. 792). در میان حوادث این سالها، نگارههای مربوط به مراسم جشن ختنهسوران شاهزاده محمد فرزند سلطان مراد سوم است که در طی هفت روز برگزار گردیده و نظر تاریخ اجتماعی عثمانی بسیار مهم هستند و مورد توجه تعداد کثیری از محققان قرار گرفتهاند.
بهدلیل اهمیت این اثر نسخههای متعددی از آن تهیه شده است: از جمله چهار نسخۀ مصور از آن در موزۀ توپقاپی (H.1562, H.1563, R.1265, E.H.1414)، دو نسخه در کتابخانۀ دانشگاه استانبول (T.6088, T.6087)، نسخههای دیگر در کتابخانۀ ملت و کتابخانۀ امیرعلی استانبول (شماره 1216) وجود دارد. تعدادی از نسخههای این اثر را نیز میتوان در کتابخانههای خارج از ترکیه یافت.
1.4. نگارههای دینی
نگارههای موجود در یکی از مهمترین آثار سید لقمان با نام زبدةالتواریخ در هنر تصویرسازی دینی مکتب هنری عثمانی جایگاه خاصی دارد. نگارههای این اثر که زندگانی پیامبران را به تصویر کشیده است، از اولین نمونههای نگارههای عثمانی در زمینۀ مسائل دینی است. در زبدةالتواریخ، زندگانی چهلونه پیامبر براساس روایات قرآن، تورات و انجیل زنده شده است. اگر به نگارههای که زندگانی پیامبر (ص) را ترسیم کرده است دقت شود، متوجه خواهیم شد که از نظر محتوایی به قالبهای کلاسیک تصاویر که در سدههای هشتم و نهم هجری/ چهاردهم و پانزدهم میلادی در ایران ترسیم شده، پایبند مانده است. اما اصالت و ارزش حکایات را از دیدگاه دیگری مورد توجه قرار داده است.
متن زبدةالتواریخ تلخیصی از تاریخ سیاسی و مقدس جهان است که داستان خلقت جهان، حکایاتی مربوط به پیامبران، امامان و بزرگان دینی، شخصیتهای برجستۀ تاریخی و بخش عمدهای از تاریخ ترکان تا هنگام سلطنت سلطان مراد سوم را در برمیگیرد. همچنین این کتاب شامل شرح تبارشناسانهای در خصوص دوازده سلطان نخستین عثمانی است. سید لقمان که خود، مورخ و تبارشناس دربار عثمانی در زمان فرمانروایی مراد سوم بوده در مقدمهای که خود تألیف کرده چگونگی تدوین این اثر تاریخی و نیز کیفیت بهرهگیری خویش از منابع مختلف را باز میگوید.
در نسخهای از زبدةالتواریخ (CBL,T.414: 121/a) با تزئینات و صحنهای جدید روبهرو میشویم. در بالای خانۀ کعبه، فرشتگانی که در میان ابرها در حال فرود به زمین هستند دیده میشوند. فرشتگان، براق را در میان شعلههای نوری گرفتهاند و در حالی که جبرائیل در پیشاپش آنها قرار دارد رو به سوی آسمان در حال حرکت هستند. پیامبر (ص) بر روی براق با هالهای از نور تمثیل شده است. اینگونه تشبیهات از مواردی است که در نقاشی ایرانی به وفور یافته میشود. اما این تصویر تنها نمونۀ مربوط به نگارههای مکتب عثمانی است و در جای دیگری نمیتوان به نمونهای از آن برخورد (نک: تصویر شماره 2).
همزمان با آن در بعضی از نگارههای که در رابطه با زندگانی پیامبر (ص) است، پایندی به قالبهای تصویری مشاهده میشود. قالبهای که برای ترسیم تصاویر مربوط به شخصیت و هنرهای سلاطین و حکمرانان عثمانی مرسوم هستند در موضوعات دینی کاربرد چندانی ندارند و بیگانه هستند. به همین دلیل شخصیتهای تصاویر دینی نسبت به سایر تصاویر این دوره کمی بزرگتر و متفاوت ترسیم شدهاند .(Renda, 1971: 454)
تصویر شماره 2: صحنهای از معراج پیامبر (ص) با هالههای نورانی (زبدةالتواریخ: DCB. T414، برگ 121/الف)
2.4. تفکر شیعی در نگارهها
در نگارۀ دیگری که در زمینۀ معراج پیامبر (ص) در نسخهای از زبدةالتواریخ ترسیم شده است با وضعیت متفاوتی روبهرو میشویم که در هنر تصویرسازی عثمانی جدید است. در این تصاویر پیامبر(ص) به همراه امام حسن (ع) و امام حسین (ع) و سایر اصحاب در درون بنایی ترسیم شدهاند که با توجه به محراب و منبر، محیط مسجدی را تداعی مینماید که به احتمال بسیار زیادی بیتالمقدس است (نک: تصویر شماره 3). این تصویر از نظر محتوایی با تصاویری که در آن دوره در این زمینه ترسیم شده است تفاوت زیادی ندارد فقط تنها چیزی که قابلتوجه است هالههای است که همچون شعلههای نور از پیامبر (ص) و حسنین (ع) به آسمان اوج میگیرد که تمثیلی از جایگاه فوق بشری این افراد .(Renda, 1970: 448-449)
تصویر شمارۀ 3: پیامبر در مسجد به همراه حسنین (ع) و فرشتگان که هالهای نورانی آنها را فراگرفته و یاران ایشان قبل از معراج (زبدةالتواریخ: TİEM. T. 1973، برگ 46/الف)
در مجموعةالطومار (نسخۀ چستربیتی T.414) نگارههای که خلفاء و امامان را نشان میدهد، بهصورت پورتره ترسیم شده و بر اساس نوع تصاویر، بین چهار الی شش پورتره در یک صفحه جا گرفته است. تصاویر امامان دوازدهگانۀ شیعیان در کنار خلفای راشدین به تصویر کشیده شده که یکی از نمونههای نادر از اینگونه تصویرسازی است که در نسخههای تهیه شده در عثمانی کمتر با آن برخورد میکنیم[15] (نک: تصویر شماره 4) .(Renda, 1969: 37; Minoresky, 1958: no.414: 25)
تصویر شمارۀ 4: تصویری از حسنین (ع) (در بالای صفحه) با هالههای نورانی و نسبنامۀ سایر امامان اثنیعشر به همراه تصاویر سایر مشاهیر عثمانی (پایین صفحه) (زبدةالتواریخ: موزه هنری لوس آنجلس[16] شماره M.85.237.38) 3.4. شمایلسازی
تهیۀ آلبومهای پورتره که بهعنوان «شمایلنامهها» نام گرفته بود از سدۀ دهم به بعد در عثمانی رواج یافت. این نوع هنر نیز همانند بسیاری از هنرها بهوسیلۀ ایرانیان در دربار عثمانی رواج یافت. «ولی جان»، که یکی از نقاشان معروف پورتره در عثمانی است در دربار صفویان پرورش یافت و شاگرد سیاوش بود. وی در اواخر سدۀ دهم از تبریز به استانبول مهاجرت نمود. در بین سالهای 990 هـ/ 1582 م. تا 996 هـ/ 1588 م. بهعنوان سرگروه نقاشان در نقاشخانۀ سلطنتی عثمانی انتخاب و افراد شاغل در آنجا را بهصورت گروهی در زمینۀ تصاویر اشخاص، برگهای ساز، طرحهای خطائی، تصاویر فرشتگان و طرحهای حیوانی آموزش داد و استاد آنها شده بود. اولین نمونه از این نوع تصویرسازی را میتوان در زبدةالتواریخ (H.1624) مشاهده کرد که دربرگیرندۀ شصتوشش پورتره است. بعد از این آثار، ترسیم پورتره بهصورت یک عادت در بین هنرمندان عثمانی درآمد و تا سدهها باقی ماند .(Tanındı, 1996: 47)
آثاری که توسط «ولی جان» و شاگردانش تهیه شدهاند همچون هنرنامه (H.1524) و زبدةالتواریخ (TİEM.T.1973) از نظر ترسیم تصاویر فرشتگان و حلکاری کنارههای متون نوشته شده، برگرفته از هنر صفوی است که در میان آثار ممتاز عثمانی قرار دارند.
هنرمند برای ترسیم صحنههای واقعی تا حد امکان واقعیت را زنده کرده است. همزمان با آن با حد تعجبآوری صحنههای طبیعی، بهخصوص صحنۀ مورد علاقۀ اسبدوانی، صحنههای نبرد زیاد به چشم میخورد. فقط در آفریش و توسعۀ تیپها، وقایع تاریخی تنها یک بار تصاویر تکرار شده است. در این تصاویر رنگ قرمز شفاف حاکم بوده و رنگهای زنده نشاط خاصی را آفریده است .(Aslanapa, 1992. c.2: 437)
در کتاب «قیافة الانسانیه فی شمائل العثمانیه» نیز برای بیان خصوصیات سلاطین عثمانی، پورترههای آنها ترسیم شده است. در این اثر سلاطین عثمانی از عثمان غازی تا سلطان مراد سوم بهطور متوالی و پشتسرهم انتخاب شده و زندگانی سیاسی، علائق، نمای ظاهری شرح داده شده است.[17] قبل از آنکه تصاویر سلاطین ارائه شود در ابتدا خصوصیات، علائق و شخصیت هریک از سلاطین براساس منابع تاریخی زمان مربوطه ارائه میشود و سپس براساس همین اطلاعات «نقاش عثمان» از نقاشان معروف این دوره، آنچه را که در خیال خود تصور نموده تصویر سلطان مربوطه را ترسیم و طراحی نموده است .(Atasoy 1958: 60)
در دورههای بعدی تصویرها با تکنیکها و اسلوب متفاوتی تهیه شدند. مهمترین نمونهای که در سدۀ دوازدهم تهیه شده است آلبومی است در مجموعۀ سلطان احمد موزه توپقاپی (A.3109) که تصاویر ترسیمشدۀ لونی[18] در آن قرار دارد. این نگارهها از نظر پسزمینههای مناظر و صحنههای نمایش هنوز به بعضی رسوم رایج در مکاتب هنری ایران پایند هستند که نشان از تداوم تأثیر مکتب هنری ایرانی بر مکتب هنری عثمانی است (Aslanapa 1992: 437).
4.4. ابعاد نگارهها
یکی دیگر از مواردی که آثار سید لقمان سرآغاز آن است، بزرگ شدن ابعاد نگارهها است. در دورۀ سلطان مراد سوم علاوه بر گسترش ابعاد نگارهها، راه برای درشتتر و بزرگتر شدن تصویرها نیز باز شده است. موضوعات به تصویر کشیده شده در نگارهها با موضوع آثار و متن آن هماهنگی کامل دارد. بهعنوان مثال در صحنههای جلوس (بارگاه) که بهصورت دو صفحهای ترسیم شده است، صحنهها در حالتی قرار داده شده که متن از طرف اطلاعات ارائهشده مورد حمایت قرار میگیرد. روبهرو شدن با این مسئله در هنرنامه زیاد است. در جلد اول هنرنامه (H.1523) چهلوپنج نگاره که در ابعاد کامل کتاب است مشاهد میشود که از آثار نفیس هنر عثمانی است.[19] در جلد دوم هنرنامه (H.1524) نیز چهلوپنج نگاره در ابعاد کامل نسخه وجود دارد که تعداد کثیری از آنها در دو صفحه ترسیم شده است.[20] این اسلوب را میتوان در نمونههای دیگر از نسخههای زبدةالتواریخ نیز مشاهده کرد .(Renda, 1970: 457)
5.4. فرهنگ ایرانی در نگارهها
در فرهنگ ایرانی و براساس اعتقاد مردم این سرزمین که در شاهنامه فردوسی نیز ذکر شده است، کیومرث بهعنوان اولین پادشاه جهان شناخته میشود. در زبدةالتواریخ، براساس همین بینش کیومرث بهعنوان اولین پادشاه روی زمین معرفی شده و نگارههایی در این مورد ترسیم شده است. بهطوری که در تمام شاهنامههای مصوری که بعد از سدۀ دهم هجری در عثمانی مصور شده است، تصاویری از افراد و همراهان کیومرث ترسیم شده است.[21] که نشاندهندۀ نفوذ بینش و فرهنگ ایرانی در این زمینه است.
کیومرث نخستین ملوک کشور یا ملت عجم در شاهنامه است که سیسال حکمرانی نمود. حکیم طوس چنین اظهار میدارد که او در کمال و بزرگی دیهیم بر سر گذاشت ولی از دوران او اطلاعی در دست نیست. زمان کیومرث مانند زمانی نیست که پسر از پدر یاد نماید یا احوالات و خاطرات پدر را بتواند موبهمو بازگو نماید، آنچه بود کیومرث انسانی برتر از دیگران در اخلاق و آدمیت بود.
فردوسی که خویش را پژوهندۀ آثار و نامههای کهن نام میبرد و از نامآوران و پهلونان ایران باستان دم میزند، راجع به کیومرث اینگونه اظهار میدارد که او نخستین کسی بود که آیین تاج و تخت را آورد یا احیا نمود پیش از او در میان اقوام ایرانی دولتی وجود نداشت. حکومت کیومرث از روز نوروز که جهان پر از فر و آیین و آب است آغاز میگردد؛ دشت و دمن پر از سبزه و گیاه، آفتاب گرمابخش و درخشان، چنین روزی است که کیومرث تاج شاهی بسر برنهاد:
کیـومرث شـد بر جـهان کدخـدای * * * نخستین به کوه اندرون ساخت جای
سـر بخـت و تخـتش برآمـد به کوه * * * پلـنگـیـنه پـوشیـد خـود بـا گـروه
احوالات کیومرث و قبیلهاش از ابیات فوق چنین متصور میگردد که او نه تنها پادشاه بزرگی نبود بلکه تنها کدخدای دهکده یا قبیلۀ خویش که همان عجم باشد، بود. منزل و مأوای نخستشان در دل کوه قرار داشت یعنی احتمال میرود از کوهستاننشینان بوده که خانه یا مقر او در دل کوه قرار داشته. البسهها و تنپوشهای کیومرث و گروهش نیز جامههای بافته شده نبود یا به عبارتی هنوز به هنر پارچه بافی آشنایی نداشتند. از پوست حیوانات اهلی و حشی مانند پلنگ پوششی برای خویش تهیه مینمودند (نک: تصویر شماره 5). اینک باستانشناسان از فرهنگ دورۀ مزبور در ایران اشیاء و آثاری کشف کردهاند.
تصویر شمارۀ 5: کیومرث اولین پادشاه روی زمین به همراه سیامک و هوشنگ در حالی که پوشینهای از پلنگ بر تن دارند (زبدةالتواریخ DCB. T. 414/54a)
جمشید یکی از پادشاهانِ اساطیری ایران است و قدمتی بس کهن دارد. نام او در اوستا و متون پهلوی و متنهای دوران اسلامی آمده است. در اسطورههای ایرانی کارهای سخت بزرگ به او نسبت داده شده است. جمشید در شاهنامه، فرزندِ تهمورث و شاهی فرهمند است که سرانجام بهخاطرِ خودبینی و غرور فرّه ایزدی را از دست میدهد و بهدست ضحاک کشته میشود.
نخستین کسی که دربارۀ افسانۀ جم، از آغاز آن در دورۀ هند و ایرانی تا زمان فردوسی به پژوهش پرداخته، روت است. او یَمه -یِمه و خواهرش را نخستین زوج بشر میداند که حاصل وصلت میان نور گنبد آسمانی (ویوَسوَنت) و ابر تاری که خبر از طوفان میدهد (سَرَنیُو) هستند. جمشید بنا بر قدیمیترین افسانۀ مشترک آریاییها، در نظر هندیان پدر و شاه فرزندان خود در جهان دیگر میگردد که در مرگ به دنبال او میروند، او سرور درگذشتگان است. از سوی دیگر ایرانیان، آن زمان آغازین را که در آن جمشید میزیست و آغاز شکل گرفتن زمین بهصورت اقامتگاه دلپذیر جامعه بشری بود با خوبیها و لذایذ متجلی میسازند، تصویری که معمولاً نیروی تخیل آن را در گذشتههای دوردست جستوجو میکند .(Roth, 1980: 417-433; Müller, 1866: 1\481) همزمانی جمشید با طوفان نوح و سپس ضحاک بهطور کاملاً روشنی در زبدةالتواریخ بیان شده است (نک: تصویر شماره 6).
تصویر شمارۀ 6: سمت راست نوح نبی (ع) و سمت چپ جمشید پادشاه ایرانی (زبدةالتواریخ: موزه هنری لوس آنجلس شماره M.85.237.38)
در هنر ایرانی- اسلامی یکی دیگر از موضوعاتی که با آن زیاد روبهرو میشویم تصاویر اسکندر است. در آثار شاعرانی همچون، فردوسی، نظامی و جامی و سایر شاعران نگارههای متعددی در مورد اسکندر ترسیم شده است. در آثاری که بعد از سدۀ دهم در عثمانی تألیف شده است داستان ساختن سد توسط اسکندر در مقابل یأجوج و مأجوج آمده است. سرآغاز این تصاویر آثار سید لقمان است که نمونهای از آن را میتوان در صفحههای از زبدةالتواریخ[22] مشاهده کرد که به این موضوع نزدیک است. [23](نک: تصویرشماره 7)
تصویر شمارۀ 7: ساختن سد توسط اسکندر (زبدةالتواریخ DCB. T. 414/48b)
تذهیبهای ابتدایی این دوره با نقوش رومی تزئین شده بودند. اما در نیمۀ دوم سدۀ دهم هجری بهخصوص در تزئین آثار نگارش یافته توسط سید لقمان شاهد یک نوع تحول و توسعه در هنر تذهیب هستیم. در تزئینات این دوره صحنۀ تزئین نسبت به دورههای قبلی بیشتر شده و توسعه یافته است. استفاده از آب طلا در این تزئینات افزایش یافته است، بهطوری که مکتب جدیدی را در هنر تذهیب آفریده است. این افزایش استفاده از آب طلا در تذهیب کاملاً از مکتب صفوی تآثیر گرفته است. از نمونههای بارز این تغییر را میتوان در صفحههای مُذهب زبدةالتواریخ مشاهده کرد. در نسخۀ موزۀ توپقاپی (H.1321) صفحههای 1/ب-2/الف که صفحۀ تقدیم است بر روی کاغذی کرمرنگ مملو از برگها و ساقههای طلائی رنگ، گلهای لاجوردی، صورتی، سبز و سفید تزئین شده است. در زبدةالتواریخ (TİEM. 1973) صفحۀ تقدیم نیز در زمینهای لاجوردرنگ با گلهایی به رنگ زرد، سبز، فیروزهای و سفید تزئین شده است. در میان صفحههای ابتدایی هر دو اثر در ظهریهای دایرهایشکل در زمینهای طلائی، با مرکب قرمز عبارات تقدیم نگارش یافته است.[24]
یکی دیگر از خصوصیاتی که آثار سید لقمان در مکتب هنری عثمانی رواج دادهاند افزایش تعداد صفحههای تذهیب شده است که این تعدد و کثرت را میتوان در شاهنامۀ سلیمخان(A.3595) که دارای چهار ظهریه و دو سرلوح مذهب و شاهنامۀ مرادخان (B.200) که دارای یک سرلوحۀ مذهب و دو ظهریه است، مشاهده نمود.
در کارگاههای سلطنتی، معمولاً نقاشان علاوه بر ترسیم تصاویر در سایر کارهای تزئینی نیز مشارکت میکردند. به همین دلیل تفکیک نوع فعالیت آنها بسیار مشکل است. از طرفی کثرت افرادی که در آفرینش آثار هنری برای دربار فعالیت میکردند باعث گردیده تا نام آنها در آثار ذکر نگردد. بهطوری که در تهیۀ زبدةالتواریخ (TİEM. 1973) سیزده نقاش، شش خطاط، یک جلدساز و هفت شاگرد کارگاه کتابخانۀ سلطنتی همکاری نمودهاند. [25]
تصویر شمارۀ 8: سرلوح مُذهب و تزئینات ابتدای کتاب شاهنشاهنامه (برگ 1/ب)
سدۀ دهم هجری در تاریخ جلدسازی، همانند هنر نگارگری و تذهیب دورۀ کلاسیک نامگذاری شده است. زیرا بهترین جلدهای ساخته شده مربوط به این دوره است.[26] از اولین نشانههای توسعۀ جلدسازی در نیمههای سدۀ دهم به بعد را میتوان در تنوع رنگهای چرمهای مورد استفاده در جلد مشاهده نمود. به عنوان مثال: سبز تیره (TİEM. 1973)، رنگ قهوهای (TSM R.1537)، آلبالوئی (TSM B.200)، سرخ (TSM H.1321)، سیاه (DCB. T.414) و...
تزئینات روی جلد نیز یکی از روشهای است که آثار مربوط به سید لقمان در هنر کتابآرائی عثمانی عرضه مینماید. در این آثار تزئینات روی جلد در بیرون و درون جلد به دو قسمت تقسیم میشود. ترنجهای که با سر ترنجهای در بالا و پائین جدا شدهاند زیبائی خاصی به تزئینات جلدها میدهد. در این عصر ترنجها بیشر دایرهای است. تا میانههای سدهۀ دهم همانند سدههای گذشته تزئینات روی جلدها به نحوی بود که بین ترنج و گوشهبندها خالی گذاشته میشد و هیچگونه تزئیناتی در آنها انجام نمیشد.[27]
در جلد TİEM. 1973، بر روی زمینهای لاجوردیرنگ، گلهای کوچکی به رنگ صورتی، سفید، زرد و گوشهبندهای از ساقههای تزئینشده تشکیل یافته و در وسط آن نیز با همان تزئینات یک ترنج جای گرفته است. در بین گوشهبند و ترنج قسمتهای با طرحها و اشکال طلائی پر شده است. درون جلد نیز بر روی زمینهای لاجوردی با ترنج و گوشهبندهای نقرهای و طلائی تزئین شده است. بر روی جلد نسخهای از قیافةالانسانیه (R.1265) ترنجهای به شکل یک چهارم، و بر روی زمینهای طلائی طرحهای از ابرهای چینی، خطائی و رومی بهصورت سوخت تزئین شده است. در کنارهها زنجیرکهای باریک و لبه برگردانی که بر روی آن یک ترنج جای گرفته است مشاهده میگردد. این نوع تزئینات در نوع خود نوآوری جدیدی محسوب میگردد.
در جلدسازی عثمانی تا این تاریخ معمولاً مابین ترنج و گوشهبند تزئین نمیگردید. در حالی که در جلدهای آثار مورد بحث مابین ترنج و گوشهبند با طرحهای بهصورت حلکاری شده پر شده است. در جلد هنرنامه که اثر دو هنرمند معروف، قارا محمد و محمد عبدی است، تمام روی جلد با انواع طرحهای ختائی، رومی و ابر پر شده استCunbur 1992. c.2: 455; Binark, 1987: 105
تصویر شمارۀ 9: کتیبه، متن فارسی، نگارهها، صفحهآرایی و تزئینات کتاب سلیم نامه(برگ 15/ب- 16/الف)
دورهای که از سلطنت مراد سوم آغاز گردید، دورهای است که میتوان ادعا نمود دورۀ کلاسیک در هنر کتابآرائی عثمانی بهشماره میرود. در این دوره بهخصوص نگارگری و جلدسازی، به حد اعلای خود رسیده بود. بسیاری از آثار بهجای مانده از این دوره که در کتابخانههای مختلف نگهداری میشوند این مطلب را تأئید مینماید.
این آثار سرآغاز فعالیت نقاشان در زمینه کار بر روی آثار تاریخی و زنده کردن تصاویر تاریخی است. در رأس این آثار فارسی و ترکی که بهصورت منظوم و منثور براساس اثر معروف شاهنامۀ فردوسی آفریده شده و گاه نام شاهنامه نیز بر خود گرفتهاند، قرار دارند. در این دوره شاهنامه بهعنوان الگویی برای آفرینش آثار منظوم در زمینۀ تاریخ عثمانی به حساب میآید و عارفی و سید لقمان دقیقأ از آن الگوبرداری کردهاند. سید لقمان در مقدمۀ یکی از آثار خویش نسبت به این امر اشاره نموده و اضافه کرده است وی بهدلیل نگارش تاریخ عثمانی خوششانستر بوده و مورد حمایت سلاطین قرار گرفته است.
بعد از آنکه سید لقمان بهعنوان شاهنامهنویس دربار انتخاب گردید تیمی که بهصورت مشترک از شاعران و هنرمندان تشکیل میشد، را احیاء نمود. وی در زمان مراد سوم با همکاری نقاش عثمان این نوع تیم را مجددأ تشکیل داد. ترسیم نگارههای از کیومرث و اسکندر و امامان شیعی در آثار سید لقمان از اولین نمونههای اینگونه تصاویر در عثمانی است که با نظارت مستقیم سلاطین عثمانی ترسیم شده است.
[1]. نسخه در ابعاد 4/25 × 37 سانتیمتر و 617 برگ بوده و در پانزده سطر با عرض 14 سانتیمتر بهصورت چهار ستون توسط علی ابن امیربیک شیروانی (که وی نیز از ایران مهاجرت کرده بود) در اواسط رمضان سال 965 هـ/ می 1557 م. کتابت شده و دربرگیرندۀ نودوشش نگاره است.
[2]. Hünernâme
[3]. جلد اول آن در کتابخانۀ کاخ توپقاپی (H.1523) نگهداری میشود که به خط سینان بن محمد بوسنیایی در پنجم رمضان 992 هـ/ 1584م. نگارش یافته است. جلد دوم نیز در همان موزه است (H.1524) و در صفر 996 هـ/ دسامبر 1588م. به اتمام رسیده و به سلطان مراد سوم تقدیم شده است (Karatay 1968: 224, 227).
[4]. Zübdetü’l-Tevarih (Tomar-ı Hümayun/Mücmelü’t-Tomar/Nesebnāme)
[5]. این نسخه که در 242 برگ کتابت شده است شامل 31 نگاره و دو نقشه است و نسخۀ عکسی آن در کتابخانۀ آیتالله العظمی مرعشی نجفی قم به شمارۀ 955 موجود است.
[6]. Selim Hânnâme
[7]. این نسخه از طرف مردیث اونوس G.M. Meredith-Owens منتشر شده است.
[8] . نقّاش عثمان (گاهی اوقات به نام عثمان نگارگر ثبت شده است) رئیس نقّاشخانه امپراتوری عثمانی در نیمۀ دوم سدۀ یازدهم بود. تاریخ تولد و مرگ او دقیقاً مشخص نشده است اما بسیاری از آثار او مورخ ربع آخر سدۀ یازدهم است. قدیمیترین اثر شناختهشده از نقاش عثمان مربوط به یک ترجمۀ ترکی از شاهنامۀ فردوسی است. او رئیس نقاشان چند تاریخ رسمی نوشتۀ سید لقمان در دورۀ مراد سوم است .از آن جمله ظفرنامه، شاهنامۀ سلیمخان و شهنشاهنامه را میتوان نام برد (کریمزاده تبریزی،1376: 1/354-355؛ مدخل 615).
[9]. تصویری شبیه به این نشست را در نسخۀ موزۀ لندن نسخه شرقی: شمارۀ Or.7043 برگ 7/ب نقاش عثمان ترسیم کرده است که همین افراد حضور دارند ولی محل قرار گرفتن آنها متفاوت است. به دلیل آنکه قیافۀ این افراد در دو تصویر بسیار شبیه به هم بوده و یکی از افراد حاضر در این جلسه ترسیمشان کرده است، به نظر میرسد که تصاویر دقیقی از این افراد باشد.
[10]. Şehinşâhnâme
[11]. Kıyâfetü’l-İnsâniye ve Şemâili’l-Osmaniye
[12]. Oğuznâme
[13] . ابن بیبی، حسین بن محمد بن علی الجعفری الرغدی. مختصر سلجوقنامه. به اهتمام محمد جواد مشکور. تهران: کتابفروشی تهران، 1350.
[14]. Şehnâme-i Tafṣîl-i Ḥâl-i Âl-i Osman
[15]. تصویر امامان شیعه در زبدةالتواریخ: در نسخه TSM H.1321 برگ 61/الف، شش امام، برگ 62/الف پنج امام؛ نسخه TİEM. 1973 49/الف شش امام و برگ 50/الف پنج امام؛ نسخه DCB. T.414 برگ 128/الف پنج امام و 129/الف شش امام و 130/الف چهار خلیفه (Renda 1969: 41).
[16]. The Los Angeles County Museum of Art
[17]. در یکی از نسخههای "قیافة الانسانیه فی شمائل العثمانیه" (توپقاپی H.1562) پورترههای بیستوچهار سلطان ترسیم شده است. در سایر نسخهها (توپقاپی روان 1265، خزینه 1563، دانشگاه استانبول T. 6087 و کتابخانه ملت شماره 1216) پورترۀ دوازده سلطان وجود دارد (Süslü, 1972-1973: 549; Karatay, 1961b: 236). اما در آخرین نسخه (دانشگاه استانبول شماره T. 6088) پورترۀ سلطان مراد سوم بعداً بدان اضافه شده است (Süslü 1972: 552).
[18]. Levni
[19]. بهعنوان مثال نگارههای موجود در صفحههای: 18/ب، 178/الف، 186/ب، 187/الف، 194/ب، 211/الف، 217/الف.
[20]. بهعنوان مثال نگارههای موجود در صفحههای: 25/ب-26/الف، 40/الف، 60/ب-61/الف، 66/ب-67/الف، 80/ب،-84/ب، 87/ب-88/الف، 119/ب-120/الف، 122/ب-123/الف، 125/ب-126/الف، 147/ب-148/الف،152/ب، 177/ب.
[21]. در نسخههای زبدةالتواریخ(TİEM 1973/20a ve 22a; DCB. T. 414/54a) داستان کیومرث در میان داستانهای مربوط به پیامبران آمده و تصاویر کیومرث ترسیم شده است.
[22]. صفحههای از زبدةالتواریخ که تصاویر ساخت سد توسط اسکندر را ترسیم کردهاند عبارتند از: TSM H.1321/48b; TİEM 1973/24b; DCB. T. 414/64a, 108a
[23]. Renda, 1969: 63.
[24]. Renda 1969: 30, 46; Binark 1975: 25; Ödekan, Ayla. “Mimarlık ve Sanat Tarihi.” Metin Kunt ve diğerleri. Türkiye Tarihi 2: Osmanlı Devleti (1300-1600). İstanbul: Cem Yayınevi, 2000: 381.
[25]. بنا بر اسناد موجود در آرشیو نخستوزیری ترکیه، اسامی نقاشان این اثر بهصورت ذیل ذکر شده است: استاد لطفی، ملا قاسم، استاد عثمان، استاد علی، استاد فضلی بن عثمان، استاد موسی، استاد زرگوی حسین، استاد محمد بن عابدین، احمد بن علی، محمد بن عثمان، پیر محمد، استاد شاه محمد، استاد محمد بن صالح (Renda 1977: 66; Renda 1969: 34).
[26]. Arıtan, Sami Ahmet. “Ciltçilik.” İslam Ansiklopedisi: İslam Âlemi Tarih, Coğrafya, Etnografya ve Biyografya Lugati. İstanbul: Milli Eğitim Bakanlığı,1967: c.7 :551-557.: 556
[27]. Binark, İsmet. “Türk Kitapçılık Tarihinde Cilt Sanatı” Fırat Havzası Yazma Eserler Sempozyumu 5-6 Mayıs 1986: Bildiriler. Elazığ: Fırat Üniversitesi, 1987: 104-105.